تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 985

مساهمون:

ص٩٨٥
36 / 29 نبود عقوبت ايشان مگر يك فرياد تند پس ناگهان ايشان چون آتش فرومرده شدند ( 29 ) 36 / 30 اى واى بر بندگان نمىآيد هيچ بديشان فرستاده مگر به او تمسخر مىكردند ( 30 ) 36 / 31 آيا نديدند چه قدر هلاك ساختيم پيش از ايشان طبقات مردمان را آيا نديدند كه آن جماعه بسوى ايشان بازنمىآيند ( 31 ) 36 / 32 و نيست هر طبقه مگر جمع آورده نزديك ما حاضر كرده شده ( 32 ) 36 / 33 و نشانه هست براى ايشان زمين مرده زنده گردانيديم آن را و برآورديم ازان دانه پس ازان دانه مىخورند ( 33 ) 36 / 34 و آفريديم در زمين بوستانها از درختان خرما و درختان انگور و روان ساختيم دران بوستان چشمها ( 34 )
شرح
إِنْ كانَتْنبود عقوبت اهل انطاكيهإِلَّا صَيْحَةً واحِدَةًمگر يك فريادى كه جبرئيل عليه السلام هر دو بازو بر شهر ايشان گرفته صيحه زدفَإِذا هُمْپس ناگاه ايشانخامِدُونَفرومردگان بودند يعنى به يك نعره جبرئيل عليه السلام فرومردند چون آتش به‌يك‌بار منطفى گردديا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِاى دريغا بر بندگان كافرما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍنيامد بديشان هيچ پيغمبرىإِلَّا كانُوا بِهِمگر بودند با اويَسْتَهْزِؤُنَاستهزا مىكردندأَ لَمْ يَرَوْاآيا نديدند و ندانستند كه ماكَمْ أَهْلَكْناچند هلاك كرديمقَبْلَهُمْپيش از ايشانمِنَ الْقُرُونِاز اهل روزگارهاأَنَّهُمْ إِلَيْهِمْمشاهده نكردند آنكه هلاك‌شدگان بسوى ايشانلا يَرْجِعُونَبازنمىگردند يعنى به دنيا معاودت نمىكنندوَ إِنْ كُلٌّو نيستند همه ايشانلَمَّا جَمِيعٌمگر بهم جمع شدهلَدَيْنا مُحْضَرُونَنزديك ما حاضرشدگان در روز قيامت براى پاداش يعنى آنان كه هلاك كرده‌ايم از پيشينيان يا اين مخالفان واپس‌مانده همه در عرصه‌گاه حشر به حضرت ما حاضر خواهند شد و مناسب كردار و گفتار خود جزا و سزا خواهند يافت يعنى به عذاب اليم و عقاب عظيم گرفتار خواهند شد در مجلس حرمان و مضيق خذلان محبوس آيند و مهجور سرمدى خواهند شد بيتوز نعمت جنان همه محروم جاودان * محزون و مستمند همه محبوس و مبتلاوَ آيَةٌو نشانه از نشانهاى قدرت مالَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُمر كافران را زمين مرده است يعنى خشك و بىگياه كه ما بسبب بارانأَحْيَيْناهازنده كرديم آن راوَ أَخْرَجْنا مِنْهاو بيرون آورديم ازوحَبًّادانه درو دنى مراد حبوب غاذيه استفَمِنْهُ يَأْكُلُونَپس از ان دانه مىخورندوَ جَعَلْنا فِيهاو آفريده‌ايم در زمينجَنَّاتٍبوستانهامِنْ نَخِيلٍاز انواع خرمانيانوَ أَعْنابٍو اصناف تاك‌بنانوَ فَجَّرْناو روان كرديمفِيها مِنَ الْعُيُونِدر زمين از چشمها .