تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
2 / 278 اى كسانى كه ايمان آورديد حذر كنيد از خدا و ترك كنيد آنچه مانده است از سود اگر هستيد از اهل ايمان ( 278 ) 2 / 279 پس اگر نه كرديد پس خبردار باشيد بجنگى از طرف خدا و رسول او و اگر توبه كرديد پس شما راست اصل مالهاى شما نه شما ستم كنيد و نه بر شما ستم كرده شود ( 279 ) 2 / 280 و اگر باشد مفلسى پس لازم است مهلت دادن تا توانگرى و آنكه خيرات كنيد بهتر است شما را اگر هستيد داننده ( 280 ) 2 / 281 و حذر كنيد از آن‌روز كه بازگردانيده شويد در آن بسوى خدا پس تمام داده شود هر شخصى را آنچه عمل كرده است و ايشان ستم كرده نه شوند ( 281 )
شرح
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى گروه گرويدگاناتَّقُوا اللَّهَبترسيد از عذاب خداوَ ذَرُواو دست بداريدما بَقِيَ مِنَ الرِّبااز آنچه مانده است از ربواإِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَاگر هستيد شما باوردارندگان مر حرمت ربوا را بنى عمر و ثقفى و بنى مغيره مخزومى به ربوا با يكديگر معامله داشتند حضرت رسالت‌پناه ص روز فتح مكه به حرمت ربوا فتوى داد و بنى عمر و به شرط آنكه رباى ايشان بر ديگران ثابت باشد و رباى ديگران از ايشان ساقط شود صلح كردند و بوقت طلب ربوا از بنى مغيره كار بر ايشان سخت گرفتند و ايشان فرياد برآورده گفتند ما چه بدبخت كسانيم كه ربوا را از همه مردمان وضع كرده‌اند ما هنوز بدان بلا گرفتاريم پس قصّه خود را بعرض عتاب بن اسيد كه حاكم مكه بود رسانيدند و او صورت حال ماجراى ايشان بجناب نبوت مآب نوشت اين آيت نازل شد كه دست از ربوا بداريدفَإِنْ لَمْ تَفْعَلُواپس اگر نكنيد و بقيه ربوا را ترك ننمائيدفَأْذَنُواپس آگاه كنيد يك ديگر را و آماده باشيدبِحَرْبٍبه جنگ‌كردنىمِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِاز خدا و رسول او و حفص رح فاذنوا خواند از اذن كه بمعنى علم است يعنى اگر ترك ربوا نه كنيد آگاه باشيد و بدانيد كه لايق‌ايد بحرب خدا كه آتش است و بحرب رسول كه شمشير اوستوَ إِنْ تُبْتُمْو اگر توبه كنيد از گرفتن ربوافَلَكُمْپس مر شما راسترُؤُسُ أَمْوالِكُمْسرمايه‌هاى اموال شمالا تَظْلِمُونَنه شما ظلم كنيد بر مديون و زياده از راس المال طلبيدوَ لا تُظْلَمُونَو نه بر شما ظلم كنند و از سرمايه چيزى بكاهند بعد از نزول اين آيت بنى عمر و گفتند ما را طاقت حرب خدا و رسول نيست و از سود گذشته به سرمايه راضى شدند و بنو مغيره از غايت تنگدستى تا ادراك ثمار مهلت خواستند و بنى عمرو در تحصيل آن تعجيل نموده از امهال و تاجيل ابا مىكردند آيت آمد كهوَ إِنْ كانَو اگر واقع باشد غريمذُو عُسْرَةٍخداوند دشوارى و مفلسى يعنى غريم تنگدست و مفلس باشدفَنَظِرَةٌپس حكم آن مهلت دادن استإِلى مَيْسَرَةٍتا وقت توانگرى و آسانىوَ أَنْ تَصَدَّقُواو اگر صدقه دهيد به قرض دار مفلسخَيْرٌ لَكُمْبهتر است مر شما راإِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَاگر دانيد شما كه آنچه خدا مىفرمايد متضمن صلاح دو جهانى و متكفل انجاح جاودانى استوَ اتَّقُوا يَوْماًو بترسيد از عذاب روز كه همه شماتُرْجَعُونَ فِيهِبازگرديده شويد در آن روزإِلَى اللَّهِبه حساب خدا يا جزا كه مقرر كرده است از ثواب و عتابثُمَّ تُوَفَّىپس تمام داده شودكُلُّ نَفْسٍهر نفسى راما كَسَبَتْجزاى آنچه عمل كرده باشد از نيك و بدوَ هُمْ لا يُظْلَمُونَو ايشان يعنى بازگرديدگان بوى ستم كرده نشوند .