تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
2 / 273 خيرات براى آن فقيران است كه بند كرده شدند در راه خدا نمىتوانند سفر كردن در زمين نادان مىپندارد ايشان را توانگر بسبب طمع نه كردن تو مىشناسى ايشان را به قيافهء ايشان سؤال نمىكنند از مردمان بالحاح و آنچه خرج كنيد از مال پس هر آئينه خدا به آن داناست ( 273 ) 2 / 274 كسانى كه خرج مىكنند اموال خويش شب و روز پنهان و آشكارا پس ايشان راست مزد ايشان نزديك پروردگار ايشان و نيست ترس برايشان و نه ايشان اندوهگين شوند ( 274 )
شرح
لِلْفُقَراءِاين صدقه و نفقه شما براى درويشانستالَّذِينَ أُحْصِرُواآنان كه بازداشته شده‌اندفِي سَبِيلِ اللَّهِدر طاعت خدايا در جهادلا يَسْتَطِيعُونَنمىتوانند به‌واسطه اشتغال به غزا يا دوام طاعتضَرْباًسيركردنىفِي الْأَرْضِدر زمين براى تجارت و طلب رزق و اينان درويشان مهاجر بودند قريب چهارصد تن چون عمار ياسر و بلال و ابن مسعود رض و امثال ايشان كه در مدينه منوره منزلى نداشتند كه شب آنجا بسر برند مسكن ايشان به شب صفّه مسجد پيغمبر ص بود و بروز ملازم آن حضرت بودندى نه سايه التفات بر كس مىانداختند و نه بسؤال و طلب روزى مىپرداختند و بدين سبب فرموديَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُمىپندارند ايشان را مرد نادان و بىخبر از حال ايشانأَغْنِياءَكه ايشان توانگرانندمِنَ التَّعَفُّفِبه سبب باز ايستادن از سؤال و استغنا از خلقتَعْرِفُهُمْتو مىشناسى ايشان را اى محمد صبِسِيماهُمْبه نشان و علامت ايشان كه صفرةاللونست و نزارى بدن و خميدگى پشت و بسيارى اشكلا يَسْئَلُونَ النَّاسَسؤال نه كنند از مردمان و چيزى نخواهند از ايشانإِلْحافاًاز روى الحاح و ابرام و به غير آن نيز چه ايشان موصوف‌اند به تعفف كه ترك سؤالست و ترك سؤال به جهت مرحمت و شفقت مىكردند كه ناگاه مردم رد سؤال نه كنند و از رستگارى بازمانند ما افلح من رد السائلوَ ما تُنْفِقُواو آنچه نفقه كنيدمِنْ خَيْرٍاز مال خود براى اصحاب صفه و غير ايشان از مستحقانفَإِنَّ اللَّهَپس به درستى كه خدابِهِ عَلِيمٌبدان داناست مىداند كه به كه مىدهيد و از براى چه مىدهيدالَّذِينَآنان كهيُنْفِقُونَنفقه مىكنند در راه حق براى مستحقأَمْوالَهُمْمالهاى خود رابِاللَّيْلِبه شبوَ النَّهارِو بروزسِرًّادر پنهانوَ عَلانِيَةًو به آشكار غرض استغراق اوقاتست به اعطاى صدقات در اسباب نزول آورده كه مرتضى رض چهار درم داشت يكى به ظاهر تصدق كرد و يكى در سر و يكى به شب ظلمانى و يكى بروز نورانى حق تعالى اين آيت فرستاد و حضرت رسالت‌پناه ع از مرتضى رض پرسيد ترا چه برين داشت كه بدين نوع تصدق نمودى جواب داد كه طريق صدقه را بيرون ازين چهار صورت نديدم جميع آن را التزام نمودم به تمناى آنكه يكى ازينها شرف قبول يافته بموقع رضا رسد و صاحب كشاف آورده كه صديق رض چهل هزار دينار صدقه داده ده هزار در سر و مثل آن در علانيه و همان مقدار در شب و به همان منوال در روز حق سبحانه درين آيت صدقات صديق رض را بستودفَلَهُمْپس مر ايشان راست كه بدين چهار نوع صدقه دهندأَجْرُهُمْمزد صدقات ايشانعِنْدَ رَبِّهِمْنزد پروردگار ايشان كه آن بهشت باقى و نعمت جاودانىست و گفته‌اند مراد آنست كه ايشان را در مقام عنديت فرود آرد فى مقعد صدق عند مليك مقتدروَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْو خوف نباشد ايشان راوَ لا هُمْ يَحْزَنُونَو نه ايشان اندوهگين شوند .