35 / 14
اگر بخوانيد ايشان را نشوند خواندن شما را و اگر بفرض بشنوند قبول نكنند گفتهء شما و روز قيامت منكر شوند شريك مقرّر كردن شما را و خبر ندهد ترا هيچكس مانند دانا ( 14 )
35 / 15
اى مردمان شمائيد محتاج بسوى خدا و خدا همونست بىاحتياج ستودهكار ( 15 )
35 / 16
اگر خواهد نابود سازد شما را و بيارد آفرينش نو ( 16 )
35 / 17
و نيست اين كار بر خدا دشوار ( 17 )
35 / 18
و برنمىدارد هيچ بردارنده بار ديگرى را و اگر بخواند گرانبار كسى را بسوى بار خويش برداشته نشود ازان بار چيزى اگر چه آنكس خداوند خويشى باشد
شرح
إِنْ تَدْعُوهُمْاگر بخوانيد آنان را كه معبودان باطل شمااند يعنى دعا كنيد براى جر نفعى يا دفع ضررىلا يَسْمَعُوانمىشنونددُعاءَكُمْخواندن شما را زيرا كه جماداند و جماد را شنوائى نباشدوَ لَوْ سَمِعُواو اگر بر سبيل فرض بشنوندمَا اسْتَجابُوا لَكُمْاجابت نكنند مر شما را و حاجت شما روا نكنند زيرا كه قادر نيستند بر ايصال منافع و دفع مكارهوَ يَوْمَ الْقِيامَةِو روز رستخيزيَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْكافر شوند بشرك آوردن شما يعنى معترف گردند بر بطلان آن شرك كه شما آورديد يا منكر شوند پرستش شما را و گويند ما كنتم ايانا تعبدونوَ لا يُنَبِّئُكَو خبر نكند ترا از حقيقت كارها هيچ خبركنندهمِثْلُ خَبِيرٍمانند دانا به حقيقت امور كه آن خداوند است سبحانه و تعالى صاحب لباب آورده كه اضافت مثل به خدا جائز نيست پس اين مثلى است در كلام عرب شائع گشته و استعمال كنند در اخبار مخبرى كه سخن او فى نفس الامر معتمد عليه و موثق به باشديا أَيُّهَا النَّاسُاى مردمانأَنْتُمُ الْفُقَراءُشما محتاجانيدإِلَى اللَّهِبه خداى يعنى به روزى او و آمرزش او و خوشنودى او و بهشت اووَ اللَّهُو خداى تعالىهُوَ الْغَنِيُّاو بىنيازست و به غناى مطلق خود منعم بر جميع موجوداتالْحَمِيدُستوده شده بر نعمت عام و فضل شامل و ببايد دانست كه ماهيات ممكنه در وجود محتاجند بفاعل و انتم الفقراء اشارت به آن است كه حق سبحانه بحسب كمال ذاتى خود از وجود عالم و عالميان مستغنى است و اللّه هو الغنى عبارت از ان است و چون ظهور كمال اسماء موقوفست بر وجود اعيان ممكنات پس در ايجاد آن نعمتى است كبرى كه مستحق حمد است و ثنا و كلمه الحميد بدان ايما مىكند و ازين رباعى پى بدين معنى مىتوان برد رباعىتا حق گردد بجمله اوصاف عيان * واجب باشد كه ممكن آيد به ميانورنه بكمال ذاتى از عالميان * فروست و غنى چنان كه خود كروبيانإِنْ يَشَأْاگر خواهديُذْهِبْكُمْببرد شما را از روى زمين يعنى هلاك كندوَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍو بيارد آفريدگان تو يعنى قومى كه از شما فرمانبردارتر باشد يا گروهى بيارد كه كس نديده و نشنيده باشدوَ ما ذلِكَو نيست بردن شما و آوردن ديگرانعَلَى اللَّهِبر خداىبِعَزِيزٍدشواروَ لا تَزِرُو برنداردوازِرَةٌنفسى گناهكنندهوِزْرَ أُخْرىبار گناه نفس ديگرى راوَ إِنْ تَدْعُو اگر بخواندمُثْقَلَةٌنفس گران بار از گناه ، ديگرى راإِلى حِمْلِهابه برداشتن بعضى از گناهان وىلا يُحْمَلْبرداشته نشودمِنْهُ شَيْءٌاز گناه او چيزى يعنى مدعو ، هيچ چيز از گناه داعى برنداردوَ لَوْ كانَو اگرچه باشدذا قُرْبىخداوند خويشى يعنى هر چند گناهكارى خويشان و كسان خود را بخواند و درخواست كند كه چيزى از خطيات او بردارند هيچكس اجابت او نكند زيرا كه همه به خود درمانده باشند .