35 / 12
و برابر نيستند يعنى يكسان نمىشود باختلاط دو دريا اين يك شيرين و نهايت شيرين است خوشگوار است آب او و آن ديگر شور به تلخى مائل است و از هر يكى مىخوريد گوشت تازه و بر مىآريد زيورى كه مىپوشيد آن را و مىبينى كشتيها را در دريا شكافنده آب تا روزى طلب بكنيد از فضل او و تا بود كه شما شكر گوئيد ( 12 )
35 / 13
در مىآرد شب را در روز و در مىآرد روز را در شب و رام ساخت آفتاب و ماه را هر يكى مىرود به ميعادى معين اينست خدا پروردگار شما او را است بادشاهى و آنان كه مىپرستيد بجز وى مالك نمىشوند مقدار پوست خسته ( 13 )
شرح
وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِو مساوى نيست دو درياهذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌآن آب شيرين گوارندهشَرابُهُآشاميدن اووَ هذاو آن ديگرمِلْحٌ أُجاجٌآب شور يا تلخ گردانيدهوَ مِنْ كُلٍّو از هر يك ازين دو درياتَأْكُلُونَمىخوريدلَحْماًگوشتىطَرِيًّاتازه يعنى ماهىوَ تَسْتَخْرِجُونَو بيرون مىآريد از درياى شور خاصةحِلْيَةًپيرايه از لؤلؤ و مرجانتَلْبَسُونَهامىپوشيد يعنى مىپوشند زنان شما بعضى برانند كه اين ضرب المثل مؤمن و كافرست كه مساوات ميان ايشان صورت نهبندد چه يكى از حلاوت ايمان عين عذب فرات است و ديگرى از مرارت عصيان بحر اجاج كفر و طغيان بيتآن آب حيات آمد و اين نقش سراب است * اين عين خطا باشد و آن محض ثواب استوَ تَرَى الْفُلْكَو مىبينى كشتيها رافِيهِدر هر يك از ان دو دريامَواخِرَشكافتگان آب و روندگان بر انلِتَبْتَغُواتا طلب كنيدمِنْ فَضْلِهِاز بخشش خداى يعنى ربح در تجارتوَ لَعَلَّكُمْو شايد كه شماتَشْكُرُونَسپاس گوئيد خداى را بر چنان نعمتىيُولِجُ اللَّيْلَدرمىآرد شب رافِي النَّهارِدر روز يعنى مقدارى از شب و روز مىافزايد تا زمان روز زياده مىگردد از زمان شب و آن در دو ربع ربيعى و صيفى استوَ يُولِجُ النَّهارَو داخل مىگرداند روز رافِي اللَّيْلِدر شب يعنى از ساعات روز بر ساعات شب افزايد تا ساعات شب زائد بود از ساعات روز و آن در دو ربع خريفى و شتوى است -وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَو رام كرد آفتاب و ماهتاب را يعنى مسخر فرمان خود ساختكُلٌّ يَجْرِيهر يك ازين دو نيّرين مىرودلِأَجَلٍ مُسَمًّىبراى وقتى نام برده شده يعنى تا زمان معلوم كه دور خود تمام كند يا تا روز قيامت كه از سير خود بازماندذلِكُمُ اللَّهُآن خداى كه خالق و فاعل اين اشيا استرَبُّكُمْآفريدگار پروردگار شما استلَهُ الْمُلْكُمر او راست بادشاهىوَ الَّذِينَ تَدْعُونَو آنان كه مىخوانيد و مىپرستيد آنها رامِنْ دُونِهِبجز خداىما يَمْلِكُونَمالك نمىشوندمِنْ قِطْمِيرٍپوست خسته خرما را پس مالك على الاطلاق و معبود با استحقاق اوست .