تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 969

مساهمون:

ص٩٦٩
34 / 10 هر كه خواهد ارجمندى پس خدائ راست ارجمندى همه يك جا بسوى او بالا مىرود سخنى پاك و عمل صالح بلند مىگرداندش خدا و آنان كه مىانديشند فتنه‌ها ايشان‌راست عذاب سخت و بدانديشى ايشان همون نابود شود ( 10 ) 35 / 11 و خدا آفريد شما را از خاك باز از نطفه بازگردانيد شما را جفت مرد و زن و در شكم برنمىدارد هيچ زنى و نمىزايد مگر بعلم خدا و زندگانى داده نمىشود هيچ دراز عمرى و كم كرده نمىشود از عمر وى الا ثبت است در كتاب هر آئينه اين كار بر خدا آسان است ( 11 )
شرح
مَنْ كانَهر كه باشد كه براى خوديُرِيدُ الْعِزَّةَمىخواهد ارجمندى گو طلب عزت از پرستش خداى كنفَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاًپس مر خداى تعالى را است همه عزتها و به عزت او رسول و مؤمنان متعززاند كه و للّه العزة و لرسوله و للمؤمنين عزّت در ملازمت اوست و مذلّت در مخالفت او بيتعزيزى كه از درگهش سر بتافت * بهر در كه شد هيچ عزّت نيافتإِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُبسوى رضاى او يا بدرگاه قبول او بالا مىرود سخنان پاك يا صحائفى كه آنها درو مكتوب است ميل صعود مىكندوَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُو عمل شايسته برمىدارد آن را و به محل قبول مىرساند چه مجرد قول بىعمل صالح كه اخلاص است نافع نيست يا كلم طيب دعاست و عمل صالح صدقه مساكين و در غالب اجابت دعوات به تصدقات است يا كلمه دعاى ائمه است و عمل صالح تامين جماعتيان يا كلمه تكبير غزات است و عمل شمشير زدن يا كلمه استغفار است و عمل ندم و درين همه صور بردارنده كلمه عمل است و بعضى ضمير فاعل در يرفعه عايد به كلمه طيب‌دارنده كه قول لا إله الا اللّه است و گويند توحيد بردارد عمل را چه قبول بتوحيد است و يك وجه در كشاف آنست كه خداى بردارد عمل صالح را يعنى قدر مرتبه وى را رفيع گرداند مراد عمل موحد مخلص است كه هيچ چيز به قيمت آن نيست و كارها كه ريا به آن آميخته باشند از همه چيز خوارتر و بىمقدارتر است - نظمگرت هيچ اخلاص در يوم نيست * ازين در كسى چون تو محروم نيستزر قلب آلوده بىقيمت است * زرى را كه خالص بود حرمت استوَ الَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئاتِو آنان كه پنهان مىكنند و مىسازند مكرهاى بد را مراد مكرهاى قريش است نسبت با حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم و آنچه در دار الندوه انديشيدند درباره آن حضرت ص از حبس و قتل و اخراج چنانچه در سوره انفال گذشتلَهُمْمر ايشان را يعنى ماكران راستعَذابٌ شَدِيدٌعذابى سخت در آخرتوَ مَكْرُ أُولئِكَو مكر آن گروههُوَ يَبُورُاو كاسد شود و از پيش نرودوَ اللَّهُ خَلَقَكُمْو خداى تعالى بيافريد شما را يعنى پدر شما را ازمِنْ تُرابٍاز خاكثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍپس بيافريد شما را از نطفهثُمَّ جَعَلَكُمْپس گردانيد شما راأَزْواجاًجفتهاى مردان و زنان كه مزاوجت كنيدوَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثىو بار نگيرد يعنى از فرزند هيچ زنىوَ لا تَضَعُو ننهد آنچه در شكم اوست يعنى نزايدإِلَّا بِعِلْمِهِمگر به دانش خداى تعالى يعنى حمل و وضع و مدت و زمان هر يك معلوم اوست نزد اووَ ما يُعَمَّرُو زندگانى داده نشودمِنْ مُعَمَّرٍهيچ دراز عمرىوَ لا يُنْقَصُو كم كرده نشودمِنْ عُمُرِهِاز عمر معمرى ديگر كه بعمر معمر اوّل نرسد مراد آنست كه نيست زيادت عمر و نقصان اوإِلَّا فِي كِتابٍمگر در لوح محفوظ يعنى درازى و كوتاهى عمر و زندگانى مقرر و مقدر شدهإِنَّ ذلِكَبه درستى كه تقدير طول و قصر عمرعَلَى اللَّهِ يَسِيرٌبر خداى آسان است -
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 969 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )