تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 974

مساهمون:

ص٩٧٤
35 / 29 هر آئينه آنان كه تلاوت مىكنند كتاب خدا را و برپا داشته‌اند نماز را و خرج كرده‌اند از آنچه روزى داديم ايشان را پنهان و آشكارا اميدوارند سوداگرى را كه هرگز هلاك نشود ( 29 ) 35 / 30 تا به تمام رساند بسوى ايشان مزد ايشان را و زياده دهد ايشان را از فضل خود هر آئينه او آمرزنده قدردانست ( 30 ) 35 / 31 و آنچه وحى فرستاديم بسوى تو از قرآن همونست باوردارنده آنچه پيش از ويست هر آئينه خدا به بندگان خود خبردار بيناست ( 31 ) 35 / 32 باز ميراث داديم قرآن را به آنان كه برگزيديم ايشان را از بندگان خود پس بعض ايشان ستمكارست بر نفس خود و بعض ايشان ميانه‌رو است و بعض ايشان سبقت سبقت‌كننده است بسوى نيكىها به حكم خدا
شرح
إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَبه درستى كه آنان كه مىخوانند يا متابعت مىكنندكِتابَ اللَّهِكتاب خداى تعالى را كه قرآن استوَ أَقامُوا الصَّلاةَو به‌پاى داشتند نماز را با آداب و شرائط آنوَ أَنْفَقُواو نفقه كردند در راه مامِمَّا رَزَقْناهُمْاز آنچه روزى داده‌ايم ايشان راسِرًّاپنهان از خوف آنكه برياء آميخته نگرددوَ عَلانِيَةًو آشكارا بطمع آنكه سبب رغبت ديگران گردد بتصدق يا سر در مسنونه بود و علانيه در مفروضهيَرْجُونَاميد مىدارند بدين عملهاتِجارَةً لَنْ تَبُورَبازرگانى كه كاسد نبود و زيان به دو نرسد بلكه در روز بازار قيامت متاع اعمال ايشان رواجى تمام يابد و اين عملها كه كرده‌اندلِيُوَفِّيَهُمْتا تمام گرداند خداى تعالى يعنى به تمامى بديشان رساندأُجُورَهُمْمزدهاى كردار ايشانوَ يَزِيدَهُمْو زياده گرداند حسنات ايشان رامِنْ فَضْلِهِاز بخشش خود بيفزايد بر مزد ايشان و ايشان را رتبت شفاعت دهد و در لباب آورده كه شفاعت ايشان را قبول كند درباره جمعى كه واجب شده باشد ايشان را آتش دوزخإِنَّهُبه درستى كه خداى تعالىغَفُورٌ شَكُورٌآمرزنده است مر گناهكاران را * مزددهنده مر سپاس‌داران راوَ الَّذِي أَوْحَيْناو آنچه وحى كرده‌ايم ماإِلَيْكَبسوى تومِنَ الْكِتابِاز قرآنهُوَ الْحَقُّاو راست و درستستمُصَدِّقاًموافقلِما بَيْنَ يَدَيْهِمر آن چيزى را كه پيش از ان بوده از كتب يعنى مطابق در عقايد و اصول احكام آنهاستإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداى تعالىبِعِبادِهِبه بندگان خودلَخَبِيرٌهر آئينه داناست ، ضمائر ايشان را مىداندبَصِيرٌبيناست ، ظواهر ايشان را مىبيند و احوال آنها كه تصديق قرآن و تكذيب آن كنند برو پوشيده نيست آنگه فرمود كهثُمَّ أَوْرَثْنَاما كتابهاى متقدمه را بر امم سابقه فرستاديم پس ميراث داديمالْكِتابَقرآن را يعنى تاخير كرديم آن را تا عطا دهيمالَّذِينَ اصْطَفَيْناآنان را كه برگزيده‌ايممِنْ عِبادِنااز بندگان ما يعنى امت حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم را عطا را ميراث خواند چه ميراث مالى باشد كه بىتعب و طلب بدست آيد همچنين عطيه قرآن بىجستجوى مؤمنان بمحض عنايت ربّانى بديشان رسيد يا همچنان‌كه بيگانه را در ميراث دخلى نيست دشمنان نيز از قرآن بىبهره‌اند يا در سهام ميراث تفاوت هست چون ثمن و سدس و ربع ثلث و نصف و ثلثان و كسى باشد كه تمام بر اينجا نيز بهرهاى اهل قرآن متفاوت است هر كسى به قدر استحقاق و اندازه استعداد خود از حقائق قرآن بهره‌مند شود مصرع زين بزم يكى جرعه طلب كرد و يكى جامفَمِنْهُمْپس بعضى از بندگانظالِمٌ لِنَفْسِهِستمكارانند بر نفس خود بتقصير در عمل كردن به قرآنوَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌو بعضى از ايشان ميانه‌رواند كه عمل كنند بدان در اغلب اوقاتوَ مِنْهُمْو جمعى ديگر ايشانسابِقٌ بِالْخَيْراتِپيشىگيرنده‌اند به نيكوئيها كه پيوسته عمل نمايند به احكام قرآنبِإِذْنِ اللَّهِبه دستورى خداى و بتوفيق فرمان او .