تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 959

مساهمون:

ص٩٥٩
34 / 24 بگو كه روزى مىدهد شما را از جانب آسمانها و زمين باز بگو خدا مىدهد و هر آئينه ما يا شما بر هدايتيم يا در گمراهى ظاهر ( 24 ) 34 / 25 بگو سؤال كرده نخواهيد شد شما از گناه ما و سؤال كرده نخواهيم شد ما از آنچه شما مىكنيد ( 25 ) 34 / 26 بگو جمع خواهد كرد پروردگار ما ميان ما باز حكم كند ميان ما يعنى ميان ما و شما براستى و اوست حكم‌كننده دانا ( 26 ) 34 / 27 بگو بنمائيد مرا آنان كه ايشان را لاحق كرده‌ايد به خدا شريك ساخته ، نه چنين است بلكه خدا همونست غالب با حكمت ( 27 ) 34 / 28 و نفرستاديم ترا الا براى مردمان همه ايشان مژده‌دهنده و ترساننده و ليكن اكثر مردمان نمىدانند ( 28 )
شرح
قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْبگو اى محمّد صلى اللّه عليه و سلّم كه روزى مىدهد شما رامِنَ السَّماواتِاز آسمانها ببارانوَ الْأَرْضِو از زمين بنباتقُلِ اللَّهُو هم خود بگو روزى دهد شما را خداى تعالى چه آن سؤال را بجز اين جوابى نيست و اگر كافران بخوف الزام به زبان نگويند بدل مقراندوَ إِنَّاو ديگر بگو با ايشان كه ما مؤمنان كه روزىدهنده را يكى گوئيم و هم يكى را پرستش كنيمأَوْ إِيَّاكُمْيا شما مشركان كه جمادى را كه در مراتب امكانيت فروترى ازو نيست با واجب الوجود شريك سازيدلَعَلى هُدىًبه راه راستيمأَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍيا در گمراهى آشكاراقُلْ لا تُسْئَلُونَبگو پرسيده نخواهيد شد شماعَمَّا أَجْرَمْنااز آنكه ما مىكنيم از بدىوَ لا نُسْئَلُو ما پرسيده نخواهيم شدعَمَّا تَعْمَلُونَاز آنچه شما مىكنيد بلكه هر كس را از عمل او سؤال خواهند كرد و مناسب آن جزا خواهند دادقُلْ يَجْمَعُبگو جمع كندبَيْنَناميان مارَبُّناپروردگار ما روز قيامتثُمَّ يَفْتَحُپس حكم كندبَيْنَنا بِالْحَقِّميان ما به راستى و محق را به بوستان وصال قربت فرستد و مبطل را به زندان و بالوَ هُوَ الْفَتَّاحُو اوست حكم‌كننده در قضاياى مشكلهالْعَلِيمُدانا به چگونگى حكمقُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَبگو بنمائيد به من آنان را كهأَلْحَقْتُمْبربسته‌ايدبِهِبه خداىشُرَكاءَانبازان يعنى بنمائيد تا بكدام صفت بتان را شريك حق مىسازيد در عبادتكَلَّااين انبازى هرگز درست نيستبَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُبلكه اوست خداوند غالب بر همه كس كه دم شركت با او نتواند زدالْحَكِيمُدانا به احكام صواب و موصوف به حكمت بالغه پس كدام كس را باور تبت شركت توان داد ، نظم وحده لا شريك له ، صفتش * و هو الفرداصل معرفتش شرك را سوى وحدتش ره نيست * عقل از كنه ذاتش آگه نيستهست در راه كبرياى جلال * شرك نالائق و شريك محالوَ ما أَرْسَلْناكَو نفرستاديم ترا اى محمد صإِلَّا كَافَّةًمگر فرستادن عامه و شامللِلنَّاسِمر همه مردمان را از احمر و اسود و از جن و انس يا نفرستاديم مگر به عامه خلق و اين از خصائص افضليت آن حضرت ص ست صلاة اللّه و سلامه عليه كه مبعوث بوده با همه افراد آدميان و جنيان و غير او هيچ‌كس از انبياء ع به تمام جن و انس مبعوث نبوده قطعهترا دادند منشور سعادت * وزآن‌پس نوع انسان آفريدندپرى را جمله در خيل تو كردند * پس آنگاهى سليمان آفريدندو گفته‌اند هاى كافه براى مبالغه است چون علامه و نشابه يعنى نفرستاديم ترا مگر بازدارنده مردمان را از شركبَشِيراًمژده‌دهنده بفضل كسى را كه بتوحيد اقرار كندوَ نَذِيراًو بيم‌كننده بعدل آن را كه بشرك اصرار نمايدوَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِو ليكن بيشتر مردمانلا يَعْلَمُونَنمىدانند فضائل و كمالات ترا و جهل مركب ايشان را بر مخالفت تو مىدارد .