تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 928

مساهمون:

ص٩٢٨
33 / 6 پيغامبر سزاوارتر است به تصرف در امور مسلمين از ذاتهاى ايشان و زنان پيغامبر مادران ايشانند و خداوندان قرابت بعض ايشان نزديك‌تراند ببعض در حكم خدا از سائر مسلمانان و هجرت‌كنندگان ليكن آنكه بكنيد سوى دوستان خود رعايتى جائز اين حكم هست در لوح محفوظ نوشته شده ( 6 ) 33 / 7 و ياد كن چون گرفتيم از پيغامبران عهد ايشان را و از تو بگرفتيم و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى پسر مريم و گرفتيم از ايشان عهد محكم ( 7 )
شرح
النَّبِيُّ أَوْلىپيغمبر سزاوارتر استبِالْمُؤْمِنِينَبه گرويدگانمِنْ أَنْفُسِهِمْاز نفسهاى ايشان در همه كار چه هر چه فرمايد عين صلاح بندگان و محض فلاح ايشان است بخلاف نفس ايشان كه امر او سبب شقاوت و موجب عقوبت است پس بايد كه آن حضرت ص دوست‌ترين باشد به بنده از نفس او و در حديث آمده كه نگرود هيچ يك از شما و مؤمن نباشد تا نباشم من دوست‌تر از پدر و مادر و فرزند و نفس او و همه مردمان - آورده‌اند كه چون حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم به غزوه تبوك عزيمت فرمود همه مسلمانان را بخروج امر فرمود بعضى گفتند از پدر و مادر دستورى طلبيم آيت آمد كه او اولىتر است به مؤمنان از نفسهاى ايشان پس بايد كه فرمان او را از همه فرمانها لازم‌تر شمارند و شنوند و در عين المعانى آورده كه محبّت به او سزاوارترست از محبت با خود يا ديگران مثنوىامتحان را در دو عالم اوست دوست * دوستى ديگران بر بوى اوستدوستى با اصل بايد كرد و بس * فرع را بهر چه دارد دوست كساصل دارى فرع گو هرگز مباش * تن بمان و جان بگير اى خواجه تاشوَ أَزْواجُهُو زنان اوأُمَّهاتُهُمْمادران مؤمنانند يعنى از جهت تحريم و از روى تعظيم چه رويت ايشان روا نبوده و نسبت وراثت نداشته‌اند در مصحف ابى و قرات ابن مسعود چنين بود كه و هو اب لهم و ازواجه امهاتهم مراد شفقت تمام و رحمت لا كلام است و چون در صدر اسلام به هجرت و موالات و مواخات ميراث مىگرفتند سبحانه نسخ حكم آن را مىفرمايد كهوَ أُولُوا الْأَرْحامِو خويشاوندانبَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍبرخى از ايشان سزاوارترند به برخى از توارثفِي كِتابِ اللَّهِدر لوح محفوظ يا در آنچه فرستاده از قرآن يعنى آيت مواريث و حكم كرده كه اولو الارحام احق‌اند بميراثمِنَ الْمُؤْمِنِينَاز گرويدگان يعنى انصاروَ الْمُهاجِرِينَو از مهاجران كه پيغمبر عليه الصلاة و السلام ايشان را با يكديگر برادرى دادهإِلَّا أَنْ تَفْعَلُوامگر آنكه بكنيد در زندگانى خودإِلى أَوْلِيائِكُمْبا دوستان خودمَعْرُوفاًنيكوئى يا وصيت كنيد براى هر كه دوست مىداريدكانَ ذلِكَهست آنكه ذكر كرده شده از اولويّت پيغمبر و توارث ذوى الارحامفِي الْكِتابِدر لوح محفوظ يا قرآنمَسْطُوراًنوشته شده و ثابت گشتهوَ إِذْ أَخَذْناو ياد كن آن را كه فراگرفتيممِنَ النَّبِيِّينَاز پيغمبرانمِيثاقَهُمْپيمان ايشان را بر آنكه خداى را پرستند و به عبادت خدا دعوت فرمايند و يكديگر را تصديق كنند و امت را نصيحت كنند و يا هر يك بشارت دهند به پيغامبرى كه بعد ازو خواهد بود و اين ميثاق از پيغامبران در روز الست گرفتيموَ مِنْكَو گرفتيم از تو نيز كه محمدى صوَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَو ازين همه پيغمبران مذكور على نبينا و عليهم السلام اخذ نموديم تخصيص ذكر اين پيغمبران براى آنست كه اولوالعزم بوده‌اند و تقديم پيغمبر ما بر ايشان جهت تعظيم استوَ أَخَذْنا مِنْهُمْو گرفتيم ما از پيغمبران همهمِيثاقاً غَلِيظاًپيمانى محكم مؤكد به سوگند .