33 / 15
و هر آئينه عهد بسته بودند با خدا پيش ازين كه برنگردانند پشت را و هست عهد خدا پرسيده شده ( 15 )
33 / 16
بگو سود ندهد شما را گريختن اگر بگريزيد از مرگ يا از كشته شدن و آن هنگام بهرهمند ساخته نشويد مگر اندكى ( 16 )
33 / 17
بگو كيست آنكه نگاه دارد شما را از تصرف خدا اگر بخواهد در حق شما زحمت يا براى بخواهد در حق شما نعمتى و نيابند براى خويش بجز خدا دوستى و نه يارىدهنده ( 17 )
33 / 18
هر آئينه خدا مىداند بازدارندگان را از شما و گويندگان را به برادران خويش كه بيائيد بسوى ما و حاضر نمىشوند به كارزار مگر اندكى ( 18 )
شرح
وَ لَقَدْ كانُواو به درستى كه بودند بنى حارثه و بنى سلمه كه از روى انابتعاهَدُوا اللَّهَعهد كردند به خداى تعالىمِنْ قَبْلُپيش ازين يعنى در روز احد عهد كرده بودند كه هرگزلا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَپشتها برنگردانند در كارزارهاوَ كانَ عَهْدُ اللَّهِو هست عهد خداى تعالىمَسْؤُلًاپرسيده شده يعنى سؤال خواهند كرد از ان و بر نقض آن و وفا بدان جزا خواهند دادقُلْبگو اى محمد ص كه هيچ رولَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُسود ندارد شما را گريختن ،إِنْ فَرَرْتُمْاگر بگريزيدمِنَ الْمَوْتِاز مرگأَوِ الْقَتْلِيا از كشتن چه لا بد است هر شخصى را از موت يا قتل در وقت معيّن كه حكم قضا بدان نافذ گرددوَ إِذاًو آن هنگام كه بگريزيد يعنى مثلا اگر فرار نفع كند و مهم شما در تاخير افتدلا تُمَتَّعُونَبرخوردارى نخواهيد شدإِلَّا قَلِيلًامگر زمانى اندك چه آخر شربت فنا نوشيدنى است و خرقه فوات پوشيدنى بيتكه مىنهد قدم اندر سراى كون و فساد * كه باز روى به راه عدم نمىآردقُلْبگو اى محمد صمَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْكيست آنكه نگاه دارد شما رامِنَ اللَّهِاز عذاب خداى تعالىإِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءاًاگر خواهد خداى بشما بدى و هزيمتىأَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةًيا خواهد بشما نعمتى و نصرتى آن كيست كه منع كند آن راوَ لا يَجِدُونَ لَهُمْو نمىيابند مردمان براى خويشمِنْ دُونِ اللَّهِبجز خداىوَلِيًّادوستى كه نفع رساندوَ لا نَصِيراًو نه يارى كه ضرر بازدارد و در زاد المسير آورده كه مردى از لشكرگاه حضرت رسالتپناه عليه افضل الصلاة و اكمل التحيات به مدينه رفت برادر اعيان خود را ديد اسباب طرب آماده ساخته و نبيند و نقل پيش خود نهاده گفت اى برادر تو اينجا در طرب گذرانى و حضرت پيغمبر عليه الصلاة و السلام در ميان نيزه و شمشير جولان مىكند برادرش جواب داد كه تو بيا و بنشين كه ترا و اصحاب ترا بلا فروگرفته است و محمد ص هرگز ازين ورطه به سلامت بيرون نيايد آن مرد بيرون آمد و گفت بروم و آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم را از مقالات تو خبر كنم چون به نزديك حضرت ص رسيد جبرئيل بر وى پيشى گرفته اين آيت آورده بود كهقَدْ يَعْلَمُ اللَّهُبه درستى كه مىداند خداى تعالىالْمُعَوِّقِينَبازدارندگان از نصرت رسول رامِنْكُمْاز گروه شماوَ الْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْو گويندگان مر برادر خود را كههَلُمَّ إِلَيْنابيائيد بسوى ما و گفتهاند منافقان مسلمانان را تخويف مىكردند يا ابو سفيان يا يهود منافقان را مىگفتند خود را در معرض تلف ميفگنيد و از يارى محمد بگذريد منافقان سخن يهود را بقبول متلقى شده از جنگ پهلو تهى مىكردند چنانچه مىفرمايدوَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًاو نمىآيند منافقان به كارزار مگر آمدن اندك يا كارزار قليل از روى ريا و سمعه .