33 / 4
نيافريده است خداى تعالى براى هيچ مردمى دو دل در داخل بدن او و نگردانيده است آن زنان شما را كه ظهار مىكنيد با ايشان مادران شما و نساخته است پسر خواندگان شما را پسران شما اين سخن شماست كه مىگوئيد به دهان خويش و خدا مىگويد سخن راست و او دلالت مىكند بر راه ( 4 )
33 / 5
نسبت كنيد پسران خواندگان را به پدران ايشان اين راستترست نزديك خدا پس اگر ندانيد پدران ايشان را پس برادران شمااند در دين و آزادكردگان شمااند و نيست بر شما گناهى در لفظى كه خطا كرده باشيد بتكلم آن و ليكن گناه آنست كه قصد كرد دل شما و هست خدا آمرزنده مهربان ( 5 )
شرح
ما جَعَلَ اللَّهُنيافريد خداى تعالىلِرَجُلٍمر مردى رامِنْ قَلْبَيْنِدو دلفِي جَوْفِهِدر درون او زيرا كه قلب معدن روح حيوانى و منبع قوتها است پس يكى بيش نبايد زيرا كه روح حيوانى يكى است در زاد المسير آورده كه منافقان مىگفتند آن حضرت ص دو دل دارد يكى با ما و يكى با اصحاب رض خود حق سبحانه فرمود كه دروغ مىگويند حق تعالى سبحانه هيچ كس را دو دل ندادهوَ ما جَعَلَو نگردانيد خداىأَزْواجَكُمُ اللَّائِيزنان شما آن زنان كهتُظاهِرُونَ مِنْهُنَّظهار مىكنيد از ايشانأُمَّهاتِكُمْمادران شما يعنى زنى را كه مىگوئيد انت على كظهر امى مادر شما نساخته زيرا كه اجتماع زوجيت و اموميّت كه يكى مقتضى مخدوميت و ديگر مستدعى خادميتست در يك زن از قبيل محالاتست كى تواند بودوَ ما جَعَلَو نگردانيد خداىأَدْعِياءَكُمْپسران خواندگان شما راأَبْناءَكُمْپسران حقيقى شما چه بنوت امر اصلى و دعوت صورتى عارضى است پس با يكديگر مجتمع نشوند نزد عرب ظهار طلاق بوده و پسرخوانده چون فرزند اصلى و صلبى ميراث مىبرد حق سبحانه فرمود كه چنان كه دو دل در يك درون جمع نمىشود زوجيت و اموميت در يك زن و فرزندى و پسرخواندگى در يك تن جمع نشودذلِكُمْاين كه مظاهره را مطلقه مىدانيد و دعى را ابن مىخوانيدقَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْسخنى است كه به زبانهاى خود مىگوئيد و حقيقت نداردوَ اللَّهُو خداى تعالىيَقُولُ الْحَقَّمىگويد سخن راست كه مطابق واقع استوَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَو او راه مىنمايد بطريق حق اين آيت از براى زيد بن حارثه رضى اللّه عنه نازل شد كه مردم او را زيد بن محمد ص گفتندى و حال آنكه او مملوك حضرت خديجه رض بوده و حضرت خديجه رض او را به حضرت ص بخشيد و حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم او را آزاد كرد و چون فرزندانش پرورش مىداد و مردم او را پسر آن حضرت مىگفتند حق سبحانه فرموده كهادْعُوهُمْبخوانيد آن فرزندان را و نسبت دهيدلِآبائِهِمْبه پدران ايشانهُوَاين خواندنأَقْسَطُراستترستعِنْدَ اللَّهِنزديك خداى تعالى در صحيح بخارى از ابن عمر رض منقول است كه ما نمىگفتيم الا زيد بن محمد ص تا اين آيت آمد او را زيد بن حارثه گفتيمفَإِنْ لَمْ تَعْلَمُواپس اگر ندانيدآباءَهُمْپدران ايشان را كه نسبت دهيد به آنهافَإِخْوانُكُمْپس ايشان برادران شمااندفِي الدِّينِدر دين اسلام پس بگوئيد يا اخىوَ مَوالِيكُمْو دوستان شمااند در خطاب گوئيد يا مولاىوَ لَيْسَ عَلَيْكُمْو نيست بر شماجُناحٌگناهىفِيما أَخْطَأْتُمْدر ان چيز كه خطا كرديدبِهِبدان چون گفتن زيد بن محمد صوَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْو ليكن گناه هست در ان چيز كه قصد كندقُلُوبُكُمْدلهاى شما و كسى را نسبت دهيد به غير پدر اووَ كانَ اللَّهُو هست خداى تعالىغَفُوراًآمرزنده آن را كه خطاب كندرَحِيماًمهربان بر صاحب عمد چون توبه كند .