32 / 16
دور مىماند پهلوى ايشان از خوابگاه مىخوانند پروردگار خود را بترس و اميدوارى و از آنچه روزى داديم ايشان را خرج مىكنند ( 16 )
32 / 17
پس نمىداند هيچ نفس چه چيز پنهان داشته شد براى ايشان از خنكى چشم پاداش داده شد به آنچه مىكردند ( 17 )
32 / 18
آيا كسى كه مؤمن باشد مانند كسى است كه فاسق باشد برابر نمىشوند ( 18 )
32 / 19
اما آنان كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردند پس ايشان راست بهشتهاى جاى ماندن بطريق مهمانى بسبب آنچه مىكردند ( 19 )
شرح
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِدور مىشود پهلوهاى ايشان از خوابگاههايَدْعُونَ رَبَّهُمْمىخوانند پروردگار خود راخَوْفاًاز بيم خشم اووَ طَمَعاًو به اميد خوشنودى او ابو الدرداء رضى اللّه عنه گفته كه آيت در شان جمعى است كه نماز عشا و صبح را به جماعت گزارند و گفتهاند در شان متهجدان و شبخيزان است كه چون پردهء شب فروگذارند و جهانيان سر ببالين غفلت نهند ايشان پهلو از بستر گرم و فراش نرم تهى كرده بر قدم نياز بايستند و در شب دراز را ز با حضرت بىنياز گويند از سهيل يمنى يعنى اويس قرونى منقول است كه در شبى مىگفت كه هذه ليلة الركوع و به يك ركوع تمام شب بسر مىبرد و در شب ديگر مىفرمود هذه ليلة السجود و به يك سجده بصبح مىرسانيد گفتند اى اويس چون طاقت طاعت دارى كه شبها بدين درازى بر يك حال مىگذارى گفت كجا است شب دراز كاشكى از ازل و ابد يك شب بودى تا به يك سجده به آخر بردمى و در ان سجده نالههاى زار و گريهاى بيشمار كردمى بيتبه نيمشب كه همه مست خواب خوش باشند * من و خيال تو و نالههاى دردآلودوَ مِمَّا رَزَقْناهُمْو از آنچه عطا كرديم ايشان رايُنْفِقُونَنفقه مىكنند در وجوه خير يعنى به شب بدرگاه ما داد گدائى ، و روز در راه ما داد گدايان مىدهندفَلا تَعْلَمُپس نمىداندنَفْسٌهيچ نفسى نه ملك مقرب و نه نبى مرسلما أُخْفِيَآنچه پنهان داشته شده استلَهُمْاز براى ايشان يعنى براى پهلو تهىكنندگان از مضاجعمِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍاز روشنى چشمها يعنى چيزى كه بدان چشمها روشن گردد و در حديث قدسى آمده كه اعددت لعبادى الصالحين ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر محققان برآنند كه انسب آنست كه از ان نعمت مخفى سخن نگويند فلا تعلم نفس و لا خطر على قلب بشر آيت و حديث دو گواهند بر ان كه دعواى دريافت آن لائق نيست و ايشان جزا داده شوندجَزاءًجزا دادنىبِما كانُوابسبب آنچه بودند كه باخلاص نيت و صدق طويّتيَعْمَلُونَعمل مىكردند بزرگى فرموده كه چون عمل پنهانى كردند جزا نيز پنهانى است تا چنانچه كسى بر طاعت ايشان مطلع نشد كسى نيز به مكافات ايشان پى نبرد نظمروز كه روم همره جانان بچمن * نى لاله و گل بينم و نى سرو سمنرازى كه ميان من و او گفته شود * من دانم و او داند او داندو من آوردهاند كه وليد بن عقبه با شير بيشه مردمى در مقام مفاخرت آمده گفت اى على سنان من از سنان تو سختترست و زبان من از زبان تو نيز تيزتر على رضى اللّه عنه فرمود كه خاموش باش اى فاسق ترا با من چه زهرهء مساوات و چه ياراى مجادلات حق سبحانه و تعالى تصديق امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه را آيت فرستادأَ فَمَنْ كانَآيا آن كس كه هستمُؤْمِناًگرويده به خداى و رسول يعنى على باشدكَمَنْ كانَ فاسِقاًمانند كسى كه هست بيرون رفته از دائره فرمان چون وليدلا يَسْتَوُونَبرابر نيستند در شرف و رتبت يا در جزا و مثوبتأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوااما آنان كه گرويدهاندوَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِو عمل كردهاند صالحفَلَهُمْپس مر ايشان راستجَنَّاتُ الْمَأْوىبوستانها كه ما واى حقيقى است و گفتهاند جنةالماوى بهشت است بر يمين عرش و خداى به مؤمنان دهد آن رانُزُلًادر حالتى كه پيشكش باشد يعنى ماحضرى كه براى مهمان آرند و نعم كلّيّه پس از دخول بهشت بديشان ارزانى داردبِما كانُوا يَعْمَلُونَبسبب آنچه بودند كه عمل مىكردند عملى كه بدان مستحق اين كرامت گشتند .