تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 907

مساهمون:

ص٩٠٧
پس مىبينى كه قطرات بيرون مىآيند از ميان آن پس چون رساندش بهر كه خواهد از بندگان خود ناگاه ايشان شادمان شوند ( 48 ) 30 / 49 و هر آئينه بودند پيش از آنكه فرودآورده شود بر ايشان باران پيش از ظهور سحاب نااميد شونده ( 49 ) 30 / 50 پس درنگر بسوى آثار رحمت خدا چگونه زنده مىكند زمين را بعد مرده بودن آن هر آئينه وى البته زنده‌كنندهء مردگان است و او بر همه چيز تواناست ( 50 ) 30 / 51 و اگر فرستيم بادى پس ببينند آن كشت را زردشده البته شوند بعد ازان ناسپاسىكننده ( 51 )
شرح
فَتَرَى الْوَدْقَپس تو مىبينى باران را به حكم الهىيَخْرُجُبيرون مىآيدمِنْ خِلالِهِاز ميان ابر هم در وقتى كه متراكم و متصل است و هم در وقتى كه منقطع و متفرق استفَإِذا أَصابَ بِهِپس چون برساند خداى تعالى باران رامَنْ يَشاءُدر عرض و بلاد هر كه خواهدمِنْ عِبادِهِاز بندگان خودإِذا هُمْناگاه ايشانيَسْتَبْشِرُونَشادمان و خوش‌دل مىشوندوَ إِنْ كانُواو به درستى كه بودندمِنْ قَبْلِ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْهِمْپيش از آنكه فروفرستاده‌شود بر ايشان بارانمِنْ قَبْلِهِپيش از ظهور سحابلَمُبْلِسِينَنااميد از بارانفَانْظُرْپس درنگرإِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِبسوى نشانه رحمت خداى تعالى يعنى باثر مطر نگر تا ببينى كهكَيْفَچگونه خداى به آن اثريُحْيِ الْأَرْضَزنده گرداند زمين را باشجار و اثمار و زرع و نباتاتبَعْدَ مَوْتِهاپس از مردگى و افسردگى زمين حفص بجمع مىخواند يعنى تا ببينى آثار رحمت الهى و بخشايش نامتناهى كه زمين مرده را زندگى بخشدإِنَّ ذلِكَبه درستى كه آنكه قادرست بر احياى زمين بعد از موت آنلَمُحْيِ الْمَوْتىهر آئينه زنده گرداننده مردگانست چه احياى ارض احداث مثل آن است كه درو بوده از قواى نباتى و احياى موتى ايجاد آن است كه در مواد ايشان بوده از قوى و غيرهوَ هُوَو خداى تعالىعَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌبر همه چيز توانا است چه قدرت او نسبت با همه مكونات يكسان است و در احقاف آورده كه اثر رحمت در ظاهر باران است كه زندگى كل بدان است و در باطن ذكر اوست كه حيات دل بدوست و در بحر الحقائق فرموده كه آثار رحمت نشئت حبّه است كه زمين دل بدان زندگى مىيابد و نزد بعضى خود اثر رحمت دل باشد كه منظر نظر حق است و در مثنوى حكايتى مناسب اين مبحث ايراد فرموده اين است - مثنوىصوفى در باغ از بهر گشاد * صوفيانه روى بر زانو نهادپس فرورفت او به خود اندر نغول * شد ملول از صورت خوابش فضولكه اى چه خسپى آخر اندر زر نگر * اين درختان بين و آثار خضرامر حق بشنو كه گفته است انظروا * سوى اين آثار رحمت آر روگفت آثارش دل است اى بوالهوس * آن برون آثار آثار است و بسباغها و ميوه‌ها اندر دل است * عكس لطف او برين آب و گل استوَ لَئِنْ أَرْسَلْناو اگر بفرستيم مارِيحاًبادى كه مؤدى باشد بهلاك چون دبور كه ريح عذاب است و به مزروعات ايشان وزدفَرَأَوْهُپس ببينند كشت رامُصْفَرًّازرد شده بعد از سبزى بهلاك رسيده چنانچه ازو نفع نتوان گرفتلَظَلُّواهر آئينه باشندمِنْ بَعْدِهِ يَكْفُرُونَپس از زردى زرع كه كافر شوند به نعمت‌هاى گذشته بايستى كه التجا به حق كردندى و از رحمت او نااميد نشدندى و اى محمد ص از كافران اين طمع مدار كه فهم كنند سخنان را و قول تو قبول نمايند .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 907 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )