30 / 41
پيدا شد فساد در بيابان و در دريا بسبب آنچه به عمل آورد دست مردمان تا بچشاند ايشان را جزاى بعض آنچه عمل كردند بود كه ايشان بازگردند ( 41 )
30 / 42
بگو سير كنيد در زمين پس در نگريد چگونه بود انجام آنان كه پيش از ايشان بودند بودند بيشترين ايشان مشركان ( 42 )
30 / 43
پس راست كن روى خود را براى دين درست پيش از آنكه بيايد روز كه بازگشتن نيست آن را از جانب خدا آن روز متفرق شوند ( 43 )
30 / 44
هر كه كافر شد پس بر وى است كفر او و هر كه كرده باشد كار شايسته پس اين جماعه براى خويشتن آرامگاه راست مىكنند ( 44 )
شرح
ظَهَرَ الْفَسادُآشكارا شد تباهىفِي الْبَرِّدر بيابان به خشكسالى و مردن دواب به طواعينوَ الْبَحْرِو در دريا بطوفان و جوشش و غرق شدن كشتيهابِما كَسَبَتْبسبب آنچه مىكردندأَيْدِي النَّاسِدستهاى آدميان يعنى بشومى معاصى ايشان اغلب علماء برانند كه مراد از فساد ناآمدن باران است چه وقتى كه باران نبارد در بيابان نبات نرويد و در دريا لؤلؤ و جواهر منعقد نشود و صاحب كشاف آورده كه چون باران منقطع گردد جانوران آبى نابينا شوند و گفتهاند فساد برّ آن بود كه قابيل هابيل را كشت و فساد بحر آنكه جلندى كشتيها را غصب كرد و نزد بعضى مراد اثر فسادست يعنى نتيجه آن ظاهر شد در بيابان با هلاك اهل قرى و در دريا به اغراق قوم نوح ع و آل فرعون و بر هر تقدير حضرت ملك قدير فساد اسباب دنيوى از آدميان كردلِيُذِيقَهُمْتا بچشاند ايشان رابَعْضَ الَّذِي عَمِلُوابعضى از جزاى آنچه كردهاند چه تمام آن در آخرت خواهدلَعَلَّهُمْشايد كه ايشان بچشيدن اين بعضىيَرْجِعُونَبازگردند از شرك بتوحيد و از معصيت به طاعت و نزد محققان مراد از بر نفسست و از بحر قلب و شيخ ابو بكر واسطى رح فرمود كه هر كه بحر دل او به ترك مراقبه فاسد گردد ظاهر شود فساد در بر نفس و امام قشيرى رح آورده است كه فساد بر نفس بارتكاب محظوراتست و فساد بحر دل باخلاق ذميمه و بوقوف بر رسوم و عادات در حقائق سلمى قدس سره مذكورست كه بر لسان علماء ظاهر است و بحر زبان اهل تحقيق و فساد لسان علماء به تأويلات فاسده باشد . . . و فساد لسان عرفا به دعاوىّ باطله نظمماه ناديده نشانها مىدهد * راستيها را بر ان كج مىنهداز براى مشترى در وصف ماه * صد نشان ناديده گويد بهر جاهقُلْ سِيرُوابگو مشركان را كه برويدفِي الْأَرْضِدر زمين امم خاليهفَانْظُرُوا كَيْفَ كانَپس بنگريد چگونه بود ،عاقِبَةُ الَّذِينَسر انجام آنان كهمِنْ قَبْلُپيش از شما بودندكانَ أَكْثَرُهُمْبودند بيشتر ايشان كه هلاك شدندمُشْرِكِينَشركآرندگانفَأَقِمْپس راست كنوَجْهَكَهمگى خود رالِلدِّينِ الْقَيِّمِبراى كيش راست يا روى آر به جهت دين درستمِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَپيش از آنكه بيايديَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُروز كه نيست بازگرديدن مر او رامِنَ اللَّهِاز نزديك خداى تعالى يعنى آن را بازنگرداند و البته بباشد يا روزى بيايد از خداى تعالى كه كس نتواند كه بازگردانديَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَروز كه جدا شوند مردمان از يكديگر بر سر دو راه فريق فى الجنة و فريق فى السعيرمَنْ كَفَرَهر كه كافر شودفَعَلَيْهِپس بروستكُفْرُهُجزاى كفر او كه آتش جاويد استوَ مَنْ عَمِلَ صالِحاًو هر كه بكند كارهاى ستودهفَلِأَنْفُسِهِمْپس كرده باشد براى نفسهاى خوديَمْهَدُونَمىگسترند يعنى جايگاه راست مىكنند در بهشت و تفريق بندگان روز قيامت واقع است .