قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 910
[ سوره لقمان ] بنام خداى بخشاينده مهربان ( 1 ) 31 / 2 اين آيتهاى كتاب با حكمت است ( 2 ) 31 / 3 هدايت و بخشائش شده براى نيكوكاران ( 3 ) 31 / 4 آنان كه برپامىدارند نماز را و مىدهند زكات را و ايشان به آخرت يقين مىدارند ( 4 ) 31 / 5 اين جماعه بر هدايتاند آمده از پروردگار ايشان و اين جماعه ايشانند رستگار ( 5 ) 31 / 6 و از مردمان كسى هست كه مىستاند وى را كه براى بازى است تا گمراه كند مردم را از راه خدا به غير علم و تمسخر گيرد راه خدا را اين جماعه ايشانراست عذاب خواركننده ( 6 ) سورة لقمان مكية و هى اربع و ثلاثون آية بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الم حروف مقطعه مبادى سور و مفاتيح كنوز غيباند و در الف لام ميم گفتهاند الف اشارت است با نا و لام به لى و ميم به منى يعنى انا اللّه ولى جميع الصفات و منى الغفران و الاحسان تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ اين سوره آيتهاى قرآنى است الْحَكِيمِ خداوند حكمت يا متضمن حكمت يا محكم كه در ان تناقض نيست يا حاكم كه بحلال و حرام حكم كند هُدىً راه نماينده است وَ رَحْمَةً و بخششى از خداى تعالى لِلْمُحْسِنِينَ مر نيكوكاران را الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ آنان كه بهپاى مىدارند نماز مفروضه را وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ و مىدهند زكات واجب را وَ هُمْ و ايشان بِالْآخِرَةِ بسراى ديگر هُمْ يُوقِنُونَ ايشان بىگمانانند يعنى بعث و جزا را تصديق مىكنند أُولئِكَ آن گروه كه بدين صفات موصوفاند عَلى هُدىً بر راه راستند مِنْ رَبِّهِمْ از آفريدگار خود وَ أُولئِكَ و آن گروه هُمُ الْمُفْلِحُونَ ايشانند رستگاران و فيروزىيافتگان آوردهاند كه نضر بن حارث به تجارت بجانب فارس رفته بود و قصّه رستم و اسفنديار خريده در مجامع قريش به نوعى بمسامع ايشان مىرسانيد كه همه شيفته و فريفته مىشدند و لاف مىزد كه اگر محمد ص از قصّه عاد و ثمود و عظمت مملكت سليمان و داود خبر مىدهد من از وسعت مملكت و وفور ابهت ملوك عجم سخن مىگويم حق سبحانه اين آيت فرستاد وَ مِنَ النَّاسِ و از مردمان مَنْ يَشْتَرِي كسى هست كه مىخرد لَهْوَ الْحَدِيثِ سخن ببازى و گفتهاند سخن فريبدهنده و مشغولكننده يعنى اختيار مىكند افسانه بىاعتبار را لِيُضِلَّ تا گمراه سازد مردمان را عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ از راه خداى تعالى يعنى از دين او باز دارد كه آن استماع قرائت قرآن است بِغَيْرِ عِلْمٍ بىدانشى و برهانى وَ يَتَّخِذَها و فرامىگيرد آيات خداى را هُزُواً فسوس و سخريه أُولئِكَ آن گروه لَهُمْ عَذابٌ مر ايشان راست عذابى مُهِينٌ خواركننده كه سبى و قتل است در دنيا و عذاب و خزى در عقبى و گفتهاند آيت در شان آنها است كه جاريات مغنيه خريدندى و مردمان را باسماع اصوات و الحان ايشان از شنودن سخن حق بازداشتندى .