تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 902

مساهمون:

ص٩٠٢
30 / 29 بلكه پيروى كردند ستمكاران خواهش نفس خود را به غير علم پس كه راه نمايد كسى را كه گمراه كرد خدا و نيست ايشان را هيچ يارىدهنده ( 29 ) 30 / 30 پس راست كن روى خود را براى عبادت حنيف شده پيروى كن دين خدا را كه پيدا كرد مردمان را بر وى بدل كردن نبود دين خدا را اينست دين درست و ليكن اكثر مردمان نمىدانند ( 30 ) 30 / 31 عبادت كنيد رجوع كرده بسوى وى و بترسيد از وى و برپا داريد نماز را و مباشيد از مشركان ( 31 ) 30 / 32 مباشيد از آنان كه پراگنده ساختند دين خود را و شدند گروه گروه هر گروهى به آنچه نزديك اوست خورسند است ( 32 )
شرح
بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوابلكه پيروى مىكنند آنان كه ستم كردند بر خود بشركأَهْواءَهُمْآرزوهاى نفس خود رابِغَيْرِ عِلْمٍبه بىدانشىفَمَنْ يَهْدِيپس كيست كه راه نمايدمَنْ أَضَلَّ اللَّهُآن را كه فروگذاشت خداى كه بسبب خذلان او گمراه شدوَ ما لَهُمْو نيست مشركان گمراه رامِنْ ناصِرِينَهيچ يارى و هوادارى از ياران و هواداران كه از عذاب دوزخ ايشان را خلاصى دهندفَأَقِمْ وَجْهَكَپس راست داراى محمد ص روى خود رالِلدِّينِبراى عبادت خداى تعالى يا خالص گردان عمل خويش راحَنِيفاًدر حالتى كه مائل باشى از همه دينها بدين اسلام و امت خود را بگو كه بدين وجه اقامت كنند و پيروى كنند همهفِطْرَتَ اللَّهِدين خداى تعالى راالَّتِيآن فطرتى را كه به حكمتفَطَرَ النَّاسَبيافريد مردمان راعَلَيْهابر آن و گويند مراد از فطرت شناختن صانع است و آن در روز الست همه آدميان را حاصل شد پس مىفرمايد كه ملازم آن عهد باشيد كه بر ان مفطور شده‌ايدلا تَبْدِيلَنهى است در صورت نفى يعنى تبديل مدهيدلِخَلْقِ اللَّهِمر خلق خداى را يعنى دينى را كه خداى تعالى خلق را بدان آفريده و ميثاق از ايشان فراگرفتذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُان است كيش راست و دين مستقيموَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِو ليكن بيشتر مردمانلا يَعْلَمُونَنمىدانند استقامت دين را بسبب اعوجاج طبع و عدم تدبّرمُنِيبِينَحال است از ضمير اقم يعنى اى محمد ص روى بدين آر با امت خود در حالتى كه بازگردانندگانيدإِلَيْهِبسوى حق از غير او شيخ ابو سعيد خراز قدس سره فرموده كه انابت رجوع است از خلق به حق و منيب آن را گويند كه او را جز حق سبحانه مرجعى نباشد بيتتو مرجعى همه را من رجوع با كه كنم * گرم تو در نپذيرى كجا روم چكنموَ اتَّقُوهُو بترسيد ازووَ أَقِيمُوا الصَّلاةَو به‌پاى داريد نماز راوَ لا تَكُونُواو مباشيدمِنَ الْمُشْرِكِينَاز شرك‌آرندگان به ترك نماز متعمدا خطاب با امت است و در تيسير از شيخ محمد ص بن اسلم طوسى قدس سره نقل مىكند كه حديثى به من رسيده كه هر چه از من روايت كند عرض كنيد آن را بر كتاب خداى اگر موافق بود از من باشد پس من اين حديث را كه من ترك الصلاة متعمدا فقد كفر خواستم كه بآيتى از قرآن موافقت پيدا كنم سى سال تامل كردم تا اين آيت يافتم كه و اقيموا الصلاة و لا تكونوا من المشركينمِنَ الَّذِينَ فَرَّقُواو مباشيد از آنان كه جدا كردند و پراگنده ساختنددِينَهُمْدين خود راوَ كانُوا شِيَعاًو گشتند گروه گروه مراد مشركانند كه اسلام را گذاشته يكى بت پرستيدند و يكى ملك و يكى ستاره يا يهود و نصارى كه هر يك چندين فرقه شدند يا خوارج و روافض كه ابو امامه را رضى اللّه عنه ، در ان باب خبر مرفوع است يا اهل بدعتكُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْهر گروهى به‌آنچه نزديك ايشان است از دينفَرِحُونَشادمانند و گمان ايشان آنكه حق به ايشان است نظم هر كسى را درخور مقدار خويش هست نوع خوشدلى در كار خويش مىكند اثبات خويش و نفى غير * چه امام صومعه چه پير دير .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 902 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )