30 / 33
و چون برسد به مردمان سختى بخوانند پروردگار خود را رجوع كرده بسوى وى باز چون بچشاند ايشان را از جانب خود آسايشى ناگهان طائفه از ايشان به پروردگار خود شريك مىآرند ( 33 )
30 / 34
عاقبت حال ايشان آنكه ناسپاسى كنند به آنچه عطا كرديم به ايشان پس بهرهمند شويد پس زود حقيقت حال خواهيد دانست ( 34 )
30 / 35
آيا فرودآورديم بر ايشان دليلى پس آن دليل بيان مىكند براى ايشان به آنچه با خدا شريك مىآرند ( 35 )
30 / 36
و چون بچشانيم مردمان را بخشايشى شادمان شوند به آن و اگر برسد بديشان سختى بسبب آنچه پيش فرستاده است دست ايشان ناگهان ايشان نااميد مىشوند ( 36 )
30 / 37
آيا نديدند كه خدا گشاده مىكند روزى را براى هر كه مىخواهد و تنگ مىكند براى هر كه مىخواهد هر آئينه در نيم قدر نشانهاست براى قومى كه ايمان مىآرند ( 37 )
شرح
وَ إِذا مَسَّ النَّاسَو چون برسد آدميان را يعنى مشركان راضُرٌّسختى يا بيمارى يا فقر و گفتهاند عام است مر همه آدميان را كه چون به شدّتى درماننددَعَوْابخوانند به زارىرَبَّهُمْپروردگار خود رامُنِيبِينَ إِلَيْهِبازگشتگان بسوى حقثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْپس چون بچشاند يعنى بدهد ايشان را خداىمِنْهُاز نزديك خودرَحْمَةًآسانى يا صحت يا توانگرى و از ان شدّت باز رهندإِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْناگاه گروهى از ايشانبِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَبه پروردگار خود شرك آورند يعنى در مقابله نجات از بلا چنين عمل كنندلِيَكْفُرُواتا كافر شوندبِما آتَيْناهُمْبهآنچه عطا كرديم ايشان رافَتَمَتَّعُواامر تهديد است يعنى اى كافران برخوريد دو سه روز از نعمتهاى دنيوىفَسَوْفَ تَعْلَمُونَپس زود باشد كه بدانيد سر انجام كار خود را كه عقوبت اخروى باشدأَمْ أَنْزَلْناآيا فرستاديم ماعَلَيْهِمْبر كافرانسُلْطاناًكتابى و حجتى يا رسولى ذى سلطان يا فرشته كه با او برهانى باشدفَهُوَپس آن رسول يا ملكيَتَكَلَّمُسخن گويد يا آن كتاب تكلم كند يعنى دلالت داشته باشدبِما كانُوا بِهِ يُشْرِكُونَبه آن چيزى كه هستند كه به آن شرك مىآرند يعنى دليل بود بر اشراك ايشانوَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَو چون بچشانيم مشركان رارَحْمَةًنعمتى از صحت وسعت و مانند آن ،فَرِحُواشادمان شوندبِهابه آن نعمتوَ إِنْ تُصِبْهُمْو اگر برسد بديشانسَيِّئَةٌزحمتى از مرض و قحط و امثال آنبِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْبسبب آنچه از پيش فرستاده دستهاى ايشان يعنى چون بلائى برسد بشامت كردارهاى بد كه كردهاندإِذا هُمْ يَقْنَطُونَناگاه ايشان نااميد مىشوند و جزع مىكنند يعنى نه شكر مىگذارند در نعمت نه صبر دارند بر محنتأَ وَ لَمْ يَرَوْاآيا ندانستندأَنَّ اللَّهَبه درستى كه خداىيَبْسُطُ الرِّزْقَگشاده مىگرداند روزى رالِمَنْ يَشاءُبراى هر كه مىخواهدوَ يَقْدِرُو تنگ مىسازد بر هر كه مىخواهدإِنَّ فِي ذلِكَبه درستى كه درين بسط و قبضلَآياتٍهر آئينه دلائل عبرت استلِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَبراى گروهى كه تصديق كنند حكم الهى را در قبض و بسط و شكر گويند در سراء و صبر كنند در ضراء كه بناى كار مؤمن و اساس امان او برين دو صفت است .