تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 898

مساهمون:

ص٨٩٨
30 / 12 و روز كه قائم شود قيامت ملزم شده خاموش مانند گناهكاران ( 12 ) 30 / 13 و نباشد براى ايشان از شريكان ايشان هيچ شفاعت‌كننده و باشند به شريكان خويش نامعتقد ( 13 ) 30 / 14 و روز كه قائم شود قيامت آن‌روز پراگنده شوند مردمان ( 14 ) 30 / 15 اما آنان كه ايمان آوردند و كردارهاى شايسته كردند پس ايشان در بهشت خوشحال كرده شوند ( 15 ) 30 / 16 و اما آنان كه كافر شدند و دروغ داشتند آيات ما را و ملاقات آخرت را پس ايشان در عذاب حاضر كنند كردگان ( 16 )
شرح
وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُو در روز كه قائم شود قيامتيُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَخاموش شوند مشركان يعنى نااميد و منقطع شوند از حجتوَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْو نباشد مر ايشان را -مِنْ شُرَكائِهِمْاز انبازان ايشان يعنى از خدايانى كه شركاء نام نهاده بودند چون ملائكه و اصنامشُفَعاءُدرخواست‌كنندگان يعنى ايشان در دنيا مىگفتند كه آلهه ما شفيع ما خواهند بود در آن روز از شفاعت ايشان نااميد و محروم مانندوَ كانُواو باشند كافرانبِشُرَكائِهِمْبدان انبازانكافِرِينَناگرويدگان يعنى چون از مطلوب خود نااميد كردند از ايشان بيزار شوندوَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُو در روز كه قائم گردد ساعت رستخيزيَوْمَئِذٍآن هنگاميَتَفَرَّقُونَپراگنده گردند مردمان و از هم جدا شوند گروهى روى با على عليين آوردند و جمعى باسفل السافلين افتند يكى بر درجه وصلت و يكى در دركه فرقت آن بر سرير محبّت و اين در حصير محنت آن را انواع ثواب اين را اصناف عذاب جمعى از دولت تلاق نازان و برخى در آتش فراق گدازان بيت يكى خندان به صد عشرت يكى نالان به صد عسرت * يكى در راحت وصلت يكى در شدّت هجرانفَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواپس امّا آنان كه گرويده باشندوَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِو عملهاى پسنديده كرده باشندفَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَپس ايشان در مرغزارى مشتمل بر ازهار و انهار شادمان گردانيده باشند چنان شادمانى كه اثر آن بر صفحات و جنات ايشان ظاهر باشد يا مكرم و منعم باشند يا ايشان را بحلى و حلل بيارايند در احقاف گفته كه متوج سازندشان و در عين المعانى آورده كه آواز خوش شنوانند ايشان را و هيچ لذّت برابر سماع آن نباشد و در خبرست كه ابكار بهشت تغنى كنند به صوتى كه خلايق مثل آن نشنيده باشند و آن افضل نعيم بهشت است از ابو درداء رضى اللّه عنه پرسيدند كه مغنيات بچه چيز تغنى كنند فرموده كه با تسبيح از يحيى ابن معاذ رازى قدس سره پرسيدند كه از آوازها كدام دوست‌تر دارى فرمود مزامير الانس فى مقاصير القدس بالحان تحميد فى رياض تمجيد صاحب كشف الاسرار آورده كه فردا دوستان خدا در روضات بهشت در ميان رياحين انس به شادى و طرب سماع كنند فى مقعد صدق عند مليك مقتدر و فرمان آيد بداود عليه السلام كه بدان نغمه دلپذير و صوت شوق‌انگيز كه ترا داده‌ايم زبور بخوان اى موسى عليه السلام تو توريت تلاوت كن و اى عيسى عليه السلام به قرائت انجيل مشغول شو اى درخت طوبى آواز دل‌آراى به تسبيح ما بگشاى اى اسرافيل ع تو قرآن آغاز كن امام ثعلبى از اوزاعى رح نقل مىكند كه هيچ‌كس خوش‌آوازتر از اسرافيل نيست چون او تغنى كند همه فرشتگان از اوراد و اذكار خود باز مانند حاصل سخن آنكه شريف‌ترين لذّتى بعد از مشاهده انوار و تجلّى در بهشت سماع خواهد بود و ازينجا گفته است آن عزيز در شرح مثنوى كه سماع منادى است كه درماندگان بيابان تيرگىافزاى دنيا را از عشرت‌آباد بهشت نورانى خبر مىدهد نظممؤمنان گويند كآواز بهشت * نغز گردانيد هر آواز زشتما همه اجزاى آدم بوده‌ايم * در بهشت آن لحنها بشنوده‌ايمگرچه بر ما ريخت آب و گل شكى * ياد ما آيد از انها اندكىپس نى و چنگ و رباب و سازها * چيزكى ماند به آن آوازهاعاشقان كين نغمها را بشنوند * جزو بگذارند سوى كل روندوَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواو اما آنان كه نگرويده باشندوَ كَذَّبُوا بِآياتِناو تكذيب كردند مر آيتهاى ما يعنى قرآن يا دلائل قدرت راوَ لِقاءِ الْآخِرَةِو به لقاى سراى ديگر يعنى حشر و نشرفَأُولئِكَپس آن گروهفِي الْعَذابِ مُحْضَرُونَدر عذاب حاضرشدگانند .