تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 896

مساهمون:

ص٨٩٦
30 / 5 به نصرت خدا نصرت مىدهد هر كرا خواهد و اوست غالب مهربان ( 5 ) 30 / 6 وعده كرده است خدا خلاف نمىكند خدا وعدهء خود را و ليكن بيشترين مردمان نمىدانند ( 6 ) 30 / 7 ميدانند ظاهر را از تدبير زندگانى دنيا و ايشان از آخرت بىخبراند ( 7 ) 30 / 8 آيا تامل نكردند در ضمير خود كه نيافريده است خدا آسمانها و زمين را و آنچه در ميان آن هر دو است مگر بتدبير درست و بتعين ميعادى مقرر و هر آئينه بسيارى از مردمان بملاقات پروردگار خويش نامعتقداند ( 8 )
شرح
بِنَصْرِ اللَّهِبه يارى كردن خداى تعالى مر اهل كتاب را بر قومى كه كتاب ندارند چه درين صورت انقلاب تفال است و ظهور صدق اخبار مؤمنان و بردن گرود از ياد يقين صحابه رض پس البته مؤمنان شاد و خرّم خواهند بود و گفته‌اند فرح به‌آنست كه بعضى از اعداى دين بر بعضى غلبه كردند و جمعى را نابود ساختند و آن‌چنان بود كه شهريار و فرخان بر بعضى بلاد روم غالب گشتند و پرويز بغمازى ارباب غرض بر هر دو برادر متغير گشت و خواست كه يكى را بر دست ديگرى هلاك كند و هر دو بر صورت حال واقف شده كيفيت بقيصر روم عرض داشت كردند و دين ترسائى اختيار نمودند و سپهدار لشكر روم شدند و فارسيان را مغلوب ساخته بعضى از بلاد ايشان بگرفتنديَنْصُرُيارى مىدهد خداى تعالىمَنْ يَشاءُهرك را مىخواهدوَ هُوَ الْعَزِيزُو او غالبست انتقام كشد از جمعىالرَّحِيمُمهربان است غلبه دهد جمعى را بر جمعىوَعْدَ اللَّهِوعده كرد خداى تعالى غلبه روم يا فرح مؤمنان وعده‌كردنىلا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُخلاف نمىكند خدا وعده خود را چه دروغ بر وى ممتنع است بلكه راست مىسازدوَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِو ليكن بيشتر مردمانلا يَعْلَمُونَنمىدانند صحت وعده او رايَعْلَمُونَمىدانندظاهِراًچيزهاى آشكارامِنَ الْحَياةِ الدُّنْيااز زندگانى دنيا يعنى مال و متاع و جاه و دولت او را يا اسباب معاش و تجارات و در تيسير و وسيط مىگويد كه مراد از دنيا بنا نهادن و زراعت كردن و اجراى انهار و قنوات است كه اكثر اهل دنيا قواعد آن را مىدانندوَ هُمْو ايشانعَنِ الْآخِرَةِاز امور آخرت كه غايت مقصود آنستهُمْ غافِلُونَايشان غافلان و بىخبرانند تكرير ضمير جهت تاكيد استأَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُواآيا تفكر نمىكنندفِي أَنْفُسِهِمْدر نفسهاى خويش كه مراياى ممكنات است يعنى هر چه در آفاق هست نمودار آن در انفس مىتوان يافت يا چرا در كار نفس خود تفكر نمىنمايند تا از ابداى خود بر اعاده استدلال كنندما خَلَقَ اللَّهُنيافريد خداى تعالىالسَّماواتِ وَ الْأَرْضَآسمانها و زمينها راوَ ما بَيْنَهُماو آنچه ميان آسمان و زمين استإِلَّا بِالْحَقِّمگر براى حق يعنى به حكمت ملخص سخن آنكه آفريدن ارض و ما بينهما نه براى بازيست بلكه آفريدن به جهت استدلال بر توحيد باريستوَ أَجَلٍ مُسَمًّىو براى وقتى نامبرده كه چون آن زمان برسد به نهايت برسند مراد روز قيامتستوَ إِنَّ كَثِيراًو به درستى كه بسيارىمِنَ النَّاسِاز مردمان يعنى كفرهبِلِقاءِ رَبِّهِمْبه ديدار پروردگار خود يعنى روز رستخيز كه وقت لقا استلَكافِرُونَهر آئينه ناگرويدگان
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 896 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )