28 / 16
گفت اى پروردگار من هر آئينه ستم كردم بر خويش پس بيامرز مرا پس بيامرزيدش هر آئينه وى آمرزنده مهربانست ( 16 )
28 / 17
گفت اى پروردگار من به حق انعام كردن تو بر من پس هرگز نخواهم بود مددگار گناهكاران ( 17 )
28 / 18
پس بامداد كرد در شهر ترسان انتظاركنان پس ناگهان شخصى كه مدد طلب كرده بود باز به فريادرسى مىخواندش گفت بوى موسى هر آئينه تو گمراه آشكارى ( 18 )
28 / 19
پس چون خواست كه دست بشخصى كه وى دشمن موسى و دشمن فريادكننده بود گفت فريادكننده اى موسى آيا مىخواهى كه بكشى مرا چنان كه كشتى شخصى را ديروز نه مىخواهى مگر آنكه باشى ستمكارى در زمين و نه مىخواهى كه باشى از نيكوكاران ( 19 )
شرح
قالَ رَبِّگفت موسى اى پروردگار منإِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِيبه درستى كه من ستم كردم بر نفس خود از قتل قبطى پيش از امر بدانفَاغْفِرْ لِيپس بيامرز مرافَغَفَرَ لَهُپس بيامرزيد خداى وى را به استغفار وىإِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُبه درستى كه خداى آمرزنده است مر بندگان را مهربان است بر ايشانقالَ رَبِّگفت موسى عليه السلام اى آفريدگار من سوگند مىخورمبِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّبهآنچه انعام كرده به من به مغفرت و غير آن كه توبه مىكنمفَلَنْ أَكُونَپس نباشم هرگزظَهِيراًهم پشت و يارلِلْمُجْرِمِينَمر گناهكاران را يعنى يارى كس نهكنم كه مؤدّى باشد بجرمى و جنايتى همچون معاونت سبطى كه مؤدى شد بقتل قبطىفَأَصْبَحَپس بامداد كرد موسى عليه السلامفِي الْمَدِينَةِدر ان شهرخائِفاًترسان و هراسانيَتَرَقَّبُانتظار مىبرد و مترصد مىبود كه دمبهدم كسى او را طلبد و قصاص كندفَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُپس ناگاه آنكس كه طلب يارى مىكرد ازوبِالْأَمْسِديروزيَسْتَصْرِخُهُباز فرياد مىكرد و يارى مىطلبيد بر قبطى ديگرقالَ لَهُ مُوسىگفت موسى عليه السّلام مر آن بنى اسرائيل راإِنَّكَبه درستى كه تولَغَوِيٌّهر آئينه مردى گمراهىمُبِينٌپيدا است گمراهى تو يعنى وى روز سبب قتل كسى شدىفَلَمَّا أَنْ أَرادَپس آن هنگام كه خواست موسى عليه السلامأَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِيآنكه بگيرد آن كس را كههُوَ عَدُوٌّ لَهُمااو دشمن است مر موسى ع و بنى اسرائيل را و از شر او رفع كند سبطى گمان برد كه بر سر او مىرود تا او را بزندقالَ يا مُوسىگفت اى موسى عأَ تُرِيدُآيا مىخواهىأَنْ تَقْتُلَنِيآن كه بكشى مراكَما قَتَلْتَ نَفْساًهم چنان كه كشتى نفسى رابِالْأَمْسِديروزإِنْ تُرِيدُنمىخواهىإِلَّا أَنْ تَكُونَمگر آنكه باشىجَبَّاراً فِي الْأَرْضِسركش و نامهربان و خونريز در زمين مصر يا اسكندريه يا غير اين اما چنانچه اسامى او مذكور شدوَ ما تُرِيدُو نه مىخواهى توأَنْ تَكُونَآنكه باشىمِنَ الْمُصْلِحِينَاز اصلاحكنندگان ميان مردم قبطى اين سخن شنيده دانست كه قانون خباز را موسى عليه السلام كشته خبر بفرعون رسانيد و او باركان دولت مشاورت كرد مهم بر قتل موسى عليه السّلام قرار گرفت و حزقيل كه مؤمن آل فرعون بود از ان حال آگاه شده متوجه موسى عليه السلام شد .