تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧
26 / 181 تمام پيمانيد پيمانه را و مباشيد از زيان دهندگان ( 181 ) 26 / 182 و بسنجيد به ترازوى راست ( 182 ) 26 / 183 و ناسره ندهيد به مردمان اشياى ايشان را و بىباك مگرديد در زمين فساد كنان ( 183 ) 26 / 184 و بترسيد از خدا كه آفريد شما را و خلايق نخستيان را ( 184 ) 26 / 185 گفتند جز اين نيست كه تو از جادوزدگانى ( 185 ) 26 / 186 و نيستى تو مگر آدمى مانند ما و هر آئينه مىپنداريم ترا از دروغ‌گويان ( 186 ) 26 / 187 پس بيفگن بر ما پارهء ابر از آسمان اگر از راست‌گويانى ( 187 ) 26 / 188 گفت پروردگار من داناتر است به آنچه مىكنيد ( 188 ) 26 / 189 پس دروغ داشتند او را پس گرفتار كرد ايشان را عذاب روز سايه‌بان هر آئينه وى بود عذاب روز بزرگ ( 189 )
شرح
أَوْفُوا الْكَيْلَو تمام پيمائيد پيمانه راوَ لا تَكُونُواو مباشيدمِنَ الْمُخْسِرِينَاز كاهندگان و زيان‌رسانندگان بحقوق مردمانوَ زِنُواو بسنجيدبِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِبه ميزان راستوَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَو كم مكنيد مردمان راأَشْياءَهُمْچيزها از حقوق ايشانوَ لا تَعْثَوْاو غايت تباهى مجوئيدفِي الْأَرْضِدر زمين ايكه بقتل و غارت و قطع طريقمُفْسِدِينَدر حالتى كه قصد فساد داريدوَ اتَّقُوا الَّذِيو حذر كنيد از عقوبت آن كسى كه بقدرت كاملهخَلَقَكُمْبيافريد شما راوَ الْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَو گروه پيشينيان راقالُواگفتند اهل ايكهإِنَّما أَنْتَجز اين نيست كه تومِنَ الْمُسَحَّرِينَاز جادوكرده‌شدگانى يعنى از آنها كه ايشان را مرة بعد مرة جادوى كرده‌اند تا حدى كه اثر عقل از ايشان محو شد يا از آفريده‌شدگانى كه ايشان را سحر باشند يعنى ميان‌تهىاند و محتاج بطعام و شرابوَ ما أَنْتَو نيستى توإِلَّا بَشَرٌمگر آدمىمِثْلُنامانند ما در صفات بشريه پس بچه چيز بر ما تفضل مىكنى و دعوى رسالت از كجا آوردىوَ إِنْ نَظُنُّكَو به درستى كه گمان بريم ما ترالَمِنَ الْكاذِبِينَاز دروغ‌گويان در دعوى خودفَأَسْقِطْپس فرود آر و بيفگن يعنى خداى تعالى خود را بگو تا بيفگندعَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِبر ما پاره ابر از آسمان كه درو عذابى باشدإِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَاگر هستى تو از راه راست‌گويان كه بر ما عذاب فرود خواهد آمدقالَگفت شعيب عليه السلامرَبِّي أَعْلَمُپروردگار من داناتر استبِما تَعْمَلُونَبه‌آنچه شما مىكنيد از عبادت اصنام و احتكار طعام و كم‌فروشى و ساير معاصى و عذابى كه مكافات آن اعمال باشد بشما خواهد رسانيد و اگر امهال باشد اهمال نخواهد بود نظممهلت ده روزه ظالم مبين * فتنه ببين و مبدش در كميناوّل حالش همه عيش است و ناز * آخر كارش همه سوز و گدازآورده‌اند كه چون قوم شعيب ع در انكار و استكبار از حد تجاوز كردند حق سبحانه هفت شبان روز حرارتى سخت بر ايشان گماشت به مثابه كه آب چاه و چشمه ايشان به جوش آمد و نفسهاى ايشان فروگرفت بدرون خانها درآمدند حرارت زياده شد روى به بيشه نهادند و هر يك در پاى درختى افتاده از گرما پخته مىشد كه ناگاه ابر سياه در هوا پديد آمد و نسيمى خنك ازو وزيدن گرفت اصحاب ايكه خوش‌دل شده يكديگر را آواز دادند كه بيائيد تا در زير سايبان ابر آسايشى كنيم همين كه همه ايشان در زير ابر مجتمع شدند آتشى از وى بيرون آمد و همه را بسوخت چنانچه حق سبحانه فرمود كهفَكَذَّبُوهُپس تكذيب كردند شعيب عليه السلام رافَأَخَذَهُمْپس گرفت ايشان راعَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِعذاب يوم ظله و ظله در لغت عرب سايبان است چه ابر سياه به شكل سايبان بر بالاى سر ايشان بوده و گفته‌اند كه چون حرارت ايشان به‌غايت رسيد حق سبحانه كوهى را فرمان داد تا از جاى خود برخاست و چون سايبانى در هوا بايستاد و در زير آن آبهاى خنك پديد آمد ايشان پناه به زير آن كوه آوردند و بر ايشان فرود آمد و همه را هلاك كردإِنَّهُ كانَبه درستى كه عذاب روز ظلّه بودعَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍعذاب روزى بزرگ .