26 / 212
هر آئينه شيطانان از شنيدن يعنى از شنيدن كلام ملائكه دوركردگانند ( 212 )
26 / 213
پس مخوان با خدا معبود ديگر را آنگاه باشى از عذابكردگان ( 213 )
26 / 214
و بيم كن قبيله نزديك خود را ( 214 )
26 / 215
و پست كن بازوى خود را يعنى تواضع كن براى آنان كه پيروى تو كردند از مسلمانان ( 215 )
26 / 216
پس اگر نافرمانى كنند ترا پس بگو هر آئينه من بىتعلقم از آنچه شما مىكنيد ( 216 )
26 / 217
و توكّل كن بر غالب مهربان ( 217 )
26 / 218
آنكه مىبينند ترا چون برمىخيزى يعنى وقت تهجّد ( 218 )
26 / 219
و مىبيند گشتن تو در ميان سجدهكنندگان ( 219 )
26 / 220
هر آئينه وى همانست شنوا دانا ( 220 )
26 / 221
آيا خبر دهم شما را بر چه كس فرودمىآيند شيطانان ( 221 )
26 / 222
فرودمىآيند بر هر دروغگو گنهكار ( 222 )
26 / 223
مىنهند گوش و بيشترين ايشان دروغگويانند ( 223 )
شرح
إِنَّهُمْبه درستى كه ايشانعَنِ السَّمْعِاز شنيدن كلام ملائكهلَمَعْزُولُونَدورشدگانند يا كنارهرفتگانفَلا تَدْعُپس مخوان مخاطب آن حضرت است مراد غير او هر يكى از امتان را مىگويد مخوان و مپرستمَعَ اللَّهِبا خداى به حقإِلهاً آخَرَخداى ديگرفَتَكُونَپس باشى تومِنَ الْمُعَذَّبِينَاز عذابكردهشدگانوَ أَنْذِرْو بيم كن خطاب خاص است به آن حضرت مىفرمايد كه بترسان از عذاب خداىعَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَخويشان نزديكتر خود را آن حضرت بعد از نزول اين آيت به كوه صفا برآمده يك يك ايشان را ندا كرد و چون جمع شدند فرمود اگر گويم شما را كه در زير اين كوه جمعى سوارانند مرا تصديق مىكنيد گفتند آرى فرمود كه من بيمكنندهام شما را از عذاب سخت كه در پيش است قوم از استماع اين سخن متغير گشته متفرق شدند و ابو لهب به ايذاى وى برخواستوَ اخْفِضْو فراگيرجَناحَكَبال خود را يعنى مهربانى ورزد اكرام كنلِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَمر آن را كه پيروى تو كرده است از گرويدگانفَإِنْ عَصَوْكَپس اگر نافرمانى كنند عشيره تو و متابعت تو ننمايندفَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌپس بگو به درستى كه من بيزارممِمَّا تَعْمَلُونَاز آنچه شما مىكنيد و مرا بدان مؤاخذه نخواهند كردوَ تَوَكَّلْو توكّل كن در كفايت مهمات خودعَلَى الْعَزِيزِبر خداى غالب كه قادر است بر قهر اعداءالرَّحِيمِمهربان كه توانا است بر نصرت اولياالَّذِي يَراكَآنكه مىبيند تراحِينَ تَقُومُآن هنگام كه برمىخيزى به نماز تهجد و تنها مىگذارىوَ تَقَلُّبَكَو مىبيند گشتن ترا يعنى تصرف فرمودنفِي السَّاجِدِينَدر ميان نمازگزارندگان بقيام و ركوع و سجود و قعود وقتى كه امامت ايشان مىكنىإِنَّهُبه درستى كه خداىهُوَ السَّمِيعُاوست شنوا بقول توالْعَلِيمُدانا به نيت توهَلْ أُنَبِّئُكُمْآيا خبر كنم شما را كه هموارهعَلى مَنْبر كسى از مردمانتَنَزَّلُ الشَّياطِينُفرود آيند ديوان قبل ازين ذكر فرمود كه روا نباشد نزول شياطين بر محمد به جهت عدم تناسب و تجانس و اينجا بيان مىفرمايد كهتَنَزَّلُفرود مىآيند ديوانعَلى كُلِّ أَفَّاكٍبر هر دروغگوىأَثِيمٍبزهكارى مثل كاهنان كه ايشانيُلْقُونَ السَّمْعَفرا مىدارند گوش خود را به سخن شياطين و فرامىگيرند از ايشان اخبار دروغ و ديگر دروغها به آن اضافه مىكنندوَ أَكْثَرُهُمْ كاذِبُونَو بيشتر ايشان دروغگويانند در انوار فرموده كه بعضى اكثر را بكل تفسير كردهاند يعنى همان ايشان به صفت كذب موصوفند .