تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١
26 / 112 گفت نوح و بچه كار است دانش من به آنچه مىكردند ( 112 ) 26 / 113 نيست حساب ايشان مگر بر پروردگار من اگر بدانيد ( 113 ) 26 / 114 و نيستم من دوركنندهء مسلمانان ( 114 ) 26 / 115 نيم من مگر ترساننده آشكار ( 115 ) 26 / 116 گفتند اگر بازنمانى تو اى نوح البته شوى از سنگساران ( 116 ) 26 / 117 گفت اى پروردگار من هر آئينه قوم من دروغى شمردند مرا ( 117 ) 26 / 118 پس فيصل كن ميان من و ميان ايشان فيصل كردنى عظيم و خلاص كن مرا و آنان كه همراه من‌اند از مسلمانان ( 118 ) 26 / 119 پس نجات داديم او را و آنان را كه همراه او بودند در كشتى پر كرده شده ( 119 ) 26 / 120 باز غرق ساختيم بعد ازين باقىماندگان را ( 120 ) 26 / 121 هر آئينه درين ماجرا نشانه هست و نيستند اكثر ايشان مسلمانان ( 121 ) 26 / 122 و هر آئينه پروردگار تو همانست غالب مهربان ( 122 )
شرح
قالَگفت نوح عوَ ما عِلْمِيو نيست علم من رسندهبِما كانُوا يَعْمَلُونَبه‌آنچه هستند كه مىكنند يعنى حكم من بر ظاهر است چه ايشان به ظاهر عمل مؤمنان مىكنند اما نمىدانم كه از روى اخلاص است يا بطريق نفاقإِنْ حِسابُهُمْنيست حساب باطنهاى ايشانإِلَّا عَلى رَبِّيمگر بر پروردگار من كه مطلع است بدانلَوْ تَشْعُرُونَاگر دانيد كه عالم الغيب او است و بس دانيد كه من راست مىگويم پس قوم گفتند كه اين اراذل را از مجلس خود بران تا ما بيائيم و سخن تو بشنويم نوح عليه السلام گفتوَ ما أَنَاو نيستم منبِطارِدِ الْمُؤْمِنِينَراننده مؤمنانإِنْ أَنَانيستم منإِلَّا نَذِيرٌمگر بيم‌كنندهمُبِينٌآشكارا يعنى مبعوث شده‌ام به دعوت مكلفان خواه اغنياء و خواه فقراءقالُواگفتند كافرانلَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُاگر نه بازايستى اى نوح از آنچه مىگوئى يعنى از دعوت و انذارلَتَكُونَنَّهر آئينه باشىمِنَ الْمَرْجُومِينَاز كشته‌شدگان به سنگ يا راندگانقالَگفت نوح عليه السلام بعد از استماع اين سخن و نااميدى از ايمان قومرَبِّاى پروردگار منإِنَّ قَوْمِيبه درستى كه گروه منكَذَّبُونِتكذيب كردند مرا و به دروغ نسبت دادندفَافْتَحْپس حكم كنبَيْنِي وَ بَيْنَهُمْميان من و ايشانفَتْحاًحكم‌كردنىوَ نَجِّنِيو باز رهان مرا از قصد ايشانوَ مَنْ مَعِيَو هر كه با من استمِنَ الْمُؤْمِنِينَاز گرويدگانفَأَنْجَيْناهُپس نجات داديم او راوَ مَنْ مَعَهُو هر كه با او بودفِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِدر كشتى پر از آدمى و حيوانات و امتعه و ماكولاتثُمَّ أَغْرَقْناپس غرق ساختيمبَعْدُ الْباقِينَبعد از رهانيدن او ديگران را از قوم اوإِنَّ فِي ذلِكَبه درستى كه در صبر او بر ايذاى قوملَآيَةًهر آئينه علامتى است بر آنكه صبر موجب ظفر است بيتكار تو از صبر نكوتر شود * هر كه شكيبا است مظفر شودوَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْو نبودند بيشتر قوم نوح عليه السلاممُؤْمِنِينَگرويدگان به خدا و پيغمبر او بلكه از امت او هفتاد و نه تن ايمان آورده با وى در كشتى بودندوَ إِنَّ رَبَّكَو به درستى كه خداوند تولَهُوَ الْعَزِيزُاوست توانا بر عقوبت كافرانالرَّحِيمُمهربان بتاخير عذاب از ايشان يا بر توفيق پيغمبران در حلم و بردبارى و احتجاج بر ايشان .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 821 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )