تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 819

مساهمون:

ص٨١٩
26 / 88 روز كه فائده ندهد مال و فرزندان ( 88 ) 26 / 89 ليكن صاحب فائده آن بود كه بيارد پيش خدا دل بىعيب را ( 89 ) 26 / 90 و نزديك كرده شود بهشت براى متقيان ( 90 ) 26 / 91 و ظاهر نموده آيد دوزخ براى گمراهان ( 91 ) 26 / 92 و گفته شود به ايشان كجاست آنچه مىپرستيديد ( 92 ) 26 / 93 بجز خدايا آيا نصرت مىدهند شما را يا خود انتقام مىكشند ( 93 ) 26 / 94 پس بر روى انداخته شوند در آنجا بتان و گمراهان ( 94 ) 26 / 95 و لشكرهاى شيطان همه يك جا ( 95 ) 26 / 96 گويند و ايشان آنجا با يكديگر مكابره مىكنند ( 96 ) 26 / 97 به خدا هر آئينه ما بوديم در گمراهى ظاهر ( 97 ) 26 / 98 چون برابر مىساختيم شما را با پروردگار عالمها ( 98 ) 26 / 99 و گمراه نكردند ما را مگر اين بدكاران ( 99 )
شرح
يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌروز كه سود نكند و به كار نيايد خواستهوَ لا بَنُونَو نه پسران هيچ احدى راإِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَمگر كسى را كه بيايد به خداى تعالىبِقَلْبٍ سَلِيمٍبه دلى خالص از كفر و معصيت چه او مال خود را در راه حق نفقه كرده باشد و فرزندان را به راه حق ارشاد نموده و هر آئينه آن مال و فرزند او را نفع رساند و گفته‌اند سلامت قلب اخلاص‌ست در شهادت لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه قولى آنست كه دل سليم خالى باشد از حب دنيا و گويند از حسد و خيانت در تيسير گويد از بغض اهل بيت و ازواج و اصحاب پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم و امام قشيرى فرموده كه قلب سليم آنست كه خالى باشد از غير خدا سلمى فرموده كه درو نه آفات دنيا گنجد و نه مطامع عقبى يا خالى باشد از بدعت و مطمئن به سنّت و از سيد طائفه قدس سره منقول است كه سليم مارگزيده بود و مارگزيده پيوسته قلق و اضطراب دارد پس زبان معنى بيان مىكند كه دل سليم دليست كه مدام در مقام جزع و تضرع و زاريست از خوف قطيعت يا از شوق وصلت نظمز شوق وصل مىنالم كه تا دستم ديد روزى * ز بيم هجر مىگريم كه ناگه در كمين باشدهمام از گريه خونين و سوز دل مگر چندين * ندانستى كه حال عشق‌بازان اين چنين باشدوَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُو روزى كه نزديك گردانيده شود بهشتلِلْمُتَّقِينَبراى پرهيزگاران تا از موقف آن را بينند و بمشاهده منازل خود مسرور شوندوَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُو ظاهر ساخته شود دوزخلِلْغاوِينَبراى گمراهان تا در ان نگرند و مقامات خود را ببينند و غم و الم ايشان بيفزايدوَ قِيلَ لَهُمْو گويند مر ايشان را يعنى فرشتگان به حكم حق سبحانه از ايشان پرسند كهأَيْنَ ما كُنْتُمْكجااند آنچه بوديد كه پيوستهتَعْبُدُونَمىپرستيد آن رامِنْ دُونِ اللَّهِبجز خداى تعالى يعنى كجااند خدايان شما كه بديشان اميدوار بوديدهَلْ يَنْصُرُونَكُمْهيچ يارى نمىدهند شما را بدفع عذاب از شماأَوْ يَنْتَصِرُونَيا نگاه نمىدارند خود را از حلول عقوبت بر ايشانفَكُبْكِبُواپس بر روى درافكنده شوندفِيهادر دوزخهُمْبتانوَ الْغاوُونَو گمراهان يعنى پرستندگان ايشانوَ جُنُودُ إِبْلِيسَو به دوزخ افگنده شوند لشكرهاى ابليس يعنى متابعان وى از جن و انسأَجْمَعُونَهمه ايشانقالُواگويند كافرانوَ هُمْ فِيهاو حال آنكه ايشان در دوزخيَخْتَصِمُونَدشمنى مىكنند با يكديگر يعنى عبده و اصنام مخاصمه مىكنند و بت‌پرستان با بتان مىگويندتَاللَّهِ إِنْ كُنَّابه خدائى كه ما بوديملَفِي ضَلالٍ مُبِينٍدر گمراهى هويدا و پيداإِذْ نُسَوِّيكُمْوقتى كه برابر مىكرديم شما را در استحقاق عبادتبِرَبِّ الْعالَمِينَبه پروردگار عالميانوَ ما أَضَلَّناو گمراه نكردند ما را و بر ضلالت نداشتندإِلَّا الْمُجْرِمُونَمگر بدكاران از مهتران ما يا از ديوان .