26 / 100
پس نيست ما را هيچ شفاعتكننده ( 100 )
26 / 101
و نه دوست مهربانى نماينده ( 101 )
26 / 102
پس كاش ما را يكبار رجوع باشد پس شويم از مسلمانان ( 102 )
26 / 103
هر آئينه درين ماجرا نشانهء هست و نيستند بيشترين ايشان مسلمانان ( 103 )
26 / 104
و هر آئينه پروردگار تو همانست غالب مهربان ( 104 )
26 / 105
دروغى شمردند قوم نوح پيغامبران را ( 105 )
26 / 106
چون گفت با ايشان برادر ايشان نوح آيا نمىترسيد ( 106 )
26 / 107
هر آئينه من براى شما پيغمبر با امانتم ( 107 )
26 / 108
پس بترسيد از خدا و فرمانبردارى من كنيد ( 108 )
26 / 109
و سؤال نمىكنم از شما بر تبليغ رسالت هيچ مژدى نيست مزد من مگر بر پروردگار عالمها ( 109 )
26 / 110
پس بترسيد از خداى و فرمانبردارى من كنيد ( 110 )
26 / 111
گفتند آيا ايمان آوريم بر تو حال آنكه پيروى تو كردهاند سفلگان ( 111 )
شرح
فَما لَناپس نيست ما را اكنونمِنْ شافِعِينَهيچكس از شفاعتكنندگان چنانچه مؤمنان راستوَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍو نه دوستى مهربان با شفقت در قوت القلوب آورده كه حميم در اصل هميم بوده ها را به حا بدل كردند جهت قرب مخرج و هميم مأخوذ است از اهتمام يعنى يارى كه در ان روز اهتمام كند در مهم كافران و شرط دوستى بجاى آرد نخواهد بود الاخلاء يومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقين آنگه كافران از روى تحسر گويندفَلَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَكُونَپس كاشكى بودى ما را بازگشتى به دنيا پس ما مىبوديممِنَ الْمُؤْمِنِينَاز باوردارندگان و گرويدگانإِنَّ فِي ذلِكَبه درستى كه در خبر ابراهيم عليه السلام و احتجاج او با قوملَآيَةًهر آئينه علامتى است كه عقلا بدان عبرت گيرندوَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْو نبودند بيشتر قوم ابراهيم عليه السلاممُؤْمِنِينَگرويدگان چه از اهل بابل جز دختر نمرود كسى ايمان نياوردهوَ إِنَّ رَبَّكَو به درستى كه آفريدگار تولَهُوَ الْعَزِيزُاوست غلبهكننده بر مشركان كه سطوت او مردود نگرددالرَّحِيمُبخشاينده كه توبه بندگان رد نكند و بىاحتجاج بر ايشان عذاب نفرستدكَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَتكذيب كردند گروه نوح عليه السلام فرستادگان را نوح عليه السلام از رسل گذشته خبر داد و قوم او باور نكردندإِذْ قالَ لَهُمْياد كن چون گفت مر ايشان راأَخُوهُمْ نُوحٌبرادر ايشان نوح عليه السّلام مراد اخوّت نسبى استأَ لا تَتَّقُونَآيا نمىترسيد از خداى كه ترك عبادت او مىكنيدإِنِّي لَكُمْبه درستى كه من مر شما رارَسُولٌ أَمِينٌفرستادهام با امانتفَاتَّقُوا اللَّهَپس بترسيد از خداى و بت مىپرستيدوَ أَطِيعُونِو فرمان بريد مرا در قبول ايمانوَ ما أَسْئَلُكُمْو نمىخواهم شما راعَلَيْهِبر اداى رسالتمِنْ أَجْرٍهيچ مزدىإِنْ أَجْرِيَنيست مزد رسالت منإِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَمگر بر پروردگار عالميانفَاتَّقُوا اللَّهَپس بترسيد از عقوبت خداى تعالىوَ أَطِيعُونِو فرمانبردارى من كنيد تكرار امر بتقوى و اطاعت به جهت تاكيدست چه قوم نوح ع بهغايت سختدل و بىآزرم بودندقالُواگفتند در جواب نوح عأَ نُؤْمِنُ لَكَآيا ايمان آريم و تصديق كنيم تراوَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَو حال آنكه پيروى تو كردند سفلگان و بىقدران و ايشان به ظاهر ترا تابعاند و به باطن مخالف .