تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦
26 / 62 گفت موسى نه چنينست هر آئينه با من پروردگار من است راه خواهد فرمود مرا ( 62 ) 26 / 63 پس وحى فرستاديم بسوى موسى كه بزن عصاى خود را در دريا پس دريا بشگاف پس شد هر پاره مانند كوه بزرگ ( 63 ) 26 / 64 و نزديك آورديم آنجا آن ديگران را ( 64 ) 26 / 65 و خلاص ساختيم موسى را و آنان را كه همراه وى بودند همه يك جا ( 65 ) 26 / 66 باز غرق ساختيم آن ديگران را ( 66 ) 26 / 67 هر آئينه درين ماجرا نشانه هست و نبودند بيشترين ايشان مسلمانان ( 67 ) 26 / 68 و هر آئينه پروردگار تو همانست غالب مهربان ( 68 ) 26 / 69 و بخوان بر ايشان خبر ابراهيم ( 69 )
شرح
قالَ كَلَّاگفت موسى حاشا كه ايشان شما را دريابندإِنَّ مَعِي رَبِّيبه درستى كه با منست پروردگار من به يارى و مددگارىسَيَهْدِينِزود باشد كه راه نمايد مرا درين حيرت و طريق نجات پديد آرد محققان گفته‌اند كه موسى عليه السلام در كلام خود معيّت را مقدم داشته كه ان معى ربى و رسول ما صلى اللّه عليه و سلّم در قول خود كه ان اللّه معنا معيّت را تأخير فرمود تا بر ضمائر عرفا روشن گردد كه كليم از خود به حق نگريست و اين مرتبه مريدست و حبيب از حق به خود نگريست و اين مرتبه مرادست مريد را هر چه گويند چنان كند و مراد هر چه گويد چنان كنند بيتاين يكى را روى او در روى دوست * وان دگر را روى او خود روى اوستآورده‌اند كه چون لشكر فرعون نزديك بنى اسرائيل رسيدند حق سبحانه حجابى از بخار ميان فريقين پديد آورد چنان كه يكديگر را نمىديدند فرعون قوم خود را گفت فرود آئيد تا آفتاب ارتفاع يافته بخار از ميان برخيزد و ما بر ايشان رويم كه راه مخلصى بر ايشان بسته است دريا از پيش و لشكر ما از عقب ايشان كجا توانند گريخت مصرعكجا روى كه ز هر سو گريزگاه ندارىاما بنى اسرائيل اضطراب به مرتبه رسانيدند كه موسى عليه السلام بناليد و وحى در رسيد كه ما دريا را به حكم تو كرديم او را به كنيت بخوان و برو حكم كن چنانچه حق سبحانه فرمودفَأَوْحَيْناپس ما وحى كرديمإِلى مُوسىبسوى موسىأَنِ اضْرِبْآنكه بزنبِعَصاكَ الْبَحْرَبعصاى خود درياى قلزم را موسى بر لب دريا آمد و عصا بر وى زد و گفت يا ابا خالد ما را راه دهفَانْفَلَقَپس بشگافت دريا و دوازده راه پديد آمدفَكانَپس بودكُلُّ فِرْقٍهر پاره جدا شده از همكَالطَّوْدِ الْعَظِيمِهمچون كوهى بزرگ و فى الحال بادى بر تك دريا وزيد و داخل او خشك شد و هر سبطى از راهى به دريا آمدندوَ أَزْلَفْناو جمع كرديمثَمَّ الْآخَرِينَآنجا ديگران را كه قوم فرعون بودند يعنى همه را بر لب درياى قلزم گرد آورديم بر حوالى فرعون و چون فرعون به كنار دريا رسيد و آن حال مشاهده كرد خواست كه سفهاى قوم را فريب دهد گفت اى قوم چه مىبينيد كه دريا از هيبت من شكافته شده هامان بطريق مسارت با وى گفت تو خود مىدانى كه اين صورت به دعاى موسى واقع شده زينهار به دريا درنيائى كه هلاك شوى فرعون خواست كه عنان بتابد جبرئيل عليه السلام بر ماديانى نشسته خود را پيش فرعون به دريا افگند و فرعون بر اسپ الغيرى تند سوار بود الغير بوى ماديان شنيده عنان تمالك از دست فرعون بيرون برده روى به دريا نهاد و لشكريان هر فوجى از راهى به دريا درآمدند و ميكائيل بر عقب آن لشكرى آمد و ايشان را مىراند تا تمام لشكر به دريا درآمدند و حكم الهى در رسيد كه اى دريا به حال خود باز رو و به‌يك‌بار آبها بهم بازپيوست و مجموع فرعونيان غرق شدند و بنى اسرائيل به سلامت عبور كرده بر كنار دريا قرار گرفتند كما قال اللّه تعالىوَ أَنْجَيْنا مُوسىو نجات داديم موسى راوَ مَنْ مَعَهُو هر كه با او بودأَجْمَعِينَهمه ايشان راثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَپس غرق گردانيديم ديگران راإِنَّ فِي ذلِكَبه درستى كه در نجات موسى ع و قوم او و هلاك فرعون و لشكر اولَآيَةًهر آئينه علامتى است روشن و دلالتى است هويدا بر قدرت الهىوَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْو نبودند بيشتر قوم فرعونمُؤْمِنِينَگرويدگان چه از تمام قبط حزقيل كه مؤمن آل فرعون بود گويند كسى ايمان نياورد و او با حضرت موسى عليه السلام از مصر بيرون آمده بودوَ إِنَّ رَبَّكَو به درستى كه آفريدگار تولَهُوَ الْعَزِيزُاوست غالب و كسى را قوت غلبه برو نيستالرَّحِيمُمهربان است و عقوبت نمىكند مگر بعد از الزام حجّتوَ اتْلُو بخوانعَلَيْهِمْبر مشركان عربنَبَأَ إِبْراهِيمَخبر ابراهيم را كه ايشان به دو نسبت درست مىكنند و به فرزندى او مفتخر و مستظهراند .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 816 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )