تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨
25 / 75 آن جماعه جزا داده شود ايشان را محل بلند مقابله آنكه صبر كردند و بر خورانيده شود ايشان را آنجا به دعاى خير و سلام ( 75 ) 25 / 76 جاويدان آنجا بهشت نيك آرامگاه هست و نيك مقام است ( 76 ) 25 / 77 بگو با قدر نمىشمارد شما را پروردگار من اگر نباشد عبادت شما پس هر آئينه دروغ داشتيد پس البته باشد جزاى آن لازم ( 77 )

[ سوره شعراء ]

بنام خداى بخشاينده مهربان ( 1 ) 26 / 2 اين آيات كتاب روشن‌ست ( 2 ) 26 / 3 شايد تو هلاك‌كنندهء خويشتن را بسبب آنكه مسلمان نمىشوند ( 3 )
شرح
أُوْلئِكَآن گروه كه مذكور شدنديُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَپاداش داده شوند به غرفه بهشت يعنى موضعى بلند در ان و گفته‌اند غرفه اسمى است از اسماى بهشت و در فصول عبد الوهاب رح آورده كه كوشكها است بر چهار قائمه نهاده از زر و نقره و لؤلؤ و مرجان و اين چنين منازل بديشان دهندبِما صَبَرُوابه‌آنچه صبر كردند بر مشقت در دنيا و ايذاى كفار و ترك مستلذات يا بر فقر و احتياج يا بر اداى فرائضوَ يُلَقَّوْنَو ببينند يعنى بيابند و حفص بتشديد خواند به صيغه مجهول يعنى داده شوندفِيهادر بهشتتَحِيَّةً وَ سَلاماًزندگانى باقى و سلامتى از آفات و مخافات يا دعاى زندگانى و سلامت شنوند يا ملائكه بر ايشان تحيت و سلام گويند يا تحيت از ملائكه يابند و سلام از خداى شنوند -خالِدِينَ فِيهادر حالتى كه جاويد باشند در بهشت يا مخلد باشند در تحيت و سلامحَسُنَتْ مُسْتَقَرًّانيكوقرارگاهى است بهشتوَ مُقاماًو جاى بودنىقُلْبگو اى محمد ص مكيان را كهما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّيچه وزن نهد خداى شما را يعنى چه قدر باشد شما را نزديك خداى تعالىلَوْ لا دُعاؤُكُمْاگر نه خواندن و پرستيدن شما باشد مر او را چه شرف انسان بشناختن و عبادتستفَقَدْ كَذَّبْتُمْپس به درستى كه شما تكذيب كرديد مر او تقصير نموديد در عبادت حقفَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماًپس زود باشد كه تكذيب شما ملازم شما باشد كه ترك نكنيد و يا باشد عقوبت تكذيب لازم شما تا وقتى كه شما را به دوزخ رساند و آنجا نيز ملازم شما بود و گويند لزام قتل روز بدرست و اللّه تعالى اعلم -

سورة الشعراء

مكية و هى مائتان و سبع و عشرون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - طسمدر معالم از قتاده رح نقل مىكنند كه حروف مقطعه اسامى قرآنند و لهذا در اغلب بعد ازين حروف ذكر قرآن مىآيد و گويند اسميست از اسماى الهى يا هر حرفى اشارتست به اسمى چنانچه طسم بطاهر و ساتر و مجيد و گفته‌اند مشير است به طوبى و سدرة المنتهى و محمد صلعم و در بحر الحقائق آورده كه طا اشارتست بطيران مرغان هواى وحدت كه طائراند باللّه و سين عبارتست از سير روندگان طريق معرفت كه سائراند الى اللّه و ميم ايماى مىكند بمشى سالكان سبيل عبوديت كه مىروند للّه و فى اللّه يا اشارتست بطلب متبديان و سرور متوسطان و مشاهده منتهيان صاحب كشف الاسرار فرموده كه حق سبحانه ، قسم ياد مىكند به طهارت عزّ ازلى و ثناى جبروت ابدى و مجد و جلال سرمدى جواب قسم اينستتِلْكَاين سورهآياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِآيتهاى كتاب هويداست يعنى قرآن كه روشن است احكام حلال و حرام او و مبين بمعنى پيداكننده نيز هست يعنى قرآن حق و باطل را ظاهر مىگرداند و مقدمات هدايت و نتائج ضلالت را آشكارا مىسازد و چون قريش چنين كتابى را تكذيب كرده ايمان نياوردند و حضرت رسالت‌پناه عليه السّلام بر ايمان ايشان به‌غايت حريص بود اين صورت بخاطر مبارك آن حضرت عليه السلام شاق آمد حق سبحانه جهت تسلّى دل وى آيت فرستاد كهلَعَلَّكَمگر توباخِعٌ نَفْسَكَهلاك‌كننده و كشنده نفس خود راأَلَّا يَكُونُوابه‌آنكه نمىشوند ايشانمُؤْمِنِينَگرويدگان به قرآن .