تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 811

مساهمون:

ص٨١١
26 / 21 پس گريختم از پيش شما چون بترسيدم از عقوبت شما پس عطا كرد مرا پروردگار من دانش و ساخت مرا از پيغامبران ( 21 ) 26 / 22 و آيا اين نعمتى است كه منت مىنهى بر من كه بنده گرفتى بنى اسرائيل را ( 22 ) 26 / 23 گفت فرعون و چيست پروردگار عالمها ( 23 ) 26 / 24 گفت موسى پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان اينهاست اگر يقين‌آرنده‌ايد ( 24 ) 26 / 25 گفت فرعون آنان را كه حوالى او بودند آيا نمىشنويد ( 25 ) 26 / 26 گفت موسى ع پروردگار شماست و پروردگار پدران پيشين شماست ( 26 ) 26 / 27 گفت فرعون هر آئينه پيغامبرى كه فرستاده شده بسوى شما ديوانه است ( 27 ) 26 / 28 گفت موسى پروردگار مشرق و مغرب و آنچه در ميان اينهاست اگر درمىيابيد ( 28 )
شرح
فَفَرَرْتُ مِنْكُمْپس بگريختم از شمالَمَّا خِفْتُكُمْآن هنگام كه بترسيدم كه مرا بكشند و بمدين رفتمفَوَهَبَ لِيپس ببخشيد مرارَبِّيپروردگار من بوقت رجوع از تدينحُكْماًعلم و فهم يا نبوتوَ جَعَلَنِيو گردانيد مرامِنَ الْمُرْسَلِينَاز فرستادگان خود يعنى داخل كرد در زمره پيغمبران كه بخلق فرستادهوَ تِلْكَ نِعْمَةٌو آن نعمتى كه توتَمُنُّها عَلَيَّمنت مىنهى به آن بر منأَنْ عَبَّدْتَآنكه بنده گرفتىبَنِي إِسْرائِيلَفرزندان يعقوب را و مرا به فرزندى بداشتى و گفته‌اند اينجا همزه انكار مقدرست تقدير كلام آنكه آيا نعمتى كه بدان بر من منت مىنهى آن است كه بنى اسرائيل را به بندگى گرفتى يعنى اگر تو ايشان را تعبّد نمىكردى مادر من مرا در دريا نمىافگند و قوم من مرا تربيت مىكردند و به تو محتاج نمىشدم و چون فرعون شنيده بود كه موسى ع گفته كه انا رسول رب العالمين اسلوب سخن را بگردانيد و از روى امتحانقالَ فِرْعَوْنُگفتوَ ما رَبُّ الْعالَمِينَو كيست و چيست پروردگار عالميان و چه چيزست سؤال از ماهيت كردقالَگفت موسى در جواب اورَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِاوست آفريدگار آسمانها و زمينهاوَ ما بَيْنَهُمَاو آنچه ميان ايشان استإِنْ كُنْتُمْاگر هستيد شمامُوقِنِينَبىگمانان در تحقيق صفات حق موسى عليه السلام اعراض فرمود از جواب ماهيت و تعريف كرد حق را به ظاهرترين دلائل حكمت و آثار قدرت اوقالَگفت فرعونلِمَنْ حَوْلَهُمر آنان را كه گرد او بودند از اشراف قبط و ايشان پانصد تن بودندى زيورها بسته و بر كرسيهاى زرين نشستهأَ لا تَسْتَمِعُونَآيا نمىشنويد جواب اين مرد كه من از حقيقت پروردگار او مىپرسم و او از افعال او خبر مىدهدقالَگفت موسى ديگربارهرَبُّكُمْخداى من آفريدگار شماستوَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَو پروردگار پدران پيشين شما است عدول كرد از ظهر آيات باقرب آيات بناظر و اوضح آن بر متأمّلقالَگفت فرعون مر قوم خود راإِنَّ رَسُولَكُمُبه درستى كه فرستاده شما بر سبيل سخريه او را رسول خواندالَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌآن كسى كه فرستاده شده است بشما هر آئينه ديوانه است كه جواب مطابق سؤال نمىدهدقالَگفت موسىرَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِپروردگار عالم كه ، آفريدگار مشرق و مغربستوَ ما بَيْنَهُماو آنچه ميان مشارق و مغارب باشدإِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَاگر هستيد شما كه فهم كنيد و دريابيد كه جواب سؤال شما جز برين وجه نمىتواند بود زيرا كه هيچ‌كس را از حقيقت حق سبحانه آگاهى ممكن نيست چه هر چه در عقل و فهم و وهم گنجد و حواس و قياس آن را دريابد ذات خداوند حق سبحانه از ان منزّه و مقدّس است چه اين همه محدثانند و محدّث جز ادراك محدث نتوان كرد -آنكه او از حدوث برآرد دم * چه شناسد كه چيست سرّ قدمعلم را سوى حضرتش ره نيست * عقل نيز از كمالش آگه نيست .