تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
25 / 70 مگر آنكه توبه كرد و ايمان آورد و عمل شايسته نموده پس آن جماعه بدل سازد خدا بدىهاى ايشان را به نيكىها و هست خدا آمرزنده مهربان ( 70 ) 25 / 71 و هر كه توبه كند و كار شايسته به عمل آرد پس هر آئينه وى رجوع مىكند به خدا رجوع كردن ( 71 ) 25 / 72 و آنان كه گواهى دروغ نمىدهند و چون بگذرند بر بيهوده بگذرند بروش بزرگان ( 72 ) 25 / 73 و آنان كه چون پند داده شود ايشان را بآيات پروردگار ايشان كرد كور تا نيفتند بشنيدن آن ( 73 ) 25 / 74 و آنان كه مىگويند اى پروردگار ما ببخش ما را از زنان ما و از فرزندان ما روشنى چشم و بكن ما را پيشواى متقيان ( 74 )
شرح
إِلَّا مَنْ تابَمگر آن‌كس كه توبه كند از شركوَ آمَنَو بگرود به خدا و رسولوَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاًو بكند كردنى شايسته يعنى باركان اسلام عمل نمايدفَأُوْلئِكَپس آن گروهيُبَدِّلُ اللَّهُبدل مىكند خداى تعالىسَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍگناهان ايشان را به نيكوئيها يعنى سوابق معاصى را به توبه محو كند و لواحق طاعات بجاى آن ثبت نمايد يا بدل كند ملكه معصيت را در نفس به ملكهء طاعت يا توفيق دهد او را باضداد اعمال ما سلف يا در دنيا بدل كند كفر او را بايمان و در آخرت بدل سازد سيئهء او بحسنهوَ كانَ اللَّهُو هست خداى تعالىغَفُوراًآمرزندهء گناهان به توبهرَحِيماًمهربان بر ايشان بر اثبات توبه در دل ايشانوَ مَنْ تابَو هر كه توبه كند از معاصى مراد از غير شرك و قتل و زناست يعنى هر كه از معاصى ديگر نيز غير اين‌ها توبه كند و دست باز داردوَ عَمِلَ صالِحاًو بكند عمل ستوده يعنى تلافى ما فات نمايدفَإِنَّهُ يَتُوبُپس به درستى كه او بازميگرددإِلَى اللَّهِبسوى خداى تعالىمَتاباًبازگشتنى پسنديده يا رجوع مىكند به حق رجوع پسنديدهوَ الَّذِينَو بندگان حق آنانند كهلا يَشْهَدُونَ الزُّورَحاضر نشوند بعيد مشركان و يهود و نصارى يا ببازيگاه ايشان يا بمجلس غنا يا بصحبت مبتدعان يا گواهى دروغ ندهندوَ إِذا مَرُّواو چون بگذرندبِاللَّغْوِبه چيزى ناپسنديدهمَرُّوا كِراماًبگذرند بردباران و پرهيزگاران يا نهىكنندگان از انوَ الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُواو بندگان حق آنانند كه چون پند داده شوندبِآياتِ رَبِّهِمْبه آيتهاى پروردگار ايشان يعنى مواعظ قرآنلَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهابه روى درنيفتاد بر آن يعنى نه ايستادند نزديك استماع آنصُمًّاكران كه نشنوند اسرار آن راوَ عُمْياناًو كوران كه نه‌بينند انوار آن را بلكه به گوش هوش شنيدند و به ديدهء بصيرت جلوات جمال آن را ديدند حاصل آنكه از آيات الهى تغافل نورزيدند -وَ الَّذِينَ يَقُولُونَو بندگان حق آنانند كه مىگويندرَبَّنا هَبْ لَنااى پروردگار ما ببخش ما رامِنْ أَزْواجِنااز زنان ماوَ ذُرِّيَّاتِناو فرزندان ماقُرَّةَ أَعْيُنٍكسى كه روشنى ديدها بود و مراد اهالى و اولاد صالح‌اند چون مؤمن اهل و ولد خود را صالح و پاك معيشت بيند دل او شاد و چشم او روشن شودوَ اجْعَلْناو بگردان ما رالِلْمُتَّقِينَ إِماماًبراى پرهيزگاران پيشوا يعنى ما را چندان پرهيزگارى ده كه شايسته امامت متقيان باشيم -