تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
2 / 23 و اگر هستيد در شبه از آنچه فرودآورديم بر بندهء خود يعنى از قرآن پس بياريد يك سوره مانند آن و بخوانيد مددگاران خود را بجز خدا اگر هستيد راست‌گويان ( 23 ) 2 / 24 پس اگر نه كرديد و البته نتوانيد كرد پس حذر كنيد از ان آتش كه آتش‌انگيز وى مردمان و سنگها باشند آماده كرده شده است براى كافران ( 24 ) 2 / 25 و بشارت ده آن كسان را كه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته به آنكه ايشان راست بوستانها مىرود زير آن جوىها هرگاه داده شوند از آنجا روزى از قسم ميوه‌ها گويند اين همانست كه داده شده بوديم پيش ازين و آورده شود به ايشان آن روزى مانند يكديگر و ايشان راست در آنجا زنان پاك كرده شده و ايشان در آنجا جاويدند ( 25 )
شرح
وَ إِنْ كُنْتُمْو اگر هستيد شمافِي رَيْبٍدر شك و گمانمِمَّا نَزَّلْنااز ان چيزى كه ما فروفرستاديم آن را بتدريج يعنى قرآنعَلى عَبْدِنابر بندهء ما كه محمد ص است و مىگويد كه آن ساخته و بافته اوستفَأْتُواپس بياريد شما كه اهل براعت و بلاغتيدبِسُورَةٍبه مقدار سخنى يعنى بياريد كلامى كه در فصاحت و جزالت و اخبار از امور غيبيه باشدمِنْ مِثْلِهِمانند قرآنوَ ادْعُواو بخوانيد اگر به خود توانائى معارضه نداريدشُهَداءَكُمْحاضران محافل خود را از شعرا و خطبا يا بخوانيد بتان خود را به مددكارى يا هرك را به معاونت مىخواهيد بخوانيدمِنْ دُونِ اللَّهِجز خداى تعالىإِنْ كُنْتُمْاگر هستيد شماصادِقِينَراست‌گويان در آنكه اين كلام بشر استفَإِنْ لَمْ تَفْعَلُواپس اگر معارضه نكرديد در زمان گذشته و مثل آن سورت نياورديدوَ لَنْ تَفْعَلُواو در زمان آينده نيز هرگز نتوانيد معارضه كردنفَاتَّقُواپس بپرهيزيدالنَّارَاز آتش دوزخالَّتِيآن آتشى كه ممتاز است از ساير آتشها به‌آنكهوَقُودُهَاآتش‌انگيز آنالنَّاسُمردمانند يعنى كافران انسوَ الْحِجارَةُو سنگ كبريت كه حرارت آن صعب‌تر است و بوى آن ناخوشترأُعِدَّتْآماده كرده شده است اين چنين آتشىلِلْكافِرِينَبراى ناگرويدگانوَ بَشِّرِ الَّذِينَو بشارت ده اى محمد ص آن‌كسان را كه به توفيق حقآمَنُواگرويده‌اند به خدا و رسول و قرآنوَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِو بجا آورده‌اند كارهاى نيكو از اداى فرائض و سنن و مضمون بشارت چيستأَنَّ لَهُمْآنكه مر ايشان راست در آخرتجَنَّاتٍبوستانها كه درو همه نوع ميوه‌ها باشدتَجْرِيمىرودمِنْ تَحْتِهَااز زير درختان يا تحت غرفها و منظرهاى آنالْأَنْهارُجويهاى آب و شير و خمر و عسلكُلَّما رُزِقُواهرگاه كه روزى داده شوند بهشتيانمِنْهااز ان درختانمِنْ ثَمَرَةٍاز هر نوع ميوهرِزْقاًروزى ساخته و طعامى پرداختهقالُواگويند بهشتيانهذَا الَّذِياين آن ميوه‌ها است كهرُزِقْناداده و خرانيده بودند ما رامِنْ قَبْلُپيش ازين در دنيا و گفته‌اند هم در بهشت و قول اوّل اشهر استوَ أُتُوا بِهِو بيارند پيش مؤمنان از ميوهء بهشتمُتَشابِهاًمانند ميوه‌هاى دنيا به رنگ و صورت اما بطعم مختلف باشند چه مزهء همه ميوه‌ها در يك ميوهء بهشت استوَ لَهُمْو مر اهل بهشت را استفِيهادر بوستانهاى بهشتأَزْواجٌزنان از حورى و انسىمُطَهَّرَةٌپاكيزه يعنى صافى جوهر و نيكومنظر يا پاك از عيبها و آفتها كه زنان دنيا را باشدوَ هُمْ فِيهاو بهشتيان در آن بوستانهاخالِدُونَجاويدباشندگانند