2 / 31
و بياموخت خدا آدم را نامهاى مخلوقات تمام آن باز پيش آورد آن چيزها را بر فرشتگان پس گفت خبر دهيد مرا نامهاى اين چيزها اگر راستگو هستيد ( 31 )
2 / 32
گفتند به پاكى ياد مىكنيم ترا هيچ دانش نيست ما را مگر آنچه تو آموختى بما هر آئينه توئى دانا با حكمت ( 32 )
2 / 33
فرمود اى آدم خبر ده فرشتگان را بنامهاى اينها پس چون خبر داد ايشان را بنامهاى آنها فرمود ، آيا نه گفته بودم شما را كه هر آئينه من مىدانم پنهان آسمانها و زمين و مىدانم آنچه آشكار مىكنيد و آنچه پوشيده مىداشتيد ( 33 )
2 / 34
و چون گفتيم به فرشتگان سجده كنيد آدم را پس سجده كردند مگر ابليس قبول نه كرد و سركشى نمود و گشت از كافران ( 34 )
شرح
وَ عَلَّمَو بياموخت حق سبحانه ، و تعالىآدَمَمر آدم را كه خليفه عبارت ازو بودالْأَسْماءَنامهاى مخلوقاتكُلَّهاهمه آن از علويات و سفليّاتثُمَّ عَرَضَهُمْپس عرض كرد اشخاص آن مسمّيات راعَلَى الْمَلائِكَةِبر فرشتگان كه قائل أ تجعل فيها بودندفَقالَپس گفت و امر كرد نه از روى تكليف بلكه بطريق تنبيه بر عجز ايشان كهأَنْبِئُونِيخبر دهيد مرابِأَسْماءِ هؤُلاءِبنامهاى اينها كه معروض شدهاند بر شماإِنْ كُنْتُمْاگر هستيد شماصادِقِينَراستگويان در طعن بر استحقاق خلافت آدم و حال آنكه خليفه را علم بايد و شما را نيستقالُواگفتند فرشتگان بعد از جهل خودها بدان اسامى بطريق اعتذار كهسُبْحانَكَتنزيه مىكنيم ترا از همه نقصها تنزيهكردنىلا عِلْمَ لَنا، هيچ دانشى نيست ما راإِلَّا ما عَلَّمْتَنامگر آنچه تو درآموختى ما راإِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُبه درستى كه تو دانائى آمرزگارالْحَكِيمُمحكم كار و صاحب كردارقالَگفت خدا بىواسطهيا آدَمُ أَنْبِئْهُمْاى آدم خبر ده اين ملائكه رابِأَسْمائِهِمْبنامهاى اينها كه حاضراندفَلَمَّا أَنْبَأَهُمْپس آن دم كه آدم خبر داد ملائكه رابِأَسْمائِهِمْبنامهاى مسمّياتقالَگفت خداى تعالى با ملائكه بر سبيل عتابأَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْآيا نهگفتم مر شما را كهإِنِّي أَعْلَمُبه تحقيق من مىدانمغَيْبَ السَّماواتِآنچه پوشيده است از احوال آسمانهاوَ الْأَرْضِو آنچه مخفى است از امور زمينوَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَو مىدانم آنچه شما ظاهر مىكنيد از گفتارأَ تَجْعَلُ فِيهاوَ ما كُنْتُمْو آنچه بوديد شما كه بزعم خودهاتَكْتُمُونَمىپوشيديد از كراهت معزول شدن خودها از حكومت زمينوَ إِذْ قُلْناو ياد كن اى رسول ص آن را نيز كه گفتيم مالِلْمَلائِكَةِمر جميع فرشتگان را كه بهيكباراسْجُدُواسجده كنيدلِآدَمَمرا آدم را سجدهء تحيّت و تعظيمفَسَجَدُواپس سجده كردند تمام ملائكهإِلَّا إِبْلِيسَمگر عزازيل و وى بقول اصح از قوم بنى الجان بوده و حق سبحانه تعالى به جهت نافرمانى او را ابليس لقب نهاد يعنى نااميد از رحمت خداأَبىسر باززد از سجدهء آدموَ اسْتَكْبَرَو تكبر و گردنكشى كردوَ كانَو بود ابليس در علم خداى تعالىمِنَ الْكافِرِينَاز جمله ناگرويدگان -