2 / 20
نزديك است كه برق بربايد چشمهاى ايشان را هرگاه روشنى دهد برق ايشان را روند در آن روشنى و چون تاريكى دهد برايشان بايستند و اگر خواستى خدا هر آئينه ببردى شنوائى ايشان را و ديدههاى ايشان را هر آئينه خدا بر همه چيز تواناست ( 20 )
2 / 21
اى مردمان بپرستيد پروردگار خويش را آنكه آفريد شما را و كسانى را كه پيش از شما بودند تا در پناه شويد ( 21 )
2 / 22
آنكه ساخت براى شما زمين را بساطى و آسمان را سقفى و فرودآورد از آسمان آب پس بيرون آورد بسبب وى انواع ميوهها روزى براى شما پس مقرر مكنيد همتايان براى خدا دانسته ( 22 )
شرح
يَكادُ الْبَرْقُنزديك باشد كه روشنائى برقيَخْطَفُبربايدأَبْصارَهُمْبينائىهاى ايشان راكُلَّما أَضاءَهرگاه كه بدرخشد برق و آن درخشيدن او روشن كند راه رالَهُمْبراى ايشانمَشَوْابروند ايشانفِيهِدران روشنىوَ إِذا أَظْلَمَو چون باز تاريك گردد راهعَلَيْهِمْبر ايشان بهواسطه خفاى نور برققامُواهمانجا بايستند و متحير گردندوَ لَوْ شاءَ اللَّهُو اگر خواستى خداى تعالى ذهاب سمع و بصر ايشان رالَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْهر آئينه ببردى شنوائى ايشان را به آواز رعدوَ أَبْصارِهِمْو ببردى ديدههاى ايشان را به درخشيدن برقإِنَّ اللَّهَبه درستى كه خداعَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌبر همه چيزها توانا است حق تعالى درين تمثيل تشبيه مىكند منافقان را به گروهى كه در شب تاريك ميان بيابان مهلك باشند و باران سخت و ابر متراكم ايشان را فروگيرد و غريدن رعد و درخشيدن برق ايشان را سراسيمه ساخته از هول آواز صاعقه انگشت بر گوش نهند و در ان ظلمتها راه جاده بر ايشان پوشيده شود هرگاه كه برق بدرخشد و راه هويدا گردد قدمى چند بروند و باز كه نور برق درگذشته باشد تاريكى رو نمايد متوقف و سرگردان بمانند اينجا اسلام را بباران تشبيه فرمود كه سبب حيات قلوب است و ظلمات آن چيزهائيست كه بر ارباب نفاق شاق باشد چون تكاليف شرعيه و ترك رياست و جهاد با اقربا و ترك اديان قديمه و اينها را بزعم ايشان ظلمات گفت و رعد مخاوف و شدايد كه پيش آيد و برق غنيمتها و ظفرها كه روى نمايد و صواعق تهديد و وعيد اهل كفر و نفاق پس منافقان كه به ظاهر اسلام قبول كرده بودند چون احكام جهاد و قتل كفّار و امثال آن نازل مىشد خوف بر ايشان استيلا مىيافت كه مبادا حكم الهى بقتل و جلاى ايشان صدور يابد مىخواستند كه گوش از استماع قرآن ببندند و هرگاه كه برق كثرت مال و حصول غنايم بر ايشان درخشان شدى دين اسلام را پسنديدندى و چون تاريكى مجاهدات و رياضات به خيال ايشان رسيدى در سلوك جادهء دين متوقف شدندى حاصل آنكه به اميد نعمت دوست و مدحگوئى بودندى و از بيم محنت دشمن و عيبجوئى و احوال منافقان در هر زمانى به همين منوال است مثنوى بهنگام راحت متابع شوند + بوقت مشقت منازع شوند + چو دولت درآيد همه چاكرند + به نكبت ز هر دشمنى بدترند +يا أَيُّهَا النَّاسُاى مردماناعْبُدُوابپرستيد و بندگى كنيدرَبَّكُمُپروردگار خود را كه مستحق پرستش اوستالَّذِيآن آفريدگارى كه بقدرت كاملهخَلَقَكُمْبيافريد شما را و از نيست هست گردانيدوَ الَّذِينَو بيافريد نيز آنكسان را كه بودندمِنْ قَبْلِكُمْپيش از شما و نتيجه اين امر آنست كه شما را به عبادت فرمودلَعَلَّكُمْتا باشد كه شماتَتَّقُونَبپرهيزيد از خشم و عذاب خداىالَّذِيآن خداوندى كه به حكمت بالغهجَعَلَساختلَكُمُبراى نفع و فائده شماالْأَرْضَزمين رافِراشاًبساطى باز گسترده جهت آرام در دو حركت بردوَ السَّماءَو گردانيد آسمان رابِناءًسقفى برافراشتهوَ أَنْزَلَو فروفرستادمِنَ السَّماءِاز آسمان يا از ابرماءًآب پرفايده يعنى بارانفَأَخْرَجَپس بيرون آوردبِهِبسبب آن آب وقتى كه با خاك آميخته شدمِنَ الثَّمَراتِاز انواع ميوهها و نباتهارِزْقاًروزى ساخته و پرداختهلَكُمُبراى شمافَلا تَجْعَلُواپس مگيريدلِلَّهِمر خداى راأَنْداداًهمتايان و انبازان در ملك اووَ أَنْتُمْو حال آنكه شماتَعْلَمُونَمىدانيد كه او را مثلى نيست و نشايد كه باشد چه هيچكس غير او ، بر آفريدن مخلوقات و بظهور آوردن موجودات قادر نيست -