2 / 28
چگونه كافر شويد به خدا حال آنكه بوديد بىجان پس زنده گردانيد شما را ، بعد از آن بميراند شما را باز زنده گرداند شما را باز بسوى وى گردانيده شويد ( 28 )
2 / 29
وى آنست كه بيافريد براى شما هر چه در زمين است همه يك جا باز متوجه شد بسوى آسمان پس راست كرد آن هفت آسمان را و او به همه چيز داناست ( 29 )
2 / 30
و ياد كن چون گفت پروردگار تو به فرشتگان كه من آفرينندهام در زمين جانشينى را گفتند آيا مىآفرينى در زمين كسى را كه تباهى كند در وى و خونريزى كند و ما تسبيح مىكنيم به حمد تو و به پاكى اقرار مىكنيم براى تو فرمود هر آئينه من مىدانم آنچه شما نمىدانيد ( 30 )
شرح
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِچگونه كافر مىشويد به خداوَ كُنْتُمْو حال آنكه شما بوديدأَمْواتاًمردگان يعنى اجسامى كه آن را حيات نبود چون نطفه و علقهفَأَحْياكُمْپس زنده گردانيد شما را بنفخ روح در ابدان شما بعد از تسويهثُمَّ يُمِيتُكُمْپس بميراند شما را در وقت انقضاى آجالثُمَّ يُحْيِيكُمْپس ديگر بار زنده گرداند در قبور يا به نفخهء صور اجساد شما را زنده سازد براى نشورثُمَّ إِلَيْهِپس بسوى اوتُرْجَعُونَبازگردانيده شويد براى مجازاتهُوَ الَّذِياو آن خدائيست كه بقدرت بىعلّتخَلَقَبيافريدلَكُمْبراى انتفاع شماما فِي الْأَرْضِآن چيزها را كه در زمين استجَمِيعاًهمه آن ، از جبال و معادن و عيون و انهار و نباتات و حيواناتثُمَّپس از آفريدن زميناسْتَوىقصد كردإِلَى السَّماءِبسوى آفرينش آسمانفَسَوَّاهُنَّپس راست كرد بىفطور و اعوجاج و خلل آنها راسَبْعَ سَماواتٍهفت آسمانوَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍو اوست به همه چيزهاعَلِيمٌنيك دانا يعنى داند كه هر چيز چرا ساخت و براى چه آفريدوَ إِذْ قالَو ياد كن اى محمد ص چون گفترَبُّكَپروردگار تولِلْمَلائِكَةِمر تمام فرشتگان را با جمعى كه ساكنان زمين بودند بعد از قتل و اجلاى بنى الجانإِنِّي جاعِلٌبه درستى كه من آفرينندهامفِي الْأَرْضِدر زمين مكه و اصح آن است كه مطلق زمين باشدخَلِيفَةًبدلى از قوم بنى الجان يا كسى كه در عمارت زمين و عبادت رب العالمين خليفه شما باشد و در اعانت حق و اهانت باطل خليفهء من و در بحر الحقائق خليفه را به اين معنى گفتهاند كه خلف است از جميع موجودات و همه مكونات باجمعهم خلف او نمىتواند بود زيرا كه او مجمع غرائب و منبع رغائب غيب و شهادت است خلاصه عوالم جسمانى و روحانى اوست و جامع حقايق علوى و سفلى همه او مثنوىآدمى چيست برزخ جامع * صورتش خلق و حق درو لامعمتصل با دقايق جبروت * مشتمل بر حقايق ملكوتقالُواگفتند آن ملائكه كه مخاطب بودندأَ تَجْعَلُآيا مىآفرينىفِيهادر زمينمَنْ يُفْسِدُكسى را كه فساد كند و نافرمانى ازو صادر گرددفِيهادر زمينوَ يَسْفِكُ الدِّماءَو بريزد خون مثل خود به غير حق ، و وقوف ايشان برين حال يا باخبار الهى بوده يا در لوح محفوظ خوانده بودند يا در عقول ايشان مركوز بود كه عصمت خاصه ايشان است و به جهت اين معنى گفتند كه چنين كسى را خليفه مىسازىوَ نَحْنُو حال آنكهنُسَبِّحُبه پاكى ياد مىكنيم ترابِحَمْدِكَبامر تو يا بتوفيق تو كه موجب حمد استوَ نُقَدِّسُ لَكَو ذكر مىكنيم ترا به پاكيزگى از هر ناشايستگىقالَگفت خدا با اين ملائكهإِنِّي أَعْلَمُبه درستى كه من مىدانم در آفرينش اين خليفه از حكمتهاما لا تَعْلَمُونَآنچه شما نمىدانيد