تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩
25 / 32 و گفتند كافران چرا نه فرودآورده شد بر پيغمبر قرآن بيك دفعه همچنين ( بدفعات آورديم تا استوار سازيم به آن دل ترا و خوانديم آن را به آهستگى ( 32 ) 25 / 33 و نيارند كافران پيش تو هيچ داستانى مگر بياريم پيش تو جوابى راست و نيكوتر در بيان ( 33 ) 25 / 34 آنان كه برانگيخته شوند افتان بر روى خويش بسوى دوزخ اين جماعه بدتراند باعتبار مكان و غلطكننده‌تراند راه را ( 34 ) 25 / 35 و هر آئينه داديم موسى را كتاب و ساختيم همراه او برادر او هارون را وزير ( 35 ) 25 / 36 پس گفتيم برويد بسوى آن قوم كه دروغ شمردند آيات ما را پس القصه هلاك ساختيم آن قوم را هلاك كردنى ( 36 )
شرح
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُواو گفتند آنان كه كافر شدند از يهود و نصارى يا مشركان عربلَوْ لا نُزِّلَچرا فروفرستاده‌نمىشودعَلَيْهِ الْقُرْآنُبر محمد قرآنجُمْلَةً واحِدَةًجمله يگانه يعنى به‌يك‌بار چنانچه توريت و انجيلكَذلِكَهمچنين فروفرستاديم پراگندهلِنُثَبِّتَ بِهِتا ثابت گردانيم و قوّت دهيم بايصال وحى در هر وقتىفُؤادَكَدل ترا يا بتفريق وحى دل ترا بر حفظ آن ممكن سازيموَ رَتَّلْناهُو برخوانديم قرآن را بعضى از پى بعضىتَرْتِيلًاخواندنى به مهلت و تانّى بىانقطاع بعيد اين اعتراض مشركان هيچ حاصلى نداشته چه اعجاز قرآن به‌آنكه پراگنده يا مجموع نازل شود مختلف نمىشود و در تفريق فوائد هست يكى سهولت حفظ چه موسى و داود عليهما السلام كه كتاب ايشان به‌يك‌بار فرود آمده بود خواننده و نويسنده بودند آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم امى بود اگر كتاب او به‌يك‌بار نازل شدى حفظ آن مشكل بودى و ديگر نزول آن بحسب وقايع موجب مزيد بصيرت مىشد و سبب زيادتى خوض در معنى آن ديگر آنكه بهر نجمى كه فرومىآمد تحدّى مىنمود و اعجاز قرآن و عجز ايشان ظاهر مىگشت و ديگر نزول جبرئيل ع موجب تسلّى خاطر آن حضرت مىشد و ديگر در قرآن ناسخ و منسوخ است و آن تعلق باوقات مختلفه دارد و هر آئينه ناسخ متاخر از منسوخ بايد و اجتماع هر دو در آنى واحد نشايد و ديگر آنكه قرآن مشتمل است بر اسئله و اجوبه و جواب در عقب سؤال بايدوَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍو نمىآرند مشركان براى تو مثلى يعنى در قدح نبوت و طعن كتاب تو سخن نمىگويندإِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّمگر كه مىآريم براى تو جواب راست و درست كه ببرهان قاطع قول ايشان رد كندوَ أَحْسَنَ تَفْسِيراًو مىآريم آن چيز را كه نيكوترست از روى بيانالَّذِينَ يُحْشَرُونَمشركان آنانند كه حشر كرده شوندعَلى وُجُوهِهِمْبه رويهاى خود يعنى روى بر زمين نهاده مىروندإِلى جَهَنَّمَبسوى دوزخأُوْلئِكَآن گروهشَرٌّ مَكاناًبدتراند از روى مكان يعنى مكان ايشان بدترست از منازل مؤمنان كه در دنيا داشتند و ايشان طعن مىزدندأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِيًّاوَ أَضَلُّ سَبِيلًاو كج‌تر و ناصواب‌تراند از جهت راه چه راه ايشان مفضى به آتش دوزخ استوَ لَقَدْ آتَيْناو هرآئينه ما داديممُوسَى الْكِتابَموسى عليه السلام را توريت بعد از غرق شدن فرعونوَ جَعَلْناو گردانيديم پيش از انمَعَهُبا اوأَخاهُ هارُونَبرادر او هارون عليه السلام راوَزِيراًيار و مددگار در دعوت و اعلاى كلمهفَقُلْنَا اذْهَباپس گفتيم برويد هر دوإِلَى الْقَوْمِبسوى گروه قبطيان يعنى فرعون و اهل اوالَّذِينَ كَذَّبُواآنان كه تكذيب كردندبِآياتِناآيتهاى ما را ايشان به حكم ما رفتند و آن قوم را به حق دعوت كردند - و ايشان با او استكبار نمودندفَدَمَّرْناهُمْپس هلاك كرديم ايشان را و نيست گردانيديمتَدْمِيراًهلاك‌كردنى و نيست گردانيدنى به اغراق در درياى قلزم .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 799 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )