25 / 21
و گفتند آنان كه توقع ندارند ملاقات ما را چرا نه فرستاده شد بر ما فرشتگان را يا چرا نمىبينيم پروردگار خود را هر آئينه بزرگ شدند در زعم خويش و سركشى كردند سركشى بزرگ ( 21 )
25 / 22
روز كه بينند فرشتگان را هيچ مژده نيست آن روز گناهكاران را و گويند خدا كند كه بازداشته شويد بازداشتن مؤكد ( 22 )
25 / 23
و متوجه شديم بسوى آنچه كردند از كردار پس ساختيم آن را مانند ذرّهاى پراگنده يعنى حبط كنيم ( 23 )
25 / 24
اهل بهشت آن روز بهتراند از جهت قرارگاه و نيكوتراند باعتبار جاى استراحت ( 24 )
25 / 25
و روز كه بشگافد آسمان همراه ابر و فرودآورده شوند فرشتگان فرودآوردنى ( 25 )
شرح
وَ قالَ الَّذِينَو گفتند آنان كهلا يَرْجُونَ لِقاءَنااميد ندارند ديدار ما را يعنى منكر حشر و بعثاند يا نمىترسند از ديدن عذاب ما مراد اهل مكهاند كه مىگفتندلَوْ لا أُنْزِلَچرا فروفرستادهنمىشودعَلَيْنَا الْمَلائِكَةُبر ما فرشتگان به رسالت يا باخبار از صدق محمدأَوْ نَرى رَبَّنايا چرا نمىبينيم آشكارا پروردگار ما را تا با ما سخن گويد و تصديق اتباع محمد صلى اللّه عليه و سلّم فرمايدلَقَدِ اسْتَكْبَرُوابه خداى كه بزرگىفِي أَنْفُسِهِمْدر نفسهاى خود يعنى تعظيم ورزيدند و جرأت نمودند درين تحكموَ عَتَوْاو درگذشتند از اندازهعُتُوًّا كَبِيراًدرگذشتنى بزرگ كه بعد از مشاهده معجزات افتراح رويت ملائكه و لقاى خدا كردند و ايشان اندوهناك شونديَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَروز كه ببينند فرشتگان را آن روز مرگ باشد يا روز حشرلا بُشْرىهيچ مژده نيستيَوْمَئِذٍآن روزلِلْمُجْرِمِينَمر كافران را اهل مكه دو چيز طلبيدند لقاى ملائكه و ديدار خداى تعالى حق سبحانه خبر داد كه ملائكه را بينند و وعيد لا بشرى شنوندوَ يَقُولُونَگويند ملائكه مر ايشان را كه لقاى خداى بر شماحِجْراً مَحْجُوراًحرام و بازداشته شده است و گويند اين قول كفار است چون ملائكه بر ايشان ظاهر شوند بدين كلمه پناه جويند به خدا از لقاء ايشان در زاد المسير آورده كه چون كفار در شهر حرام كسى را ديدندى ازو ترسيدندى مىگفتندى حجرا محجورا تا از شر او ايمن شدندى اينجا نيز خيال بستند كه مگر بدين كلمه از شدّت مرگ يا هول قيامت خلاصى خواهند يافتوَ قَدِمْناو قصد كنيمإِلى ما عَمِلُوابسوى آنچه كردند كافرانمِنْ عَمَلٍاز كردارى كه در صورت نيكو نمايد چون صله رحم و مهماندارى و طعام گرسنگان و اكرام يتيمان و فريادرسى مظلومان و امثال آنفَجَعَلْناهُپس گردانيديم آن عمل راهَباءً مَنْثُوراًمانند ذرّههاى پراگنده در هوا يا غبار متفرقه يا خاكستر بباد برداده يعنى حبط سازيم عملهاى ايشان را زيرا كه شرط در قبول اين اعمال ايمان است و ايشان را نبودهأَصْحابُ الْجَنَّةِمجاوران بهشتيَوْمَئِذٍآن روز يعنى روز قيامتخَيْرٌ مُسْتَقَرًّابهتراند از روى قرارگاه يعنى مساكن ايشان در آخرت به از منازل كافران است كه در دنيا داشتندوَ أَحْسَنُ مَقِيلًاو نيكوتراند از جهت مكان و استراحت مراد از قيلوله استراحت است زيرا كه در بهشت خواب نباشدوَ يَوْمَو ياد كن روزى را كه در انتَشَقَّقُ السَّماءُبشگافد آسمانهابِالْغَمامِبسبب ابر سفيد كه بالاى هفت طبقه آسمان است و غلظ او برابر همه سموت و او گرانتر است از همه آسمانها و حق سبحانه امروز او را بقدرت نگاه داشته روز قيامت او را بر آسمانها افگند و بهر آسمانى كه رسد آن آسمان شكافته گرددوَ نُزِّلَ الْمَلائِكَةُو فروفرستادهشوند فرشتگان از آنجا بر زمينتَنْزِيلًافروفرستادنى تا روى زمين بفرشته مملو گردد در موضح آورده كه ملائكه هفت صف بگرد عالم درآيند و گويند با بمعنى عن است يعنى آسمان بشگافد از غمام و دور شود تا غمام فرود آيد و اين آن غمام است كه حق سبحانه فرموده ظلل من الغمام در عين المعانى آورده كه اين غمامى است كه ظل بنى اسرائيل بود در تيه -