تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 794

مساهمون:

ص٧٩٤
25 / 8 يا چرا نه از آسمان برتافته شد بسوى وى گنجى يا چرا نيست او را باغى كه بخورد ازان و گفتند ستمكاران پيروى نمىكنيد مگر مرد جادوزده را ( 8 ) 25 / 9 ببين چگونه داستانها زدند در حق تو پس گمراه شدند پس نمىيابند هيچ راهى را ( 9 ) 25 / 10 بزرگوارست آنكه اگر خواهد بدهد ترا بهتر ازين بوستانها كه مىرود زير آن جوئيها و بدهد ترا محلهاى بلند يعنى در دنيا ( 10 ) 25 / 11 بلكه دروغ شمرده‌اند قيامت را و آماده ساختيم براى كسى كه تكذيب قيامت كند دوزخ را ( 11 ) 25 / 12 چون به بيند دوزخ ايشان را از مسافت دور بشوند از وى آواز خشم خوردن و غريدن ( 12 )
شرح
أَوْ يُلْقى إِلَيْهِيا آنكه افگنده شود به دوكَنْزٌگنجى از آسمان تا بدان مستظهر گشته از تردّد در تحصيل معاش مستغنى شودأَوْ تَكُونُ لَهُيا باشد مر او راجَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهابوستانى كه بخورد از ميوه و محصول آن و بدان معاش وى بگذردوَ قالَ الظَّالِمُونَو گفتند ظالمان وضع مظهر در موضع مضمر حكم بظلم ايشان است يعنى ستمكارند درين سخن كه مؤمنان را گفتندإِنْ تَتَّبِعُونَپيروى نمىكنيد شماإِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراًمگر مردى جادوى كرده شده را يعنى كسى كه او را سحر كرده‌اند و عقلش پوشيده شده و در تفسير ماوردى آورده كه مسحور بمعنى ساحر است يعنى متابعت جادوى مىكنيد شما را به سخن مىفريبدانْظُرْدرنگر اى محمد بديده بصيرت تا ببينى كه معاندانكَيْفَ ضَرَبُواچگونه زدندلَكَ الْأَمْثالَبراى تو مثلها را يعنى گفتند سخنهاى ناخوش و تشبيه كردند ترا بمسحور و به وصف مفترى و مملى عليه بستودندفَضَلُّواپس گمراه شدند از طريقى كه موصل است به معرفت انبياء عليهم السلام و تميز ايشان از ما سوىفَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًاپس توانائى ندارند و نمىيابند راهى به حجّت و برهان بر آنچه مىگويندتَبارَكَ الَّذِيبزرگوارست آن كسى كه بمحض فضلإِنْ شاءَ جَعَلَاگر خواهد بسازد و ببخشدلَكَترا در دنياخَيْراً مِنْ ذلِكَبهتر از گنجى و بوستانى كه ايشان مىگويند و آنچه باشدجَنَّاتٍ تَجْرِيبوستانها كه مىرودمِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُاز زير درختان آن جوئيهاوَ يَجْعَلْ لَكَو بدهد ترا در ان بوستانهاقُصُوراًكوشكهاى عالى و مسكنهاى رفيع در اسباب نزول مذكورست كه چون توانگران قريش حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم را به فقر و فاقه سرزنش كردند رضوان كه آراينده روضات جنان است با اين آيت نازل شد و درجى از نور پيش آن حضرت ص نهاده فرمود كه پروردگار تو مىگويد مفاتيح خزائن دنيا درينجا است آن را بدست تصرف تو مىدهيم بىآنكه از كرامت و نعمتى كه نامزد تو كرده‌ايم در آخرت مقدار پر پشه كم گردد حضرت عليه الصلاة و السلام فرمود كه اى رضوان مرا بدينها حاجت نيست فقر را دوست‌تر دارم و مىخواهم كه بنده شكور و صبور باشم رضوان گفت اصبت اصاب اللّه ربك نشانه علو همت آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم نه همينست كه با وجود تنگدستى و احتياج گوشه چشم التفات بر خزائن روى زمين نيفگند آن را ملاحظه بايد نمود كه در شب معراج مطلقا نظرى بما سوى اللّه نكشوده و به هيچ‌چيز از بدائع ملكوت و غرائب عرصه جبروت التفات نفرمود تا عبارت از ان اين آيت آمد كه ما زاغ البصر و ما طغى ابياتز رنگ‌آميزى ريحان آن باغ * نهاده چشم خود در مهر ما زاغنظر چون برگرفت از نقش كونين * قدم زد در حريم قاب قوسينبَلْنه فقر و احتياج تو مانع كفار است از ايمان به تو بلكهكَذَّبُوا بِالسَّاعَةِتكذيب مىكنند قيامت را و داعيه ايشان بانكار نبوّت تكذيب ساعت استوَ أَعْتَدْناو آماده كرديم مالِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِبراى كسى كه تكذيب ساعت كندسَعِيراًآتش افروخته و گويند سعير نامى است از نامهاى دوزخإِذا رَأَتْهُمْچون ببينند ايشان را يعنى منكران قيامت آتش دوزخمِنْ مَكانٍ بَعِيدٍاز جاى دور كه صدساله و بقولى پانصدساله بعد بود ميان ايشانسَمِعُوا لَهاشنوند مر آتش راتَغَيُّظاًآواز جوشيدنى از خشموَ زَفِيراًو بانگى چنانچه از درون خشمناكان آيد يعنى غريدن بعضى برانند كه اين ديدن و غريدن زبانيه را بود و صاحب انوار فرموده كه چون نزديك ما حيات مشروط به بينه نيست . ممكن است كه حق سبحانه در آتش زندگى خلق كند كه ببيند و خشم گيرد و بغرد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 794 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )