تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 795

مساهمون:

ص٧٩٥
25 / 13 و چون انداخته شوند ازان دوزخ بمكانى تنگ دست‌وپابسته بد دعا كنند آنجا بر خويش بهلاك ( 13 ) 25 / 14 و گويم بدعا نكنيد امروز بيك هلاك و بد دعا كنيد بهلاك بسيار ( 14 ) 25 / 15 بگو آيا اين بهترست يا بهشت جاويد آنكه وعده داده شده است متقيان را ، باشد ايشان را پاداش و جاى بازگشت ( 15 ) 25 / 16 ايشان‌راست آنجا آنچه مىخواهند جاويدان هست بر پروردگار تو وعده طلبيده شده ( 16 ) 25 / 17 و آن‌روز كه جمع كند خدا ايشان را و با آنكه مىپرستند بجز خدا پس گويد آيا شما گمراه كرديد اين بندگان مرا يا ايشان خود غلط كرده‌اند راه را ( 17 )
شرح
وَ إِذا أُلْقُواو چون درانداخته شوند مشركانمِنْهااز دوزخمَكاناً ضَيِّقاًدر جاى تنگ كه موجب زيادتى كرب باشد - و در تيسير آورده كه جهنّم بر كافران چنان تنگ باشد كه آهن بن نيزه بر نيزه و ايشان را در چنين مكانى تنگ افگندمُقَرَّنِينَمقترن كرده دستهاى ايشان بر گردن ايشان به زنجير يا هر يك را با قرين او از جن به سلسله نشين هم‌ديگر باز بستهدَعَوْابخوانند بر خودهُنالِكَدر ان مقامثُبُوراًهلاكت يعنى نفرين كنند بر خود بهلاك يا گويند يا ثبوراه و اين كلمه كسى گويد كه آرزومند هلاك خود باشد و در زاد المسير و بعضى ديگر از تفاسير مذكورست كه اوّل كسى را كه از اهل دوزخ جامه پوشانند ابليس باشد حله از آتش درو درپوشند و او آن را بر پيشانى نهد و از پى درمىكشد و ذريت او از عقب او فرياد يا ثبوراه بركشيده مىروند حق سبحانه فرمايد كهلا تَدْعُوا الْيَوْمَمخوانيد امروزثُبُوراً واحِداًيك ثبوروَ ادْعُواو بخوانيدثُبُوراً كَثِيراًثبور بسيار يعنى يك‌بار نفرين مكنيد بر خود نفرين بسيار كنيد زيرا كه شما را انواع عذاب خواهد بود و هر نوعى را به‌واسطه شدّت ثبورى واقع خواهد شدقُلْبگو اى محمد ص آنان را كه به فقر سرزنش تو مىكنندأَ ذلِكَآيا گنج و بوستان دنياخَيْرٌبهترستأَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِييا آن بهشت جاويد كهوُعِدَ الْمُتَّقُونَوعده داده شده‌اند پرهيزگاران بدخول در انكانَتْهست در علم خداى تعالىلَهُمْمر متقيان را آن بهشتجَزاءًپاداش اعمال ايشانوَ مَصِيراًو بازگشتى كه رجوع بدان نمايند در آخرتلَهُمْ فِيهامر ايشان راست در آن بهشتما يَشاؤُنَآنچه خواهند از نعيم بهشت فراخور استحقاق ايشان چه ضعفاى مؤمنان را به آرزوى ايشان از مرتبه اكمل نصيبى نخواهد بود بلكه مرادى كه مناسب حال خود جويند يابندخالِدِينَدر حالتى كه جاويد باشند در بهشتكانَهست دخول و خلود ايشان در جنتعَلى رَبِّكَبر پروردگار تووَعْداًوعدهمَسْؤُلًاخواسته شده سزاوار آنكه از خداى در خواهند يا مؤمنان درخواسته‌اند كه ربنا آتنا ما وعدتنا يا ملائكه براى ايشان درخواست مىكنند كه ربنا و ادخلهم جنات عدن التى وعدتهموَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْو ياد كن روزى را كه حشر كنيم و حفص بيا مىخواند يعنى حشر كند مشركان راوَ ما يَعْبُدُونَو آن را نيز كه مىپرستندمِنْ دُونِ اللَّهِبجز خداى تعالى عام است همه معبودان را از ذوى العقول و غير آن و گفته‌اند مراد اصنام‌اند كه خداى ايشان را به سخن آرد و مخاطب سازدفَيَقُولُپس گويدأَ أَنْتُمْآيا شماأَضْلَلْتُمْگمراه كرديدعِبادِي هؤُلاءِبندگان مرا اين گروه يعنى مشركانأَمْ هُمْيا ايشانضَلُّوا السَّبِيلَگم كردند راه را با ضلال در نظر صحيح و اعراض از قول مرشد فصيح .