تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 793

مساهمون:

ص٧٩٣
25 / 4 و گفتند كافران نيست اين مگر دروغى كه بربافته است آن را و يارى داده‌اند او را بر افتراء وى گروه ديگر پس به عمل آوردند ستم و دروغ را ( 4 ) 25 / 5 و گفتند افسانه‌هاى پيشينيان است كه براى خود نوشته است آن را پس آن خوانده مىشود بر وى صبح و شام ( يعنى تا ياد گيرد ) ( 5 ) 25 / 6 بگو فرودآورده است آن را كسى كه مىداند آن پنهان كه در آسمان و زمين است هر آئينه وى هست آمرزنده مهربان ( 6 ) 25 / 7 و گفتند چيست اين پيغامبر را كه مىخورد طعام و مىرود در بازارها چرا فرستاده نشد بسوى وى فرشته تا باشد همراه وى ترساننده ( 7 )
شرح
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُواو گفتند آنان كه نگرويدندإِنْ هَذانيست اين قرآن كه محمد بما آوردهإِلَّا إِفْكٌ افْتَراهُمگر دروغى كه خود بربافته است آن راوَ أَعانَهُو يارى داده‌اند او راعَلَيْهِبر ساختن آن دروغقَوْمٌ آخَرُونَگروهى ديگر چون جبر و يسار يا عداس يا فكيه رومى يعنى ايشان اخبار سابقه برو مىخوانند و او به عبارت عربى بر ما القا مىكندفَقَدْ جاؤُپس به درستى كه آمده‌اند اين قومظُلْماً وَ زُوراًبستم و دروغ يعنى يارىدهندگان وى و برين تقدير اين بقيه كلام كفّار باشد و اصح آنست كه اين سخن حضرت خداوند است مىفرمايد كه كفار درين كه مىگويند قرآن دروغ است و بمدد قومى بربافته مىشود آمدند بشرك و ستم و بهتانوَ قالُواو ديگر گفتند كلام وىأَساطِيرُ الْأَوَّلِينَافسانه‌هاى پيشينيان است كه در كتابها نوشته‌انداكْتَتَبَهامىنويساند آن را چه خود نمىتواند نوشتفَهِيَپس آن نوشتهاتُمْلى عَلَيْهِاملا كرده مىشود بروبُكْرَةً وَ أَصِيلًابامداد و شبانگاه يعنى هر دو طرف روز يا شب و روز آنها را برو مىخوانند تا ياد مىگيرد چه خود نمىتواند خواند و چون حفظ كرد بر ما مىخواند و مىگويد اين وحى استقُلْبگو اى محمد در ردّ سخن ايشانأَنْزَلَهُ الَّذِيفرستاده است قرآن را آن كسى كه بىشبهيَعْلَمُ السِّرَّمىداند پوشيده رافِي السَّماواتِدر آسمانهاوَ الْأَرْضِو زمين بدان دليل كه اين كلام مشتمل است بر اخبار از مغيبات و علم غيب خاصه حق تعالى است و ديگر آنكه همه فصحاى شما از اتيان به مثل آن عاجزاند و چنين كلام جز از نزد ملك علام نشايدإِنَّهُبه درستى كه اوكانَ غَفُوراًهست آمرزنده كه پرده كرم بر جرائم بندگان مىپوشدرَحِيماًمهربان كه در عقوبت عاصيان تعجيل نمىكندوَ قالُواو گفتند صناديد قريش چون ابو جهل و عتبه و اميّه و عاص و امثال ايشانما لِهذَا الرَّسُولِچيست اين پيغمبر را بر سبيل تهكّم گفتند چه بوده است اين كس را كه دعوى رسالت مىكند كه مثل مردم ديگريَأْكُلُ الطَّعامَمىخورد خوردنى راوَ يَمْشِيو مىرود براى طلب معيشت چون ديگرانفِي الْأَسْواقِدر بازارها اگر دعوى وى درست است بايد كه حال او مخالف حال ديگران باشد ايشان بسبب وقوف در مرتبه محسوسات از حال آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم غافل شده پنداشتند كه تميز رسل از غير ايشان بامور جسمانى باشد و ندانستند كه نبوت منافى بشريت نيست بلكه مقتضى آنست تا تناسب و تجانس كه سبب افاده و استفاده است بحصول پيوند و - بيتجنس بايد تا درآميزد بجنس * انس كى گيرند با جن انسالقصه مشركان گفتند بايستى كه او ملك بودى اگر ملك نيستلَوْ لا أُنْزِلَچرا فرونه‌فرستادندإِلَيْهِ مَلَكٌبسوى او فرشتهفَيَكُونَ مَعَهُبس بودى با اونَذِيراًبيم‌كننده و يارىدهنده در انذار .