تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 792

مساهمون:

ص٧٩٢

[ سوره فرقان ]

بنام خداى بخشاينده مهربان 25 / 1 بسيار با بركت است آنكه فرودآورد قرآن را بر بندهء خويش تا باشد ترسانند عالمها را ( 1 ) 25 / 2 آنكه او راست پادشاهى آسمانها و زمين و هيچ فرزند نگرفت و هيچ شريك نيست او را در پادشاهى و بيافريد هر چيزىرا پس اندازه كرد او را به اندازه ( 2 ) 25 / 3 و گرفتند كافران بجز اللّه آن معبودان را كه نمىآفرينند چيزى و خودشان آفريده مىشوند و نمىتوانند براى خويش زيانى و نه سودى و نمىتوانند مرگ را و نه زندگانى را و نه برانگيختن را ( 3 )
شرح

سورة الفرقان

مكية و هى سبع و سبعون آية و ست ركوعاتبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ تَبارَكَصاحب كشف الاسرار از معانى كه مفسران مر لفظ تبارك را گفته‌اند سه معنى اختيار فرموده اوّل آنكه بركت ازوست ، و اين اشارت به كارسازى و بنده‌نوازى حق است دوّم آنكه بزرگوار و برتر است ، و اين بيان صفت سرمدى و نشان عزّت ازلى و ابدى اوست سوم آنكه دائم و ثابتست و اين عبارت از دوام ذات اوست لم يزل و لا يزالالَّذِيآنكهنَزَّلَ الْفُرْقانَفروفرستاده قرآن را كه جداكننده است ميان حق و باطل و حلال و حرامعَلى عَبْدِهِبر بنده خود يعنى محمد صلى اللّه عليه و سلّملِيَكُونَتا باشد بنده اولِلْعالَمِينَمر آدميان را و پريان رانَذِيراًبيم‌كننده از عذاب الهى يا باشد قرآن اهل هر قرنى را در هر زمان ترساننده از موجبات سخط ربانىالَّذِي لَهُآن كسى كه مر او راستمُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِبادشاهى آسمانها و زمينها چه وى متفرد است بآفريدن آنها پس او را رسد تصرف در انوَ لَمْ يَتَّخِذْو فرانگرفت خداىوَلَداًفرزندى چنانچه زعم يهود و نصارى استوَ لَمْ يَكُنْ لَهُو نيست مر او را . . .شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِانبازى در بادشاهى چنانچه ثنويه وثنيه گويند يعنى او راست بادشاهى بىفرزندى كه قائم مقام او تواند بود يا شريكى كه با او مقاومت تواند كردوَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍو بيافريد همه چيزها را از مواد مخصوصه به هيئت مختلفه و اشكال متنوعهفَقَدَّرَهُپس اندازه كرد آن چيز راتَقْدِيراًاندازه‌كردنى يعنى آنها را مهيّا ساخت براى خصائص و افعالى كه ازو مىخواست يا تقدير كرد بقاى او را تا وقتى معلوموَ اتَّخَذُواو فراگرفتند كفارمِنْ دُونِهِبجز خداى آفريدگارآلِهَةً لا يَخْلُقُونَخدايانى كه نيافرينندشَيْئاًچيزى را و قادر نباشند بر خلق هيچ چيزوَ هُمْ يُخْلَقُونَو حال آنست كه ايشان آفريده شده‌اند و هر مخلوقى محتاج است در وجود بخالقى و محتاج خدائى را نشايد پس بتانى كه عبده آنها ايشان را مىتراشند رو بهر وجه كه مىخواهند تصوير مىكنند چگونه سزاى پرستش باشندوَ لا يَمْلِكُونَو با وجود مخلوقيت نمىتوانند و استطاعت ندارندلِأَنْفُسِهِمْبراى نفسهاى خودضَرًّابازداشتن ضررىوَ لا نَفْعاًو نه جذب نفعى يعنى نه سودى به خود مىتوانند رسانيد و نه زيانى از خود بازمىتوانند داشت و حال آنكه خداى ضار و نافع بايدوَ لا يَمْلِكُونَو نمىتوانند آن الهه باطله و قادر نيستندمَوْتاًبرميرانيدن كسىوَ لا حَياةًو نه بر زنده كردن كسى اولا يا بر ابقاء حيات اووَ لا نُشُوراًو نه بر بعث و حشر او را ثانيا و خداى تعالى محيى و مميت و باعث بايد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 792 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )