يا خانههاى دوست خويش نيست بر شما هيچ گناهى در آنكه بخوريد همه يك جا يا متفرق پس چون درآييد به خانهها پس سلام گوئيد بر قوم خويش دعائى خير با بركت پاكيزه فرودآمده از نزديك خدا همچنين بيان مىكند خدا براى شما آيات را بود كه بفهميد ( 61 )
24 / 62
جز اين نيست كه مسلمانان آنانند كه ايمان آوردند به خدا و برسول او و چون باشند با وى بر كارى كه جمع كردن ايشان مىطلبند نروند تا آنكه دستورى طلبند از پيغامبر هر آئينه آنان كه دستورى طلبند از تو ايشان آنانند كه ايمان آوردند به خدا و برسول او پس اگر دستورى طلبند از تو براى بعض كار خود پس دستورى ده هر كرا خواهى از ايشان و آمرزش طلب كن براى ايشان از خدا هر آئينه خدا آمرزنده مهربان است ( 62 )
شرح
أَوْ صَدِيقِكُمْيا خانهاى دوستان خود در ان نيز رضاى دوست بايد و حقيقت آنست كه اگر دوست حقيقى بود انبساط او ازين صورت بيفزايد فتح موصلى رح بدر خانه دوستى آمد و - او حاضر نبود كيسه او از جاريه طلبيد و دو درم برداشت باقى به كنيزك بازداد چون خواجه به خانه رسيد صورت واقعه از جاريه شنيد به شكرانه آن انبساط كنيزك را آزاد كرد و بنواخت در نگارستان آورده كه نظمشبى گفتم جهان فرسوده را * كه بود آسوده در كنج رباطىز لذتها چه خوشتر در جهان گفت * ميان دوستداران انبساطىو در عوارف المعارف آورده كه چون كسى يار خود را گويد كه اعطنى من مالك و او در جواب گويد كم تريد دوستى را نمىشايد يعنى بايد كه هر چه دارد در ميان آرد و از استفسار چند و چون بگذرد و چه دوست جانى بهتر است از مال فانى و درين باب گفتهانداى دوست برو بهر چه دارى * يارى بخر و به هيچ مفروشو اللّه در من قال نظمياران بجان مضايقه با هم نمىكنند * آخر كسى بمال جدائى چرا كنندبسيار جدوجهد ببايد كه تا كسى * خود را بآدمى صفتى آشنا كندشرط است بعد يافتن يار آشنا * كز بهر او بعهد محبّت وفا كنندو بر قول اوّل كه سبب نزول آيت تنفّر صحابه بود از مواكله اهل علل على را بمعنى فى بايد گرفت يعنى نيست در مواكله با هر يك ازينها حرجى آوردهاند كه در شان بنى ليث بن عمرو از كنانه كه تنها طعام خوردن را حرام دانستندى و از صبح تا شام خوان نهاده انتظار مهمان كردندى و چون ثلثى از شب بگذشتى و مهمان نرسيدى آنگاه چيزى خوردندى يا درباره جمعى از انصار كه مشقت بر نفس خود نهاده جز با مهمان طعام نخوردندى و در بيان حال جمعى كه از اجتماع بر طعام پرهيز نمودندى اين آيت آمدلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌنيست بر شما گناهىأَنْ تَأْكُلُواآنكه بخوريد طعام راجَمِيعاًبا هم مجتمع شدهأَوْ أَشْتاتاًيا پراگندهفَإِذا دَخَلْتُمْپس چون درآييدبُيُوتاًبه خانها كه مذكور شده يا به خانهاى خود يا بيوت خاليه يا مساجدفَسَلِّمُوا عَلى أَنْفُسِكُمْپس سلام كنيد بر همدينان خود كه المؤمنون كنفس واحدة و در خانها بر اهالى خود و در مساجد نيز سلام كنيد و گفتهاند اگر مسجد يا خانه خالى بود گويد السلام علينا من ربنا و على عباد اللّه الصالحين و بر هر تقدير سلام بايد كردتَحِيَّةًسلامكردنىمِنْ عِنْدِ اللَّهِثابت و مشروع از نزديك خداى تعالىمُبارَكَةًبسيار خير و با بركتطَيِّبَةًپاك كه نفس مستمع بدان خوش شودكَذلِكَهمچنانكه بيان سلام فرمودهيُبَيِّنُ اللَّهُبيان مىكند خداى تعالىلَكُمُ الْآياتِبراى شما آيتهاى حكمت خود رالَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَشايد كه تعقل كنيد در ان و حق و ثواب را دريابيدإِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَجز اين نيست كه گرويدگان كاملالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِآنانند كه گرويدهاند به خداى تعالىوَ رَسُولِهِو برسول او از صميم دلوَ إِذا كانُواو چون باشندمَعَهُبا رسول وى صلى اللّه عليه و سلّمعَلى أَمْرٍ جامِعٍبر كارى جمعآرنده يعنى مهمى كه بشرع ايشان را مجتمع بايد شد چون جمعات و اعياد و حروب و مشاورات و نماز استسقالَمْ يَذْهَبُوانروند از نزديك وىحَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُتا وقتى كه دستورى طلبند ازو و او تشريف اذن ارزانى فرمايدإِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَبه درستى كه آنان كه دستورى طلبند از توأُولئِكَ الَّذِينَآن گروه آنانند كه از صدقيُؤْمِنُونَمىگروندبِاللَّهِ وَ رَسُولِهِبه خداى تعالى و رسول او و تصديق مىنمايند تعريض بجمع منافقان است كه در غزوه تبوك بتخلف از جهاد دستورى مىجستند و درباره ايشان نازل شد كه انما يستاذنك الذين لا يؤمنون باللّه الآيهفَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَپس چون طلب اذن كنند اين مؤمنان مخلص از تولِبَعْضِ شَأْنِهِمْبراى اصلاح و اتمام بعضى از كارهاى خودفَأْذَنْپس دستورى دهلِمَنْ شِئْتَهر كرا خواهىمِنْهُمْاز ايشان كه عذر واضح داردوَ اسْتَغْفِرْو با وجود اجازت طلب آمرزش كنلَهُمُ اللَّهَبراى ايشان از خداى تعالى چه تقديم امور دنيا بر مهم دين اگرچه بعذر باشد خالى از خللى نيست و گويا كه بخروج از جماعت اثماند پس براى ايشان استغفار كنإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌبه درستى كه خداى تعالى آمرزنده است تقصيرات بندگان رارَحِيمٌمهربانست بر تخفيف تكليف ايشان .