كه پيش از ايشان بودند و البته محكم كند براى ايشان دين ايشان را كه پسنديده است براى ايشان و البته بدل كند دربارهء ايشان بعد از ترس ايشان ايمنى را پرستش كنند مرا شريك مقرر نكنند با من چيزى را و هر كه ناسپاسى كند بعد ازين پس آن جماعه ايشانند فاسقان ( 55 )
24 / 56
و برپاداريد نماز را و بدهيد زكات را و فرمانبردارى كنيد پيغامبر را بود كه بر شما رحم كرده شود ( 56 )
24 / 57
مپندار كافران را عاجزكننده در زمين و جاى ايشان آتش است و آن بد بازگشت است ( 57 )
شرح
مِنْ قَبْلِهِمْپيش از ايشان يعنى بنى اسرائيل كه زمين مصر و شام بديشان داد تا تصرف كردند در ان چنان كه ملوك در ممالك خود مىكنند و در اندك فرصتى بوعده مؤمنان وفا فرموده جزائر عرب و ديار كسرى و بلاد روم بديشان ارزانى داشت و اميدست كه جميع اطراف و اكناف مشارق و مغارب به حكملِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ *به حوزه تسخير ملازمان شرع نبوى و متابعان احكام ملّت مصطفوى درآيد نظمدمبهدم صيت كمال دولت خدام * او عرصه روى زمين را سر بسر خواهد گرفتشاهباز همتش چون بركشايد بال قدر * از ثريا تا ثرى در زير پر خواهد گرفتاين آيت دليل اعجاز از قرآن است و حجت صحت نبوّت و برهان خلافت خلفاى راشدين ديگر فرمودوَ لَيُمَكِّنَنَّو هر آئينه با قوت متمكن سازدلَهُمْ دِينَهُمُبراى ايشان دين ايشان راالَّذِي ارْتَضى لَهُمْآن دين كه پسنديده است مر ايشان را يعنى دين اسلام مراد آنست كه او را بر همه اديان غالب گرداندوَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْو هر آئينه بدل دهد ايشان رامِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْاز پس ترس ايشان از اعادىأَمْناًايمنى از ايشانيَعْبُدُونَنِيبپرستند مرا در زمان خلافتلا يُشْرِكُونَشريك نسازندبِي شَيْئاًبا من چيزى را يعنى اختيار و جاه ايشان را از عبادت و توحيد باز نداردوَ مَنْ كَفَرَو هر كه كفران ورزد در اين نعمتبَعْدَ ذلِكَبعد از راست شدن وعدهفَأُولئِكَپس آن گروه كافر نعمتهاهُمُ الْفاسِقُونَايشانند كاملان در فسق ثعلبى رح آورده كه قتله ذو النورين رض اوّل جمعى بودند كه كفران اين نعمت ورزيدندوَ أَقِيمُوا الصَّلاةَو بهپاى داريد نماز مفروض راوَ آتُوا الزَّكاةَو بدهيد زكات واجب راوَ أَطِيعُوا الرَّسُولَو فرمان بريد رسول را بهر چه فرمايدلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَشايد كه شما رحمت كرده شويدلا تَحْسَبَنَّمپندار اى محمد صالَّذِينَ كَفَرُواآنان را كه نهگرويدندمُعْجِزِينَعاجزكنندگان مر خداى را از عذاب كردنفِي الْأَرْضِدر زمين يا پيشىگيرندگان بر وى يعنى نتوانند كه بر حق سبحانه پيشى گيرند و عذاب او را از خود فوت كنندوَ مَأْواهُمُ النَّارُو بازگشت ايشان آتش دوزخ استوَ لَبِئْسَ الْمَصِيرُو بد بازگشتى است آتش دوزخ در اسباب نزول آورده كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلّم غلامى انصارى را كه مدلج بن عمر نام داشت بوقت نيمروز بطلب فاروق رضى اللّه عنه فرستاد و مدلج بىاجازت درآمد و فاروق رض خفته بود و جامه از بالاى بعضى اعضاى او دور شده بود و قولى آنست كه بيدار بود و باز وجه ، خود ملاعبه مىفرمود و از درآمدن غلام كراهتى تمام بدل وى راه يافت بر زبان مباركش جارى شد كه چه بودى كه حق سبحانه نهى فرمودى كه آباء و انباء و خدم و حشم ما در مثل اين ساعات بىدستورى در خانه ما درنيايند تا بر سر امور مخفيه مطلع نشوند بعد از آنكه به خدمت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم آمد اين آيت نازل شده بود .