24 / 48
و چون خوانده مىشوند بسوى خدا و رسول او تا حكم فرمايد ميان ايشان ناگهان جماعتى از ايشان روىگردانندگانند ( 48 )
24 / 49
و اگر باشد ايشان را حق بيايند بهسوى او گردن نهاده ( 49 )
24 / 50
آيا در دل ايشان بيماريست يا در شك افتادند يا مىترسند از آنكه ستم كند بر ايشان خدا و رسول او بلكه اين جماعت ايشانند ستمكاران ( 50 )
24 / 51
جز اين نيست كه مىباشد قول مسلمانان چون خوانده مىشود ايشان را بسوى خدا و رسول او تا حكم كند ميان ايشان آنكه گويند شنيديم و فرمانبردارى كرديم و اين جماعه ايشانند رستگاران ( 51 )
24 / 52
و هر كه فرمانبردارى كند خدا و رسول او را و ترسد از خدا و حذر كند از عذاب او پس اين جماعت ايشانند بمراد رسندگان ( 52 )
شرح
وَ إِذا دُعُواو چون خوانده شوندإِلَى اللَّهِبكتاب خداىوَ رَسُولِهِو به حكم رسول اولِيَحْكُمَتا حكم كند پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم به راستىبَيْنَهُمْميان ايشانإِذا فَرِيقٌناگاه گروهىمِنْهُمْاز ايشان كه بشر است يا مغيرهمُعْرِضُونَاعراضكنندگانند از محكمه عليه نبويه صلى اللّه عليه و آله و سلّموَ إِنْ يَكُنْو اگر باشدلَهُمُ الْحَقُّمر ايشان را حق يعنى حكم براى ايشان بوديَأْتُوا إِلَيْهِبيايند بسوى پيغمبرمُذْعِنِينَفرمانبرندگان و انقيادكنندگان يعنى اگر دانند كه براى ايشان حكم واقع خواهد شد فرمان برندهاند و اگر معلوم كنند كه حكم بر ايشان خواهد بود سرباززنندهاندأَ فِي قُلُوبِهِمْآيا در دلهاى ايشانمَرَضٌبيماريست يعنى كفر و ميل بظلمأَمِ ارْتابُوايا در شك افتادند در باب پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم و ازو تهمتى مشاهده كردهاند كه برو اعتماد راستى نماندأَمْ يَخافُونَآيا مىترسندأَنْ يَحِيفَ اللَّهُآنكه حيف كند خداى تعالى در نزول حكمى وجود نمايدعَلَيْهِمْبر ايشانوَ رَسُولُهُو ميل كند رسول او در حكومتبَلْنه چنين است كه پيغمبر ص محل تهمت باشد يا خدا و رسول او حيف كند بلكهأُولئِكَآن گروههُمُ الظَّالِمُونَايشانند ستمكاران بر خصوم يا بر نفسهاى خود يا بابا و امتناع از حكم خدا و رسولإِنَّما كانَجز اين نيست كه هستقَوْلَ الْمُؤْمِنِينَگفتار گرويدگانإِذا دُعُواچون خوانده شوندإِلَى اللَّهِبكتاب خداى تعالىوَ رَسُولِهِو بسوى پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّملِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْتا حكم كند ميان ايشان بوقت مخاصمتأَنْ يَقُولُواآنكه او گويندسَمِعْناشنيديم قول تراوَ أَطَعْناو فرمانبرداريم امر ترا مصرع بهر چه حكم كنى در ميان ما حكمىوَ أُولئِكَو آن گروه كه چنين گويندهُمُ الْمُفْلِحُونَايشانند رستگاران از دركات سخط ربانى و رسيدگان بدرجات رضاى سبحانىوَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَو هر كه فرمان برد خداى تعالى را در فرائضوَ رَسُولَهُو فرستاده او را در سنن يا در هر چه فرمايندوَ يَخْشَ اللَّهَو بترسد از عذاب خداى بر گناهان گذشتهوَ يَتَّقْهِو بپرهيزد از خشم او و معصيت نكند در زمان آيندهفَأُولئِكَپس آن گروههُمُ الْفائِزُونَايشانند فوزيافتگان بنعيم مقيم در كشاف آورده كه يكى از ملوك التماس آيتى كرد كه عمل بدان كافى باشد و محتاج آيت ديگر نشود علماى زمان بدين آيت اتفاق كردند چه حصول فوز و فلاح جز فرمانبردارى و خشيت و تقوى متصور نيست بيتاينك ره اگر مقصد اقصى طلبى * و اينك عمل اگر رضاى مولى طلبى .