تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
24 / 36 در خانه‌هاى كه دستورى داده است خدا كه بلند كرده شود آن را و ياد كرده شود آنجا نام او به پاكى ياد مىكنند خدا را آنجا صبح و شام ( 36 ) 24 / 37 مردانى كه بازندارد ايشان را سوداگرى و نه خريد و فروخت از ياد كردن خدا و برپاداشتن نماز و دادن زكات مىترسند ازان روز كه مضطرب شوند دران دلها و ديدها ( 37 ) 24 / 38 تا جزا دهد ايشان را خدا بعوض بهترين آنچه كردند و زياده دهد ايشان را از فضل خويش و خدا روزى مىدهد هر كرا خواهد به غير شمار يعنى بسيار ( 38 )
شرح
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُتسبيح گويند خداى تعالى را در خانهاى كه دستورى داد خداى و امر كردأَنْ تُرْفَعَآنكه برداشته شود قدر او بتعظيم يعنى آن را رفيع القدر و بزرگ مرتبه دانند يا بردارند در ان آوازها تا برداشته شود به حق سبحانه حاجتها در ان بيوتوَ يُذْكَرَ فِيهَاو ياد كرده شود در ان خانهااسْمُهُنام او مراد از بيوت مساجد است كه اشرف اماكن و ارفع مساكن از جميع بقاع آنست كه در آنجا بذكر و نماز اشتغال بايد نمود و از سخن دنيا و كلام ما لا يعنى محترز بايد بود يا بيوت انبياء ع يا بيوت مدينه يا حجرات طاهره و بعضى رفع را حمل كنند بر ساختن و افراشتن بنا چنانچه فرمود و اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت و گويند بيوت عبارت از چهار خانه است كه بامر الهى متصدى عمارت آن پيغمبران ع بودند كعبه معظمه كه بسعى خليل ع و مدد اسماعيل ع تمام شده و بيت المقدس كه رفع قواعد در ايام خلافت داود و اتمام آن بر دست سليمان ع اتفاق افتاده و مسجد مدينه و مسجد قبا كه عمارت آن هر دو به اشارت حضرت مصطفى صلى اللّه عليه و عليهم اجمعين بودهيُسَبِّحُ لَهُتسبيح گفته شود يا نماز گذارند مر خداى رافِيهَادر ان بيوتبِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِبه بامداد و شبانگاهرِجالٌمسبحان يا مصليان مردانند كه از غايت استغراق در مقام شهود ولا تُلْهِيهِمْمشغول نمىسازد و باز نمىدارد ايشان راتِجارَةٌبازرگانى يعنى خريدن متاعى كه از ان توقع سودى باشدوَ لا بَيْعٌو نه فروختن آنها يعنى داد و ستد و خريد و فروخت ايشان را مانع نبودعَنْ ذِكْرِ اللَّهِاز ياد كردن خداى تعالىوَ إِقامِ الصَّلاةِو به‌پاى داشتن نمازوَ إِيتاءِ الزَّكاةِو از دادن زكات محققان برآنند كه چون بيع و شرا كه اعظم اشغال دنيويست ايشان را از ذكر مانع نبود باقى اشتغال بطريق اولى صاحب كشف الاسرار آورده كه ظاهر ايشان با خلق است و باطن ايشان در شهود اسماء و صفات حق و به حقيقت اين روش خواجگان ماوراءالنهرست آورده‌اند كه ملك حسين كرد كه والى هرات بود از حضرت خواجه قطب الاقطاب خواجه بهاء الدين نقشبند قدس سره پرسيد كه در طريقه شما ذكر جهر و خلوت و سماع مىباشد فرمودند كه نمىباشد پس گفت بناى طريقه شما چيست فرمودند كه خلوت در انجمن به ظاهر با خلق و به باطن با حق بيتاز درون شو آشنا و از برون بيگانه‌وش * اين چنين زيبا روش كم مىبود اندر جهان- آنچه حق تعالى مىفرمايد لا تليهم تجارة و لا بيع عن ذكر اللّه اشارت به اين مقام است و حضرت حقائق‌پناهى قدس سره در بيان اين طريقه انيقه فرموده‌اند رباعىسر رشته دولت اى برادر به كف آر * وين عمر گرامى به خسارت مگذاردائم همه جا با همه كس در همه حال * مىدار نهفته چشم دل جانب ياريَخافُونَمىترسند اين مردمان با وجود چنين توجه و استغراقيَوْماً تَتَقَلَّبُاز روز كه بگرددفِيهِ الْقُلُوبُدر ان روز دلهاى يعنى از هول متحيّر گردد و صفت آرامش باضطراب متغير شودوَ الْأَبْصارُو بگردد ديدها و از هر طرف بنگرد تا به بيند كه نامه اعمال وى از كجا به دو مىآيدلِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُمتعلق است به يخافون يعنى مىترسند تا جزا دهد خداى ايشان را به سبب آن ترسأَحْسَنَ ما عَمِلُوانيكوترين جزاى آنچه كرده‌اند يعنى بهشت موعودوَ يَزِيدَهُمْو زياده كند در پاداش ايشانمِنْ فَضْلِهِاز فضل خود يعنى وراى جزاى موعود ايشان را عطاها كرامت فرمايد كه هرگز در خاطر ايشان خطور نكرده باشدوَ اللَّهُ يَرْزُقُو خداى تعالى روزى مىدهد در دنيامَنْ يَشاءُهرك را مىخواهدبِغَيْرِ حِسابٍبىحساب يعنى بر ان روزى حساب نكند يا زياده از ان دهد در عقبى كه بخير شمار درآيد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 781 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )