تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧
كه صاحب شهوت نباشند از مردان يا طفلانى كه هنوز مطلع نشده‌اند بر شرمگاه زنان و نزنند زمين را به پاى خويش تا دانسته شود آنچه پنهان مىكردند از زيور خويش و رجوع كنيد به‌سوى خدا همه يك جا اى مسلمانان بود كه رستگار شويد ( 31 ) 24 / 32 و بنكاح آريد زنان بىشوهر را از قوم خويش و شايستگان را از بندگان خويش و كنيزكان خويش اگر درويش باشند توانگر كند ايشان را خدا از فضل خود و خدا بسياردهنده و دانا است ( 32 )
شرح
غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِجز خداوندان حاجت به زنانمِنَ الرِّجالِاز مردان شما يعنى آنها كه بطلب خوردنى به خانهاى آيند و به زبان هيچ حاجتى ندارند يعنى دغدغه شهوت نيست ايشان را چون پير سال‌خورده و عنين و ابلهانى كه مطلقا از مباشرت خبر ندارند و همّت ايشان و مقصود جز طعام نيست و اكثر ائمه حنفيه رح برآنند كه خصى و مجبوب و عنين در حرمت حكم اجانب دارند چه ايشان را آرزوى مباشرت هست غايتش آنكه توانائى بر آن نيستأَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَيا طفلان آنان كهلَمْ يَظْهَرُوامطلع نيستندعَلى عَوْراتِ النِّساءِبر عورات زنان يعنى تميز ندارند و از حال مباشرت به ايشان بىخبراند يا آنكه قادر نيستند بر اتيان زنا يعنى بالغ نشدند و به حد شهوت نرسيده‌اندوَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّو نزنند زنان پاى خلخال‌دار خود را بر زمين بوقت رفتنلِيُعْلَمَتا دانسته شودما يُخْفِينَآنچه پنهان مىدارندمِنْ زِينَتِهِنَّاز پيرايه خود كه خلخال است يعنى بايد كه آواز خلخال خود به گوش مردم نرسانند كه تا موجب ميل مردم بديشان شودوَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِو بازگرديد به خداى تعالىجَمِيعاًهمه شماأَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَاى گرويدگانلَعَلَّكُمْشايد كه شماتُفْلِحُونَرستگار شويد به توبه همه را به توبه فرمود چه هيچ يك از آدمى از خطره و جريمه خالى نيستند امام قشيرى رح قدس سره فرمود كه محتاج‌تر كسى به توبه آنست كه خود را محتاج به توبه نداند در كشف الاسرار آورده كه همه را از مطيع و عاصى به توبه فرمود تا عاصى خجل زده نشود چه اگر فرمودى كه اى گناهكاران شما توبه بكنيد موجب رسوائى ايشان شدى چون در دنيا ايشان را رسوائى نمىخواهد اميد است كه در عقبى نيز رسوا نكند نظمچو رسوا نكردى به چندين خطا * درين عالم پيش شاه و گدادر ان عالم هم بر خاص و عام * بيامرز و رسوا مكن و السلاموَ أَنْكِحُوا الْأَيامىاو بنكاح درآيد زنان بىشوهران رامِنْكُمْاز شما يعنى مرد را كه زن ندارد كه خدا سازيد و زنى را كه بىشوهر است به عقد كسى درآريدوَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْديگر نكاح كنيد نيكان و شايستگان را از بندگان خودوَ إِمائِكُمْو كنيزكان خود تخصيص صالحان جهت اهتمام است بشان ايشان و آنكه بسبب تزويج و تزوج در پرده عفت بمانندإِنْ يَكُونُوااگر باشند ايامى و صلحاء از عباد و اماءفُقَراءَدرويشان و تنگدستانيُغْنِهِمُ اللَّهُغنى گرداند ايشان را خداى تعالىمِنْ فَضْلِهِاز فضل خود به قناعت يا به اجتماع روزى در يك منزل كما قال عليه السلام طعام الواحد يكفى الاثنينوَ اللَّهُ واسِعٌو خدا فراخ‌بخشايش است سعت معيشت او دهدعَلِيمٌدانا است باستحقاق فقراء بسط بساط روزى او كند .