24 / 30
بگو به مردان مسلمانان كه بپوشند چشم خود را و نگاه دارند شرمگاهان خود را اين پاكيزهتر است ايشان را هر آئينه خدا خبردار است به آنچه مىكنند ( 30 )
24 / 31
و بگو زنان مسلمانان را كه بپوشند چشم خود را و نگاه دارند شرمگاه خود را و آشكارا نه كنند آرائش خود را يعنى مواضع زيور الا آنچه ظاهر است ازان موضع و بايد كه فروگذارند دامنهاى خود را بر گريبانهاى خود و ننماييد آرايش خود را الا به شوهران خويش يا پدران خويش يا پدران شوهران خويش يا پسران خويش يا پسران شوهران خويش يا برادران خويش يا پسران برادران خويش يا پسران خواهران خويش يا زنان خويش يا آنچه مالك او شده است دست ايشان يعنى غلامان يا طفلانى
شرح
قُلْبگو اى محمدلِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوامر مردان گرويده را كه فراگيرند و بپوشندمِنْ أَبْصارِهِمْديدههاى خود از ديدن نامحرم كه نظر سبب فتنه است و در ذخيرة الملوك آورده كه تيزروترين پيكى شيطان را در وجود انسان چشم است زيرا كه حواس ديگر در مساكن خود ساكنند و تا چيزى بديشان نمىرسد باستدراك آن مشغول نمىتواند شد اما ديده حاسّهايست كه از دور نزديك ابتلا و آثام را صيد مىكند نظماين همه آفت كه به تن مىرسد * از نظر توبهشكن مىرسدديده فروپوش چو در در صدف * تا نشوى تير بلا را هدفدر نفخات از شبلى قدس سره نقل مىكند كه بگو تا بپوشيد ديده سر را از محارم و ديده دل را از ما سوى اللّهوَ يَحْفَظُواو نگاه دارندفُرُوجَهُمْفرجهاى خود را از حرام يا پوشند عورات خود را از سرّة تا تحت ركبهذلِكَآن پوشيدن چشم و محافظت فرجأَزْكىپاكيزهتر است و سودمندترلَهُمْايشان را در دنيا و آخرتإِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌبه درستى كه خداى تعالى داناستبِما يَصْنَعُونَبهآنچه مىكنند از نظر بحلال و حرام و استعمال جوارح در طاعات و آثاموَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِو بگو مر زنان گرويده را كه از روى عفتيَغْضُضْنَبپوشندمِنْ أَبْصارِهِنَّديدههاى خود را و ننگرند به مردمان نامحرموَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّو نگاه دارند فرجهاى خود را از زنا . . .وَ لا يُبْدِينَو ظاهر نسازندزِينَتَهُنَّآرائش خود را از پيرايها ، و جامها و رنگها و جز آنإِلَّا ما ظَهَرَمگر آنچه ظاهر شودمِنْهااز وقت ساختن كارها چون خاتم و اطراف ثياب و كحل در عين و خضاب در كف و گفتهاند مراد از زينت مواضع آنست پس مستثنى وجه باشد و كفّينوَ لْيَضْرِبْنَو بايد كه فروگذارندبِخُمُرِهِنَّمقنعهاى خود راعَلى جُيُوبِهِنَّبر گريبانهاى خويش يعنى گردن خود را به مقنعه بپوشند تا موى و بناگوش و گردن و سينهاى ايشان پوشيده ماندوَ لا يُبْدِينَو آشكارا نهكنندزِينَتَهُنَّمواضع زينت خود را چون سر و ساعد و سينه و ساق كه موضع تاج و دستوانه و گردنبند و خلخال استإِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّمگر براى شوهران خويش كه تزئين براى ايشان استأَوْ آبائِهِنَّيا پدران خويش و پدر پدر حكم پدر داردأَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّيا پدران شوهران خويش كه ايشان در حكم پدرانند مر زن راأَوْ أَبْنائِهِنَّيا پسران خويش و پسران پسر هر چند كه باشند درين داخلاندأَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّيا پسران شوهران خود چه ايشان در حكم پسرانند مر زنان راأَوْ إِخْوانِهِنَّيا برادران خويشأَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّيا پسران برادران خود كه حكم برادران دارندأَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّيا پسران خواهران خود و اينها جماعتىاند كه نكاح زن با ايشان روا نيست و در محارم رضاعى نيز همين حكم ثابت است و ذكر اعمام و اخوال نكرد زيرا كه ايشان در حكم اخوانند و در انوار فرموده كه احوط آن است كه مواضع زينت بعم و خال ظاهر نكند كه شايد ايشان نزديك پسران خود تعريف كنند و موجب فتنه گرددأَوْ نِسائِهِنَّيا براى زنان اهل دين خويش مواضع زينت به مؤمنات نمايند در تبيان آورده كه يهوديه و نصرانيه و مجوسيه و وثنيه حكم مردان بيگانه دارند و مسلمه را اظهار زينت ؟ ؟ ؟ ايشان روا نيست زيرا كه حكم دين ميان اهل اسلام و كفر رسم آشنائى برانداخته و عفائف را نيز از ملاقات فواسق اجتناب مىبايد نمود و بعضى برانند كه مراد همه زنانند و از ايشان پرهيز نبايد كردأَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّيا آنچه مالك شده است آن را دستهاى ايشان يعنى نهپرهيزند زنان از آنان كه در ملك يمين باشند از كنيزكان خواه مؤمنه و خواه كافره و بهآنكه ايشان در نساء داخلاند اينجا ذكر كرد تا معلوم شود كه از امه غير مسلمه احتراز لازم نيست و گويند مراد همه بندگان زناند از اماء و عبيد و قولى آنست كه اگر غلام عفيف باشد نظر او بزن شايد و الا فلا و در احقاف آورده كه ابن المسيب فرموده است كه مغرور نگرداند شما را الفاظ او ما ملكت ايمانهن كه آن در باب اماست نه عبيد چه غالب آن است كه نساء بيع اما كنند نه عبيد و عبد زن حكم مرد اجنبى دارد جائز نيست كه نظر او به موئى مولاة و نه موضعى از مواضع زينت وى افتدأَوِ التَّابِعِينَيا پى روندگان .