تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧

[ سوره نور ]

بنام خدائى بخشاينده مهربان 24 / 1 اين سورتيست كه فروفرستاديم آن را و فرض ساختيم آن را و فرودآورديم دران آيات روشن بود كه شما پند گيريد ( 1 ) 24 / 2 زن زناكننده و مرد زناكننده بزنيد هر يكى را از ايشان صد دره و بايد كه در نگيرد شما را شفقت بر ايشان در جارى كردن شرع خدا اگر ايمان آورده‌ايد به خدا و روز آخر و بايد كه حاضر شوند به عقوبت ايشان جماعه از مسلمانان ( 2 )
شرح

سورة النور

مدنية و هى اربع و ستون آيةبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - سُورَةٌاين سوره‌ايست كه از عالم قدسأَنْزَلْناهافروفرستاديم آن را به وساطت جبرئيل عليه السلاموَ فَرَضْناهاو فرض كرديم بر شما احكامى كه درو استوَ أَنْزَلْنا فِيهاو فروفرستاديم در اوآياتٍ بَيِّناتٍآيتهاى روشن از حدود و احكاملَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَشايد كه شما پند پذيريد و از محارم بپرهيزيد و از جمله حكمها اينستالزَّانِيَةُ وَ الزَّانِيزن و مرد زناكننده چون غير محصن باشندفَاجْلِدُواپس بزنيد اى ائمّه و حكامكُلَّ واحِدٍهر يكى رامِنْهُمااز ان هر دومِائَةَ جَلْدَةٍصد تازيانه اين حكم خاص است به‌آنكه محصن نباشند چه حد محصن رجم است و در شرح طحاوى آمده كه شرائط احصان حريت است و بلوغ و عقل و اسلام و تزوج بنكاح صحيح مع الدخول و امام شافعى رح اسلام را شرط نمىكند و غير محصن را كه آزاد باشد با وجود جلد يك سال جلا مىفرمايد و امام مالك رح و احمد رح در نفى بكر با امام شافعى رح متفقند چه حديثى درين باب وارد شده كه مائة جلدة و تغريب عام صاحب كشاف فرموده كه تغريب عام نزد امام اعظم رح به همين آيت منسوخستوَ لا تَأْخُذْكُمْو فرانگيرد شما رابِهِمابه اين دو زناكنندهرَأْفَةٌمهربانىفِي دِينِ اللَّهِدر فرمانبردارى خداى تعالى يعنى مبخشانيد بر ايشان و تعطيل حد مكنيد و در ضرب مسامحت منمائيدإِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَاگر هستيد كه گرويده‌ايدبِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِبه خداى تعالى و بر روز قيامت چه ايمان به خدا اقتضاى جدوجهد مىكند در اقامت حدود اووَ لْيَشْهَدْو بايد كه حاضر شوندعَذابَهُمادر وقت عذاب آن هر دو تن يعنى در زمان اقامت حد بر ايشانطائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَگروهى از مؤمنان تا تشهير ايشان حاصل شود و آن تفضيح مانع گردد از معاودت به مثل آن عمل بقول امام مالك رح و امام شافعى رح از چهار كس كه بعدد شهود زنااند كمتر نباشند و بقول ائمه ديگر يك كس كافى است و تا ده نيز گفته‌اند در اسباب نزول از ابن عمر رضى اللّه عنه ، مردى است كه ام مهزول كه يكى از صواحب رايات بود در بيوت مواجير نشستى تقبل مىكرد كه هر كه او را بخواهد مئونت آن‌كس را به تمام كفايت كند مؤمنى خواست كه بدين طمع خام نان خود را پخته سازد و قصد نكاح وى كرد حضرت عزت جهت آنكه مسلمانى بدنام نشود اين آيت فرستاد .