تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 765

مساهمون:

ص٧٦٥
23 / 108 خدا فرمايد برسوائى دور شويد درينجا و سخن مگوئيد با من ( 108 ) 23 / 109 هر آئينه گروهى از بندگان من مىگفتند اى پروردگار ما ايمان آورديم پس بيامرز ما را و ببخشاى بر ما و تو بهترين بخشايندگانى ( 109 ) 23 / 110 پس مسخره گرفتيد ايشان را تا حدى كه فراموش گردانيدند ياد مرا از دل شما و شما بر ايشان مىخنديد ( 110 ) 23 / 111 هر آئينه من جزا دادم ايشان را امروز بمقابله صبر ايشان به آنكه ايشانند بمراد رسندگان ( 111 ) 23 / 112 گويد خدا چند مدّت درنگ كرديد در زمين به حساب شمار سالها ( 112 ) 23 / 113 گفتند درنگ كرديم يك روز يا بعض روز پس بپرس از شماركنندگان ( 113 ) 23 / 114 گفت خدا توقف نكرديد مگر اندكى كاش شما مىدانستيد ( 114 )
شرح
قالَ اخْسَؤُاگويد خداى خاموش باشيدفِيهادر دوزخوَ لا تُكَلِّمُونِو سخن مگوئيد با من در خروج يا دفع عذاب كه شما را بيرون نمىآريم يا از شما عذاب برنمىداريمإِنَّهُ كانَ فَرِيقٌبه درستى كه بودند گروهىمِنْ عِبادِياز بندگان من يعنى درويشان صحابه رض چون عمار و بلال و خباب رض و امثال ايشان كه پيوستهيَقُولُونَ رَبَّنامىگفتند اى پروردگار ماآمَنَّاگرويديم به توفَاغْفِرْ لَناپس بيامرز ما راوَ ارْحَمْناو ببخش بر ماوَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَو تو بهترين بخشندگانىفَاتَّخَذْتُمُوهُمْپس فراگرفتيد شما آن درويشان راسِخْرِيًّامهزوّ به يعنى كسى كه با او سخريه كند و فسوس دارند مراد آنست كه با ايشان استهزا مىكرديدحَتَّى أَنْسَوْكُمْتا آن وقتى كه فراموش گردانيدند ايشان ، يعنى فرط اشتغال شما به سخريه ايشان فراموش ساخت بر شماذِكْرِيياد كردن منوَ كُنْتُمْ مِنْهُمْو بوديد شما كه از ايشانتَضْحَكُونَمىخنديد از روى تكبر و تعظّم خود و تحقير و تذليل ايشانإِنِّيبه درستى كه منجَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَجزا مىدهم ايشان را امروزبِما صَبَرُوابه‌آنكه صبر كردند بر ايذا و آزار و سخريه شماأَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَبه درستى كه ايشان‌اند رسيدگان بمراد خود يعنى جزاى صبر ايشان فوز است بمطلوبقالَگويد خداى يا فرشته بامر او مر كافران را كه شماكَمْ لَبِثْتُمْچند درنگ كرديدفِي الْأَرْضِدر زمين كافران از روى غفلت و طول امل مىگفتند ما هميشه خواهيم بود در دنياى و نابود و فانى نخواهيم شد پس بطريق عتاب از ايشان پرسند چند درنگ نموديدعَدَدَ سِنِينَشمار سالهاى يعنى چند سال بوديد در دنيا زنده بر روى زمين و مرده در قبرقالُواگويندلَبِثْنا يَوْماًدرنگ كرديم روزىأَوْ بَعْضَ يَوْمٍيا پاره از روز ، كوته شمردند مدت لبث خود را به نسبت خلود در دوزخ يا از هول آتش فراموش كرده باشند گويند مدت بودن ما در دنيا مقدار روزى يا بعضى از روز بوده و ما بيش ازين نمىدانيمفَسْئَلِ الْعادِّينَپس بپرس اى پرستنده زمان لبث ما را از شمارندگان يعنى از ملائكه كه حفظه اعمار و انفاس ما بودندقالَگويد خداىإِنْ لَبِثْتُمْدرنگ نه‌كرديد در دنياإِلَّا قَلِيلًامگر اندكى به اضافت به آخرتلَوْ أَنَّكُمْاگر به درستى كه شماكُنْتُمْ تَعْلَمُونَهستيد كه بدانيد كه تمام دنيا در جنب آخرت اندكى است .