23 / 101
پس چون دميده شود در صور پس قرابتها نباشد ميان ايشان آنروز و نه با يكديگر سؤال و جواب كنند ( 101 )
23 / 102
پس هر كه گران آمد پلههائى ترازوئى او پس آن جماعه ايشانند رستگاران ( 102 )
23 / 103
و هر كه سبك شد پلهائى ترازوى او پس آن جماعه آنانند كه زيان كردند در حق خويش در دوزخ جاويدباشندگانند ( 103 )
23 / 104
مىسوزد روى ايشان را آتش و ايشان آنجا روى ترش هستند ( 104 )
23 / 105
( گوئيم ) آيا خوانده نمىشد آيات من بر شما پس آن را دروغ مىداشتيد ( 105 )
23 / 106
گفتند اى پروردگار ما غالب آمد بر ما بدبختى ما و بوديم گروهى گمراه ( 106 )
23 / 107
اى پروردگار ما بيرون آر ما را ازينجا پس اگر عود كنيم بكفر پس هر آئينه ما ستمكار باشيم ( 107 )
شرح
فَإِذا نُفِخَپس چون دميده شودفِي الصُّورِدر صور يعنى نفخه ثانيه يا ثالثه كه نفخه احياءست و قيامت قائم گرددفَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْپس نسبها نباشند ميان ايشانيَوْمَئِذٍدر ان روز يعنى علاقه نسبت منقطع گردد و هيچ ذى رحمى را بر كس خود رحم نباشد يوم يفر المرء من اخيه و امه و ابيه يا نسبى كه امروز بدان مفاخرت مىكنند فردا سبب نفع نشود چه در ان روز نسبت صحيح بايد نه نسبت صريح ان اكرمكم عند اللّه أتقاكموَ لا يَتَساءَلُونَو نه پرسند يك ديگر را از نسب يا كسى كسى را نپرسد جهت مشغولى به حال خود و اين قبل از محاسبه باشد و بعد از ان حال يكديگر مىپرسند كما قال اللّه تعالى و اقبل بعضهم على بعض يتساءلونفَمَنْ ثَقُلَتْپس هرك را گران آيدمَوازِينُهُترازوهاى او باعمال صالحه چون مؤمنانفَأُولئِكَپس آن گروههُمُ الْمُفْلِحُونَايشانند رستگاران از دركاتوَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُو هر كه سبك باشد ميزانهاى او به جهت آنكه عمل صالح نكرده باشد چون مشركان و منافقانفَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواپس آن گروه آنانند كه زيان كردهاندأَنْفُسَهُمْدر نفسهاى خود يعنى سرمايه عمر بباد غفلت بردادند و استعدادات حصول كمال را بطلب آرزوهاى نفس و متابعت شهوات ضائع ساختند و ايشانفِي جَهَنَّمَ خالِدُونَدر دوزخ جاويدماندگاناندتَلْفَحُمىسوزدوُجُوهَهُمُ النَّارُرويهاى ايشان را آتشوَ هُمْ فِيهاو ايشان در آتشكالِحُونَترشروياناند يا از شدت احتراق زشترويانند و ابو سعيد خدرى رض از حضرت رسالتپناه ص در تفسير اين آيت روايت مىكند كه بريان سازد روى كافران را آتش دوزخ پس بر جهد يعنى بالا رود لب زبرين او تا به ميان سرش برسد و فروافتد لب زيرين او تا برسد به نافش در موضح آورده كه مسافت ميان شفتين او چهل ذراع بود پس حق تعالى گويد ايشان راأَ لَمْ تَكُنْ آياتِيآيا نبود آيتهاى من يعنى قرآن در دنياتُتْلى عَلَيْكُمْخوانده مىشد بر شمافَكُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَپس بوديد كه بدان تكذيب مىكرديد تا مستحق اين عقوبت شديدقالُوا رَبَّناگويند اى پروردگار ماغَلَبَتْ عَلَيْناغالب شد بر ماشِقْوَتُنابدبختى ما يعنى شقاوتى كه بر ما نوشته بودى در لوح محفوظ و بدان حكم كرده يا غالب شد گناهان ما كه موجب شقاوت است بر ماوَ كُنَّا قَوْماًو بوديم ما گروهىضالِّينَگمراهان از طريق حقرَبَّنا أَخْرِجْنااى آفريدگار ما بيرون آر ما رامِنْهااز آتش دوزخ تا تدارك حال و تلافى كار خود كنيمفَإِنْ عُدْناپس اگر بازگرديم بكفر و تكذيبفَإِنَّا ظالِمُونَپس به درستى كه ما ستمكاران باشيم بر نفس خود آخر سخنى كه دوزخيان گويند اين باشد .