23 / 115
آيا پنداشتيد كه آفريديم شما را بيهوده و آنكه شما بسوى ما گردانيده نشويد ( 115 )
23 / 116
پس برتر است خدا پادشاه ثابت نيست هيچ معبود غير او پروردگار عرش گرامى قدر ( 116 )
23 / 117
و هر كه بخواند با خدا معبود ديگر را كه هيچ حجتى نيست پرستنده را به ثبوت آن معبود پس جز اين نيست كه حساب او نزديك پروردگار اوست هر آئينه رستگار نمىشوند كافران ( 117 )
23 / 118
و بگو اى پروردگار من بيامرز و ببخشاى و تو بهترين بخشايندگانى ( 118 )
شرح
أَ فَحَسِبْتُمْآيا پنداشتيد شما از فرط غفلتأَنَّما خَلَقْناكُمْآنكه ما شما را آفريديمعَبَثاًببازى يا از براى بازىوَ أَنَّكُمْ إِلَيْناو گمان مىبرديد آنكه شما بسوى مالا تُرْجَعُونَبازگرديده نشويد براى مجازات اعمال يعنى شما را براى عبادت آفريديم و مكافات كردار شما را مقرر كردهايم در لطائف قشيرى مذكور است كه عبث مشغولى باشد به چيزى كه از حق بازدارد و خداى تعالى ما را براى آن نيافريده و بدان امر نكرده شيخ ابو بكر واسطى قدس سره روزى اين آيت مىخواند فرمود كه نى نى خلق را بعبث نيافريد بلكه خواست كه هستى وى آشكارا شود و از مصنوعات وى بصفات كماليه وى راه برند و گفتهاند شما را ببازى نيافريدهام بلكه براى ظهور نور محمدى عليه الصلاة و السلام آفريدهام چه در ازل مقرر شده بود كه آن گوهر تابان از صدف جنس انس بيرون آيد پس او اصل است و شما همه فرع وىايد نظمهفت و نه و چار كه پرداختند * خاص پى مركب او ساختنداوست شه و آدميان جمله خيل * اصل وى و جمله عالم طفيلدر بحر الحقائق آورده كه شما را از براى آن آفريدهام تا بر من سود كنيد نه به جهت آنكه من بر شما سود كنم و گويند ملائكه را آفريد تا مظهر قدرت باشند و آدميان را خلق كرد تا مخزن جوهر محبت باشند و در بعضى كتب سماوى هست كه اى فرزندان آدم همه اشيا را از براى شما آفريدهام و شما را براى خود در سرّ كنت كنزا مخفيا اينجا ظهورى تمام دارد كما اشار اليه المولوى قدس سره مثنوىاى ظهور تو به كلى نور نور * گنج مخفى از تو آمد در ظهورگنج مخفى بود زير خاك كرد * خاك را تابانتر از افلاك كردگنج مخفى بد ز پرّى جوش كرد * خاك را سلطان اطلسپوش كردخويش را نشناخت مسكين آدمى * از فزودنى آمد و شد در كمىخويشتن را آدمى ارزان فروخت * بود اطلس خويش را بر دلق دوختاى غلامت عقل و تدبيرات و هوش * تو چرا اى خويش را ارزان فروشفَتَعالَى اللَّهُپس برترست خداى تعالى و بزرگتر از آنكه بعبث بيافريندالْمَلِكُ الْحَقُّپادشاه بسزالا إِلهَ إِلَّا هُوَنيست هيچ معبودى مستحق عبادت مگر اورَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِآفريدگار عرش بزرگ يا عرشى كه كريم است خيرات و بركات ازو نازل مىشودوَ مَنْ يَدْعُو هر كه مىخواند يعنى بپرستدمَعَ اللَّهِبا خداى به حقإِلهاً آخَرَخداى ديگر رالا بُرْهانَهيچ حجتى نيستلَهُمر پرستنده رابِهِبه پرستش آنفَإِنَّما حِسابُهُپس جزين نيست كه حساب عمل آن كس و مكافات كردار اوعِنْدَ رَبِّهِنزديك پروردگار اوست و به قدر استحقاق او را پاداش خواهد دادإِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَبه درستى كه فلاح نيابند و رستگار نشوند ناگرويدگانوَ قُلْ رَبِّ اغْفِرْو بگو اى محمد اى آفريدگار من بيامرز مرا و امت مراوَ ارْحَمْو ببخشاى بر من و بر ايشان به رحمت واسعه خودوَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَو تو بهتر رحمكنندگانى و در خبر آمده كه اوّل سوره قد افلح و آخر آن گنجيست از گنجهاى عرش الهى .