23 / 89
خواهند گفت اين همه خداى راست بگو پس از كجا فريب داده مىشويد ( 89 )
23 / 90
بلكه آوردهايم به ايشان سخن راست را و هر آئينه ايشان دروغگواند ( 90 )
23 / 91
هيچ فرزند نگرفته است خدا و نيست همراه او هيچ خدائى ديگر آنگاه ببردى هر خدائى چيزى كه آفريده بود و هر آئينه غالب آمدى بعض ايشان بر بعض به پاكى صفت مىكنم خداى را از آنچه تقرير مىكنند ( 91 )
23 / 92
دانندهء نهان و آشكار است برتر است از آنچه شريك مىآرند ( 92 )
23 / 93
بگو اى پروردگار من اگر بنمائى مرا آنچه ترسانيده مىشوند ( 93 )
23 / 94
اى پروردگار من داخل مكن مرا در گروه ستمكاران ( 94 )
23 / 95
و هر آئينه ما بر آنكه بنمايم ترا آنچه وعده مىدهيم به ايشان توانائيم ( 95 )
شرح
سَيَقُولُونَزود باشد كه گويند اين صفات كه تو گفتىلِلَّهِمر خداى راست كه مالك الملكوت و مجير بندگان استقُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَبگو پس از كجا فريب يافته مىشويد و چگونه از راه حق برمىگرديد با وجود ظهور نور توحيد و تظاهر دلائل بر وحدت ملك مجيد طريق حق را گذاشته كجا مىرويد نظماى كه پى نفس و هوا مىروى * راه نه اين استخطا مىروى راه روان زان ديگر روند * پس تو بدين راه چرا مىروىمنزل مقصود در ان جانب است * پس تو ازين سوى كجا مىروىبَلْ أَتَيْناهُمْ بِالْحَقِّبلكه آورديم بديشان راستى را از توحيد و وعده حشر و نشروَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَو به درستى كه ايشان دروغگويانند در آنكه تكذيب اين قول مىكنند يا در نسبت اتخاذ ولد و شريك به بارىتعالىمَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍفرا نگرفت خداى تعالى هيچ فرزندىوَ ما كانَ مَعَهُو نيست با اومِنْ إِلهٍهيچ خداى كه در الوهيت شريك او بود چه اگر او را شريك باشد در خداى و خدا بايد كه آفريننده بود پس هر آئينه شريك او را مخلوقى چند باشدإِذاًآن هنگاملَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَببرد هر خداى آن را كه آفريده بود و در ان مستقل و مستبد باشد پس مخلوق را علامتى بايد كه بدان متميز باشد مخلوق اين خداى از مخلوق آن خداى ديگر و مشاهده مىرود كه ميان جميع مخلوقات تميز نيست پس ثابت شد كه با او هيچ خدائى نيست وحده لا شريك له و ديگر آنكه اگر با او خداى بودى چنانچه گفته شد مخلوق خود را جدا كردى و ملك او از ملك اين ممتاز شدى هر آئينه طرح نزاع و حرب ميان ايشان پديد آمدى چنانچه از حال ملوك دنيا معلوم استوَ لَعَلاو هر آئينه برترى جستندى و غلبه خواستندىبَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍبرخى از الهه بر برخى و باجماع و به استقرا معلوم شد كه اين تحارب و تنازع واقع نيست پس او را شريك نه بودسُبْحانَ اللَّهِپاك است خداى تعالى بىهمتاعَمَّا يَصِفُونَاز آنچه صفت مىكنند او را بدان يعنى اتخاذ فرزند و انبازعالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِاوست داناى پوشيده و آشكارافَتَعالىپس بزرگتر و برتر استعَمَّا يُشْرِكُونَاز آنچه شريك مىگيرند براى او پس براى دلخوشى حضرت رسالت پناه عليه الصلاة و السلام از انزال عذاب به مشركان خبر مىدهد و مىفرمايد كهقُلْبگو اى محمد ص بطريق دعارَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّياى پروردگار من اگر بنمائى مرا و بىشبهه مىنمائىما يُوعَدُونَآنچه وعده داده شدهاند كافران از عذاب در دنيا و آخرترَبِّ فَلا تَجْعَلْنِياى پروردگار من پس مدار مرافِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَدر گروه ستمكاران يعنى در عذاب قرين ايشان مساز اين سخن به جهت تواضع و كسر نفس است يا تنبيهه بر آنكه شومى ظلم مىتواند بود كه به بىگناه نيز برسد و مراد از ظلم اينجا شرك استوَ إِنَّابه درستى كه ما خداونديمعَلى أَنْ نُرِيَكَبر آنكه بنمائيم توما نَعِدُهُمْآنچه وعده داديم ايشان را از عقوبتلَقادِرُونَهر آئينه توانائيم اما تاخيرى كه در ان مىرود بسبب آنست كه بعضى از ايشان يا اعقاب ايشان ايمان خواهند آورد .